تفسیر
محمد نقی رفعت نژاد
چکیده
مقاله حاضر با هدف بررسی جایگاه و کاربرد روایات تفسیری اهل بیت ع در تفسیرتبیان به بررسی عملکرد شیخ طوسی در قبال روایات تفسیری ائمه(علیهم السلام) به روش توصیفی تحلیلی پرداخته و در بررسی های انجام شده تبیین شد که عملکرد این مفسر در مورد روایات مربوط به آیات احکام نازل شده از ائمه (علیهم السلام) نسبتاً بهتر از عمکردش در قبال سایر روایات ...
بیشتر
مقاله حاضر با هدف بررسی جایگاه و کاربرد روایات تفسیری اهل بیت ع در تفسیرتبیان به بررسی عملکرد شیخ طوسی در قبال روایات تفسیری ائمه(علیهم السلام) به روش توصیفی تحلیلی پرداخته و در بررسی های انجام شده تبیین شد که عملکرد این مفسر در مورد روایات مربوط به آیات احکام نازل شده از ائمه (علیهم السلام) نسبتاً بهتر از عمکردش در قبال سایر روایات تفسیری آنها بوده و در این مورد باید گفت؛ شیخ طوسی برخی از روایات را اصلا ذکر نکرده و برخی را هم که ذکر کرده یا به صورت اشاره ضمنی به مضمون روایت و نقل آن از قول دیگران و یا اشاره صریح به روایت امام معصوم (علیه السلام)بوده است که البته در این مورد نیز اگرچه بعضاً روایات را با ذکر نام و حفظ شأن معصوم (ع )آورده اما برخی از روایات را نیز به صورت مجهول و بدون نام معصوم )ع( و برخی را با مقدم داشتن نام راوی غیر معصوم ذکر کرده است.
محمدنقی رفعتنژاد؛ محمدامین مؤمنی
چکیده
واژه تقوا و مشتقات آن بهویژه فعلِ «إتّقی» از واژگان بسیار پرکاربر در فرهنگ و متون دینی اسلام بهویژه آیات و روایات است. اهمیت معناشناسی این واژه پیش از هر چیز و پیچیدگی نسبی مفهومی آن از یکسو و برداشتهای نادرست معنایی از آن از سوی دیگر سبب شد تا با پژوهشی کامل به معناشناسی این واژه و مشتقات آن بهویژه «اتقی» بپردازیم. ...
بیشتر
واژه تقوا و مشتقات آن بهویژه فعلِ «إتّقی» از واژگان بسیار پرکاربر در فرهنگ و متون دینی اسلام بهویژه آیات و روایات است. اهمیت معناشناسی این واژه پیش از هر چیز و پیچیدگی نسبی مفهومی آن از یکسو و برداشتهای نادرست معنایی از آن از سوی دیگر سبب شد تا با پژوهشی کامل به معناشناسی این واژه و مشتقات آن بهویژه «اتقی» بپردازیم. در مقاله پیش رو مباحث معناشناسی این واژه و برخی مشتقاتش در 4 محور به بحث گذارده شده است: 1. ریشه تقوی و صیغه آن 2. معنا و مفهوم دقیق ریشه مشتقات (وقی)؛ 3. معنا و مفهوم هیئت فعل اتّقی؛ 4. معنای اتقوا الله و مقصود از آن. در این مقاله به اثبات میرسد که این ماده در تمام کاربردهای خود بر نوعی حفظ و نگهداری دلالت میکند و اتّقاء از چیزی به معنای محافظت شدن و مصون ماندن از امری است که انسان از گزند او در امان نبوده؛ درنتیجه از او ترسیده و دوری میگزیند. باب افتعال در این واژه معنای مطاوعه را میرساند. تقوای خدا و اتقای از او در حقیقت اتقای از صفات جلالیه و عذاب اوست و جمله اتقوا الله و مانند آن از اوامر انذاری بوده و در مقام تخویف و تحدیر به کار میرود. شیوه پژوهش در این مقاله توصیفی- تحلیلی با استفاده از نظریات بزرگان بهویژه اهل لغت و با بهکارگیری روش استنباطی و اجتهادی است.
محمدتقی رفعتنژاد؛ رحمتالله عبداللهزاده؛ عباس حاجیها؛ جواد پاک
چکیده
وجود آیات بهظاهر متفاوت در قرآن کریم پیرامون مسأله هدایت و ضلالت، و آیاتی که بیانگر عمومیت مشیت و اراده الهی و حاکمیت آن بر نظام آفرینش میباشد، آن را به یک دلمشغولی فکری و دینی میان متکلمان، و مفسران اسلامی تبدیل نموده و موجب پیدایش آرای متفاوتی در این خصوص شده است و این امر در تفاسیری که با صبغه کلامی به نگارش در آمدهاند از نمود ...
بیشتر
وجود آیات بهظاهر متفاوت در قرآن کریم پیرامون مسأله هدایت و ضلالت، و آیاتی که بیانگر عمومیت مشیت و اراده الهی و حاکمیت آن بر نظام آفرینش میباشد، آن را به یک دلمشغولی فکری و دینی میان متکلمان، و مفسران اسلامی تبدیل نموده و موجب پیدایش آرای متفاوتی در این خصوص شده است و این امر در تفاسیری که با صبغه کلامی به نگارش در آمدهاند از نمود بیشتری برخوردار بوده است و در این میان، فخر رازی و علامه طباطبایی بهعنوان نمایندگان دو مکتب تفسیری اشاعره و امامیه براساس مبانی، قواعد، و پیشدانستههای مبنایی، ابزاری و محتوایی تفسیری، مانند اعتقاد یا عدماعتقاد، به نقش آیات قرآن در تفسیر یکدیگر، نقش سیاق آیات در فهم صحیح دیگر آیات، برخورداری قرآن از زبان خاص، حجیت سخنان اهل بیت علیهمالسلام در تفسیر که به نص حدیث ثقلین همتای قرآن دانسته شدند، حجیت عقل در تفسیر قرآن و حسن و قبح عقلی، برداشتهای متفاوتی پیرامون آیات مرتبط با مساله هدایت و ضلالت و رابطه آن با اراده و مشیت الهی داشتهاند، به طوری که فخررازی با تکیه برمبانی کلامی اشعری وقوع همه حوادث عالم و صدور تمامی افعال انسان در زندگی فردی و اجتماعی، از جمله مسأله هدایت و ضلالت انسان، امری حتمی و جبری و تخلف از آن را محال دانسته، در حالی که علامه طباطبایی با استدلال به آیات قران و روایات معصومین علیهمالسلام و دلایل عقلی ضمن اعتقاد به عمومیت مشیت و اراده الهی، نه تنها از آیات مربوطه استنباط جبر ننموده بلکه آیات مربوط به مشیت و اراده الهی را مبین و مؤید اختیار انسان نیز دانسته است. مقاله حاضر جستاری تطبیقی است از آیات تفسیرشده پیرامون موضوع فوق از دو مفسر مذکور، براساس تفسیر کبیر و المیزان تا وجوه اختلاف ادله و آرای تفسیری آنها باز نموده شود.