رابطه‌ «زمینه‌های اصلی» و «معیارهای» اجتهاد طبری در بررسی و ترجیح آراء تفسیری

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری دانشکده اصول الدین قم

2 دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه قم

چکیده

پژوهش حاضر با استفاده از روش «تحلیل محتوا» به واکاوی کمّی و کیفیِ رابطه‌ی میان زمینه‌های اصلی و معیارهای اجتهاد طبری در بررسی و ترجیح آراء متفاوت تفسیری در «جامع البیان عن تأویل القرآن» می‌پردازد. بر اساس تتبع نگارنده، طبری در 1952 مورد، به ذکر آراء مختلف تفسیری پرداخته و نظر اجتهادیِ خود را بیان می‌کند که برجسته-ترین نتایج پژوهش درباره‌ی زمینه‌ و معیار آنها بدین قرار است: 1- طبری در چهار زمینه‌ی اصلی‌ شامل بر «اسباب نزول»، «قرائت»، «عبارات قرآنی» و «مفردات قرآنی» به بیان آراء مختلف تفسیری و انتخاب نظر برگزیده‌ی خود پرداخته است. 2- وی استفاده‌ی متعددی از شش معیار «سیاق و ظاهر آیات»، «شهرت و اجماع»، «کلام عرب (نحوی، بلاغی و لغوی)»، «اصالت تعمیم»، «روایت صحیح از پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌واله‌وسلم)» و «رسم المصحف قرآن» و همچنین استفاده‌ی معدودی از چهار معیار «عقل»، «نظر صحابه»، «احکام فقهی» و «تاریخ» در ترجیح میان آراء تفسیری داشته است. 3- طبری در مجموع از سه معیار «سیاق و ظاهر آیات»(701مورد)، «کلام عرب»(603مورد) و «شهرت و اجماع» (456مورد) بیشترین استفاده را کرده است. 4- وی در زمینه‌ی «اسباب النزول» بر معیار «سیاق و ظاهر آیات» (51درصد)، در زمینه‌ی «قرائت» بر «شهرت و اجماع»(64 درصد)، در زمینه‌ی «عبارات قرآنی» بر «سیاق و ظاهر آیات» (53درصد) و در زمینه‌ی «مفردات قرآنی» بر «کلام عرب»(44 درصد) عنایت بیشتری داشته است.

کلیدواژه‌ها


 مقدمه

 وحی الهی که در قالب قرآن کریم بر پیامبر اسلام (صلی­الله­علیه­واله­وسلم) نازل گردید، نظامی جامع از آموزه­های بینشی (ابراهیم/10)، کُنشی (بقره/187) و گرایشی (بقره/44) را در اختیار انسان قرار داده است تا وی بتواند سبک زندگی خود در دنیا و سرنوشت و جایگاه خویش در آخرت را برگزیند. بر همین اساس است که مفسران از صـدر اسلام تاکنون، به تبیین آموزه­های قرآن پرداخته­اند تا از رهگذر تفاسیر، فهم مسلمانان و در نتیجه کارکردهای اندیشه­ای و مهارتیِ ایشان ارتقاء یابد. اما به دلیل آنکه مفسران قرآن بر مبنای گرایش­ها و روش­های گوناگون به این امر اهتمام ورزیده­اند، نظرات مختلف و گاه متعارضِ تفسیری، ایجاد و رواج یافته است؛ البته نباید از نقش اندیشه­های فرقه­های منحرف و افراد نفوذی در زمینه­ مذکور، غافل شد (جلالیان، 1387: 224). نکته­ای که در این میان دارای اهمیت فراوان است، نحوه­ رویارویی با آراء گوناگون تفسیری و چگونگیِ برگزیدنِ رأی تفسیریِ صحیح است.

 بدین­رو، نگارنده درصدد است با مراجعه به تفسیر جامع البیان عن تأویل القرآن تألیف محمد بن جریر طبری (به عنوان یکی از تفاسیر جامع و کُهن) موارد کمّی و کیفیِ جزئیاتِ روش مؤلف آن در زمینه مذکور را بررسی کند. می­توان از «قدمت تفسیر طبری»- نگاشته شده پیش از سال 290 هجری قمری (بغدادی، 1417: 2/161)-، «شخصیت علمی طبری و عظمت تفسیر وی در میان صاحب­نظران»(سـیوطی، بی­تا: 79) و «تأثیر فراوان تفسیر وی بر مفسران بعد از خود»- مانند شیخ طوسی در التبیان فی تفسیر القرآن (جعفر، 1420: ۱۰۷ـ۱۱۰)- به­عنوان مهم­ترین دلایل انتخاب تفسیر مذکور، اشاره کرد.

 طبری، انگیزه­ خود از نگارش جامع البیان را پدید آوردن تفسیری جامع، بیان دلیل­های مورد اتفاق امت اسلامی در تفسیر قرآن، نقد آرای ناصواب و توضیح آنچه به نظر وی صحیح می­رسد، بیان داشته (طبری، 1412: 1/3-4) و بدین منظور، از چهار روش عمده برای بیان تفسیر آیات استفاده کرده است: 1- نظر خود را مطرح کرده و به­طور معمول با بیان عباراتی مانند «بنحو الذی قلنا فی ذلک‏»، شواهد رواییِ نظر خود را ذکر می­کند (طبری، 1412: 1/108)؛ 2- نظر خود را مطرح کرده و سایر نظرات نزدیک به نظر خود را با عباراتی مانند «بنحو الذی قلنا فی ذلک قال أهل التأویل على اختلاف منهم فی العباره عنه‏» گـزارش می­کند (طبری، 1412، 30/95)؛ 3- آراء مختلف پیرامون جهات مختلف آیه را (حسب مورد) مطرح کرده و در اکثر موارد، ضمن تصریح به نظر خود، علت برگزیدن نظر خود را بیان می­کند. 4- ابتدا به بیان نظر خود پرداخته، سپس سایر نظرات معارض را بیان کرده و به­طور معمول در انتها با بیان «إنما اخترنا القول الذی اخترنا فی ذلک»، علت انتخاب نظر برگزیده را بیان می­کند.

 پژوهش حاضر ناظر به روش سوم و چهارم طبری در رویارویی با آراء تفسیری و درصدد پاسخگویی به این پرسش است: «براساس روش تحلیل محتوا[1]، بررسی کمّـی و کیفیِ رابطه میــان زمینه­های اصلی و معیارهای اجتهادهای طبری در بررسی آراء متفاوت تفسیری و برگزیدن نظر مختار در تفسیر «جامع البیان عن تأویل القرآن»، چه آموزه­هایی را به دست می­دهد؟» تا از رهگذر آن، ضمن به دست دادن چگونگیِ بهره­گیری یکی از مفسران متبحر و معروف صدر اسلام از معیارهای اجتهاد در زمینه­های تفسیر قرآن و ترجیح آراء تفسیری، نمونه­ای از اهتمام نظام­مند مسلمانان قرون اولیه اسلامی به تفسیر قرآن کریم ارائه گردد.

 تاکنون پیرامون جنبه­های مختلف ­تفسیر طبری، آثاری به زیور طبع آراسته شده است که درباره­ مبانی و معیارهای اجتهادهای طبری، به عنوان نمونه به سه مقاله اشاره می­گردد: محمد فاضلی در مقاله «تفسیر طبری در نقد و بررسی» از سیاق و پیوستگی آیات، اجماع علما، شیوه­ معمول عرب، تعمیم بخشیدن به معانی و پرهیز از تقیید بدون حجت، خبر صحیح از پیامبر(صلی­الله­علیه­واله­وسلم) و معیار تاریخی به عنوان معیارهای طبری در بررسی آراء تفسیری یاد کرده و نمونه­هایی را بیان کرده است (فاضلی، 1368: 9/ 146-156). سیمین دخت شاکری در مقاله­ «مبانی تفسیرنگاری طبری»، مبانی طبری را شامل بر استفاده از ظاهر آیات، سیاق، حکم عقل، روایت معتبر، اجماع اهل تأویل، شیوه بیانی معمول عرب، اصالت تعمیم، فرهنگ روزگار نزول و قیاس دانسته است (شاکری، 1383: 81). همچنین در مقاله­ «تأثیر سیاق در ترجیح قرائات در تفسیر طبری» نیز مسائل مختلف و مرتبط با موضوع مقاله مورد تحلیل قرار گرفته است (ستوده نیا، قاسم نژاد، 1392: 127-150). به نظر نگارنده، وجود نقایصی چون پراکندگی، فقدان انسجام مناسب، تتبع ناکافی و جزئی­نگری موجود در آثار مرتبط، مانع از پژوهش­های دیگر نخواهد بود، هر چند که روش و موضوع تخصصیِ این پژوهش، نوین است.

 

آشنایی اجمالی با شخصیت و تفسیر طبری

 محمد بن جریر بن یزید طبری در سال 224 هجری قمری در شهر آمل دیده به جهان گشود (ابن ندیم، 1391: 291) و پس از آغاز تحصیلات خود در آمل، جهت کسب معارف اسلامی به شهرهایی چون ری، کوفه، مصر و شام سفرهایی داشت تا از محضر استادان حاذق زمان خویش بهره­مند گردد. وی فقه مالکی و شافعی را از اصحاب آنان آموخت و پس از تکمیل تحصیل به بغداد رفت و به جز دو مسافرت به آمل، تا پایان عمر خود به تدریس و تألیف در بغداد پرداخت (حموی، 1393: 6/2442).

 برخی معتقدند که وی در ابتدا از مُبلغان فقه شافعی بوده (سیوطی، 1396: 1/96) اما پس از دستیابی به درجه­ اجتهاد، مذهب فقهیِ جدیدی را به وجود آورده است (ابن ندیم، 1391: 292-293)؛ اما در مقابل، برخی معتقدند که وی از هیچ مکتبی تقلید نکرده است (ابن خلکان، 1971: 4/191). آزاداندیشی طبری و موضع­گیری­های وی در مقابل اندیشه­های گروه حنابله -که در آن زمان در اوج قدرت بوده و بر مخلوق بودن قرآن، بی حرمتی در حق حضرت علی(علیه­السلام) و تشبیه خداوند (ابن قتیبه، 1412: 47) پافشاری می­کردند- موجب شد تا رفت و آمدهای وی توسط حنابله محدود (ذهبی، 1419: 2/202) و متهم به گرایش به شیعه (رافضه) گردد (بغدادی، 1417: 2/164؛ عسقلانی، 1390: 5/103).

 برخی از صاحب­نظران وی را امام مفسران (الأدنه­وی، 1417: 1/48) و از عالم­ترین دانشمندان دانسته­اند. با احتساب مدت عمر وی مشخص می­گردد که وی در هر روز، چهل ورق مطلب علمی نگاشته است (سیوطی، 1396: 1/97)؛ همچنان­ که تصمیم داشت تا تفسیر خود را در قالب سی هزار برگه به شاگردانش املا کند که به سه هزار برگه اکتفا کرد (ابن جوزی، 1992: 13/216). از جمله آثار وی، کتاب مفصلی است که درباره­ طرق حدیث غدیر نگاشته است (نجاشی، 1365: 322) و از دیگر آثار وی می­توان به تاریخ الامم والرسل والملوک، إختلاف العلماء، القراءات و أحکام شرائع الاسلام اشاره کرد (سیوطی، 1396: 1/96).

 تفسیر طبری در میان دانشمندان اسلامی از اهمیت والایی برخوردار بوده است. به عنوان نمونه سیوطی معتقد است که تفسیر طبری، ارجمندترینِ تفاسیر است که براساس نظر اکثر علما، مانند آن تألیف نشده است (سیوطی، بی­تا: 79). علاوه بر مطالبی که در مقدمه، پیرامون ارزشمندیِ تفسیر جامع البیان مطرح گردید، می­توان شاخص‌ترین دلایل برجستگی تفسیر طبری در میان تفاسیر نگاشته شده در دوره‌های مختلف تاریخ تفسیر را در دو عامل دانست (مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، 1367: 15/6018): 1-جامع‌البیان با حجم عظیمی از روایات تفسیری، بالغ بر 38400 روایت مختلف ( 1990: 120،GAS)، گزارشی لحظه به لحظه از رویدادهای تفسیری پیش از خود ارائه داده است تا هم از نظر مضمون، منبعی غنی باشد و هم از نظر روش، الگویی مناسب برای اکثر آثار مهم تفسیری و غیرتفسیری گردد. چنان­که این اثر با بیان روایات بسیاری از آثار مفقود، منبع مناسبی برای بازسازی آنها و یا دست‌کم اظهارنظر دربار­ه­ آنهاست.

 به­ر‌غم آنکه در اکثر موارد از تفسیر طبری به عنوان تفسیری روایی نام برده می­شود (ذهبی، 2000: 1/149)، اما توجه وی به نقد روایات، موجب شد تا دوره­ نگارش تفــــاسیر محض بــه پـایـان برسد (Goldziher, 1920: 93)؛ بدیـن­رو می­توان مکتب تفسیریِ وی را اجتهادی-روایی دانست (بابایی، 1391: 3/60).

 

انتقادات بر تفسیر طبری

1-«عدم تصریح به شــأن نزول آیاتِ مرتبط با اهـل ‌بیت (علیهم­السلام)، به­رغم تصریح به آنها در منابع دیگر»(استادی، 1368: 87-99) -البته در موارد معدودی به فضائل اهل‌بیت (علیهم­السلام) اشاره کرده (طبری، 1412: 3/212)-

2- «نقل اسرائیلیات»(طوسی، بی­تا: 1/1) -(طبری، 1412: 29/120)- را وارد دانسته اند اما این موارد، مانع از توجه به شایستگی­های علمیِ تفسیر طبری و انجام پژوهش­های لازم براساس آن، نمی­شود.

 طبری در شوال سال 310 هجری قمری رحلت کرد (حموی، 1393: 6/2442) اما از آنجا که متهم به تشیع بود، پیکر او را شبانه، در خانه­ خویش دفن کردند (ابن کثیر، 1408: 11/167). برخی از محققان بر این اعتقادند که وی به مذهب تشیع گرویده است (جعفریان، 1368: 4-21) که این امر نیازمند بررسی و نقد است.

 

روش پژوهش

 از جمله روش­های مناسب برای تحلیل اندیشه­ها و دیدگاه­ها، روش تحلیل محتواست که در تعریف آن بیان داشته­اند: «روشی نظام­مند است که موجب می­گردد محتوای یک متن براساس قوانین صریح و روشنی دسته­بندی گردد.» (Weber, 1990: 12) در واقع براساس این روش، با تجزیه و تحلیل مفاهیم و گزاره­های استخراج شده از متن، جهت­گیری و نقش هر کدام، بیان شده و چارچوب حاکم بر آنها کشف می­گردد. مبنای این روش چنین است که می­توان با تحلیل تعداد انعکاس و فراوانیِ کلمات ساده، آموزه­های استنباطیِ قابل توجهی پیرامون مسائل مهم به دست ­آورد (Stemler, 2001: 431).این روش بـه دلـیل
مزیـت­هایی چون استناد دقیق و تحلیل خالصِ متن بدون پیش داوری، مورد توجه برخی از محققان معارف دینی قرار گرفته و به استفاده از آن، توصیه شده است (جانی­پور، شکرانی، 1392: 27-30).

نمودار1. فرآیند تحلیل محتوای مضمونی استفاده شده در پژوهش

 پس از تأمل در انواع روش­های تحلیل محتوا که در منابع مختلف درباره­ آن بحث شده است، روش تحلیل محتوای مضمونی[2] -که فراتر از شمارش عبارات یا کلمات در یک متن، به شناسایی ایده­های صریح و ضمنی در داده­ها می­پردازد (Macqueen, Guest, 2012: 3) - جهت انجام این پژوهش انتخاب گردید که براساس آن، نمودار اجمالی فرایند روش پژوهش حاضر بدین ترتیب خواهد بود و در ذیل این نمودار به صورت تفصیلی به نمایش درآورده می­شود:

 

در مقام بیان تفصیلیِ فرایند پژوهش نیز، ذکر سه نکته ضروری است:

الف) نگارنده با مراجعه به تمامی مجلدات تفسیر طبری (30 جلد)، بر محور کلیدواژه­ «اختلف» و مانند آن و با رصد عبارات طبری که بر نظر اجتهادیِ وی دلالت دارد، موارد کلیِ اجتهاد طبری را استخراج کرده که با مراجعه به یکایک آنها، تعداد 1952 مورد براساس موضوع پژوهش-نظرات اجتهادیِ طبری که بیانگر ترجیح آراء تفسیری است- انتخاب شد. ذکر سه نکته در این زمینه قابل اعتناست:

- می­توان واژگان «أولی»، «عندی/عندنا» و«الصواب/بالصواب» را به عنوان کلیدواژه­های دستیابی به اجتهادهای طبری دانست که فراوانی آنها براساس موضوع پژوهش، به ترتیب: 938، 603 و 599 مورد است.

- طبری در موارد قابل توجهی به ذکر اقوال مختلف تفسیری اکتفا کرده و نظر برگزیده­ خود را بیان نداشته است که می­توان علت این امر در اکثر موارد را مبتنی بر نظر طبری حاکی از آنکه «غیر نافع العلم به و لا ضار الجهل به‏»- دانستن برخی از مطالب، منفعتی ندارد و ندانستن آنها نیز ضرری نخواهد داشت- (طبری، 1412: 7/88)- دانست.

- اهتمام طبری بر عدم ذکر موارد تکراری در اجتهادها (که در بالغ بر 400 مورد با ذکر عباراتی چون «فأغنى ذلک عن إعادته فی هذا الموضع‏» این موضوع را گوشزد کرده است) اندکی از دشواریِ این بخش از پژوهش، کاست.

ب) برای انتخاب معیارهای طبری در اجتهادهایش، تعدادی از آثار پژوهشیِ مرتبط مطالعه شد و در مجموع، ده معیار «شهرت و اجماع»، «سیاق و ظاهر آیات»، «کلام عرب (نحوی، بلاغی و لغوی)»، «رسم المصحف قرآن»، «روایت صحیح از پیامبر(صلی­الله­علیه­واله­وسلم)»، «اصالت تعمیم»، «عقل»، «نظر صحابه و تابعین»، «احکام فقهی» و «تاریخ» به دست آمد که معرفی مختصر آنها بدین شرح است:

- شهرت و اجماع: چنانچه یکی از اقوالی که طبری متذکر شده است، دارای شهرت بیشتری باشد یا اینکه اجماع مفسران بر یکی از آراء تفسیری (در زمینه­های مختلف) باشد، این امر از ارزش والایی نزد طبری برخوردار است (طبری، 1412: 17/21).

- سیاق و ظاهر آیات: نگارنده به دلیل نزدیک دانستن تعاریف سیاق (نوعی ویژگی برای واژگان یا عبارت که بر اثر همراه بودن آنها با کلمه‌ها و جمله‌های دیگر پدید می‌آید (بابایی، 1389: 1/120)) و ظاهر آیات (معناى روشن و آشکار آیات (طباطبایی، 1417: 3/74) که در واژگان و عبارات آن آشکار است) که در هر دو، قید تأمل در ظاهر آیات وجود دارد، همچنین با توجه به تأکید برخی از محققان مبنی بر آنکه طبری، اولین مفسر در تاریخ تدوینِ تفسیر بوده که به معنایی فراتر از مفهوم لــغوی سیاق در کاربرد سـیاق تـوجه نـموده است(ستوده نیا، قاسم نژاد، 1392: 128)، سیاق و ظاهر آیات را در قالب یک معیار در نظر گرفته است؛ البته این امر بیانگر عدم عنایت بر تفاوت­های آن دو نخواهد بود بلکه اشاره­ای به شباهت­ها و بهم­پیوستگی آن دو است. طبری در موارد فراوانی برای ترجیح اقوال تفسیری بر یکدیگر، به سیاق و پیوستگی (طبری، 1412: 24/38) و ظاهر آیات (طبری،­1412: 20/101) عنایت داشته و در مواردی نیز از ظاهر سایر آیات برای ترجیح آراء تفسیری در آیات دیگر استفاده کرده است (طبری، 1412: 27/121، 21/79).

- کلام عرب: طبری از جنبه­های مختلف نحوی، بلاغی و لغوی کلام عرب برای ترجیح اقوال استفاده کرده و در موارد متعددی به اشعار عرب جهت این امر استناد جُسته است (طبری، 1412: 8/46).

- اصالت تعمیم: طبری چنانچه هیچ دلیلی در ظاهر و سیاق آیات، احادیث نبوی (صلی­الله­علیه­واله­وسلم)، اجماع مفسران و مباحث عقلی نباشد، قابل به عدم تخصیص بدون وجود رجحان است و از ذکر مفهوم و مصادیق خاص برای آیات، احراز می­­کند (طبری، 1412: 4/149، 5/187).

- روایت صحیح از پیامبر(صلی­الله­علیه­واله­وسلم): از دیگر معیارهای طبری در ترجیح آراء تفسیری، روایات صحیح (به زعم طبری) نبوی(صلی­الله­علیه­واله­وسلم) است که در زمینه­هایِ عبارات (طبری، 1412: 29/120) و مفردات قرآنی (طبری، 1412: 4/212) و قرائات آیات (طبری، 1412: 2/330) مورد استفاده­ وی قرار گرفته است.

- رسم المصحف قرآن: از دیگر معیارهای طبری در ترجیح آراء در بخش قرائات، موافقت قرائت برگزیده با آنچه که به عنوان خط رسمی و رسم المصحف قرآن در میان مسلمانان رواج یافته، است (طبری، 1412: 3/190).

- عقل: دلایل عقلی نیز در برخی از موارد توسط طبری مورد استناد قرار گرفته است تا یکی از اقوال بر اقوال دیگر ترجیح داده شود (طبری، 1412: 17/63).

- نظر صحابه: از دیگر معیارهای طبری در ترجیح آراء تفسیری، آرایی است که توسط صحابه نقل شده است. وی علت این امر را حضور و اطلاع ایشان از وقایع صدر اسلام می­داند (طبری، 1412: 28/68).

- احکام فقهی: طبری در برخی از موارد نیز متناسب با حکم فقهـی به انتخاب نظر تفسیریِ برگزیده­ خود می­پردازد (طبری، 1412: 7/74).

- تاریخ: استفاده از گزارش­های تاریخی نیز از دیگر معیارهای طبری در ترجیح یک از اقوال تفسیری بر سایر اقوال است (طبری، 1412: 4/121).

 ج) با تتبعی در تفسیر طبری و تأملی در فرایند بررسی آیات توسط طبری مشخص گردید که وی درباره چهار جنبه­ برجسته­ آیـات به ذکر آراء تفسیری و بیان اجتهاد خود می­پردازد که شامل بر «قرائت»، «عبارات قرآنی» (ترکیب­های اسمی و فعلی)، «مفردات قرآنی» (کلمه­های با معنا در کلام عرب که شامل بر اسم و فعل می­شود (تهانوی، 1996: 2/1608-1612)) و «اسباب نزول» است. وی در بررسی مفردات و عبارات قرآنی، بر مفهوم و در مواردی هم مصداق، نسخ آیات و اعراب عنایت دارد که می­توان آنها را زمینه­های فرعیِ اجتهاد طبری نام نهاد.

 تطبیق معیارها بر زمینه­های اصلیِ مذکور (براساس عبارات طبری که بر نظر اجتهادیِ وی دلالت دارد) در قالب جدولی صورت پذیرفت و داده­های پژوهش را به دست داد. از آنجا که ذکر تمامیِ اطلاعات جدول مذکور در این وُسع نمی­گنجد، به عنوان نمونه تنها به ذکر دو جدول جزئی از تطبیق یکی از عبارات بیانگر اجتهاد طبریِ مرتبـط در زمینه­های­ قرائت و عبارات قرآنـی اکتفا می­گردد.

 

جدول1. تطبیق یکی از عبارات بیانگر اجتهاد طبری مرتبط در زمینه قرائت

عبارت بیانگر اجتهاد طبری

زمینه­ اجتهاد

معیار اجتهاد

فراوانی

الصواب من القراءه فی ذلک عندنا

قرائت

شهرت و اجماع

25

الصواب من القراءه فی ذلک عندنا

قرائت

کلام عرب

8

الصواب من القراءه فی ذلک عندنا

قرائت

سیاق و ظاهر آیات

5

الصواب من القراءه فی ذلک عندنا

قرائت

رسم المصحف

1

 

جدول2. تطبیق یکی از عبارات بیانگر اجتهاد طبری مرتبط در زمینه عبارات قرآنی

عبارت بیانگر اجتهاد طبری

زمینه اجتهاد

معیار اجتهاد

فراوانی

أولى الأقوال فی ذلک بالصواب‏

عبارات قرآنی

اصالت تعمیم

40

أولى الأقوال فی ذلک بالصواب

عبارات قرآنی

سیاق و ظاهر آیات

37

أولى الأقوال فی ذلک بالصواب

عبارات قرآنی

کلام عرب

15

أولى الأقوال فی ذلک بالصواب

عبارات قرآنی

شهرت و اجماع

6

أولى الأقوال فی ذلک بالصواب

عبارات قرآنی

روایت صحیح از پیامبر

5

 

 


تحلیل کمّی و کیفی داده­های پژوهش

 مطالب این بخش در دو بخش عمومی و تخصصی ارائه می­گردد:

1. تحلیل کمّی و کیفیِ عمومی

 می­توان با یک نگرش کُلی به داده­های پژوهش، یافته­هایی را در دو بخش زمینه­ها و معیارها به دست آورد:

 

زمینه­های ترجیح آراء تفسیری

 براساس داده­های آماری، بیشترین اجتهادهای طبری در زمینه­ عبارات قرآنی بوده که در مجموع با 919 مورد، بالغ بر 47 درصد موارد پژوهش را شامل می­شود. پس از آن، زمینه­ قرائت با 629 مورد و زمینه­ مفردات قرآنی با 383 مورد و اسباب النزول با 20 مورد قرار دارد. نمودار ستونی و کیفیِ کیفیت دفعاتی که طبری در زمینه­های اصلی به اجتهاد پرداخته، درصفحه بعد آمده است.

از داده­های پژوهش به دست می­آید که بیشترین وجه اهتمام طبری در تبیین عبارات قرآنی (مفاهیم، مصادیق، نسخ و اعراب) بوده است. پس از عبارت قرآنی، بیشترین توجه طبری به بحث قرائت بوده که این امر می­تواند بیانگر تخصص طبری باشد و کتابی که وی به نام القراءات نگاشته است (سیوطی، 1396: 1/96)، مؤید این مطلب خواهد بود؛ البته وی در تفسیرش تاکید داشته که دلیل برخی از قرائت­های برگزیده در ترجیح میان آراء مختلف را در کتاب قرائات خود توضیح داده است (طبری، 1412: 1/50). مفردات قرآنی (مفاهیم، مصادیق، نسخ و اعراب) و اسباب النزول در مراتب بعدی از توجه طبری قرار دارند.

 

 

 

نمودار2. کیفیت دفعات اجتهادهای طبری در زمینه های اصلی

 

 

نمودار3. کیفیت دفعات اجتهادهای طبری در زمینه های اصلی

 

 

معیارهای مؤثر در ترجیح آراء تفسیری

 طبری در ترجیح آراء تفسیری از ده معیار استفاده کرده که نمودار ستونی فراوانی استفاده طبری از معیارها درصفحه بعد آمده است. مهم­ترین نکته­ای که از یک نگاه کلی به استفاده­ طبری از معیارها در اجتهاد به دست داده می­شود آن است که طبری از برخی از معیارها به دفعات استفاده کرده است اما در مقابل، استفاده­ وی از برخی از آنها انگشت­شمار است. ازین رو، می­تـوان معیارهـای اجتـهاد طبری را به دو دسته

پُرکاربرد، شامل بر شش معیار «سیاق و ظاهر آیات»، «شهرت و اجماع»، «کلام عرب (نحوی، بلاغی و لغوی)»، «اصالت تعمیم»، «روایت صحیح از پیامبر صلی­الله­علیه واله­وسلم» و «رسم المصحـف قرآن کریـم» و کم­کاربـرد شامل بر چهار معیار «نظر صحابه»، «عقل»، «احکام فقهی» و «تاریخ» دسته بندی کرد. بدیهی است در تحلیل رابطه­ زمینه­ها با معیارها، معیارهای پُرکاربرد دارای اهمیت بیشتری خواهند بود.

 

 

 

نمودار4. نمودار فراوانی استفاده طبری از معیارهای اجتهاد

 

 

ارتباط کمّیِ میان زمینه­های اصلی و معیارهای پُرکاربرد

 می­توان نمای کلی از تعداد دفعات بهره­گیریِ طبری از معیارهای پُرکاربرد در زمینه­های اصلیِ اجتهاد و ترجیح آراء تفسیری را در قالب جدول ذیل ارائه کرد:

 


2. تحلیل کمّی و کیفیِ تخصصی

 در این بخش، کیفیت کمّی و کیفیِ استفاده­ طبری از معیارهای اجتهاد در هر یک زمینه­ها، ارائه می­گردد:

 

اسباب النزول

 طبری از پنج معیار در زمینه­ اسباب النزول استفاده کرده که نمودار آن درصفحه بعد آمده است:

 

 

 

جدول3. دفعات بهره­گیریِ طبری از معیارهای پُرکاربرد در زمینه­های اصلیِ اجتهاد و ترجیح آراء تفسیری

 

 

 

 


رسم المصحف

حدیث نبوی

اصالت تعمیم

شهرت و اجماع

کلام عرب

سیاق و ظاهر آیات

           معیارها

زمینه­ها

-

1

8

1

-

10

اسباب النزول

19

9

-

387

285

111

قرائت

-

74

161

53

148

473

عبارات قرآنی

-

22

58

16

171

107

مفردات قرآنی

19

105

227

457

604

701

مجموع

 

 


 

 

 

 

نمودار5. کیفیت استفاده از معیارها در زمینه اسباب النزول

 

 

 

 طبری در بررسی اسباب النزول­، به طور معمول به ذکر اقوال مختلف بسنده می­کند و براساس تتبع نگارنده، در 20 مورد پس از ذکر آراء مختلف، نظر خود را با استناد به دلایلی بیان می­کند که در این میان، توجه ویژه­ وی به ظاهر و سیـاق آیات است و براساس مطالبی که در خود آیه و یا قبل و بعد از آن وجود دارد، به انتخاب رأی تفسیریِ خود می­پردازد. به عنوان نمونه، ذیل آیه­ )وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قالُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ عَلى‏ بَشَرٍ مِنْ شَیْ‏ء...((انعام/91)، سبب نزول آیه را سخن مشرکان قریش دانسته و علت انتخاب این نظر را سیاق خبر اعلام می­کند و تصور برخی که سبب آن را سخن اهل یهود دانسته­اند را خلاف ظاهر سخن خداوند دانسته است، زیرا یهودیان به کتاب­های آسمانی (صحف حضرت ابراهیم و موسى(علیهماالسلام) و زبور حضرت داود(علیه­السلام)) اعتقاد داشتند در حالی که خداوند در این آیه از اظهار تعجب عده­ای درباره­ نزول کتاب آسمانی بر فردی از افرادِ بشر خبر می­دهد (طبری، 1412: 7/178).

 معیار دیگر وی، اصالت تعمیم است و در صورتی که وی براساس دلایل مختلف به صحت یکی از آراء تفسیری دست نیابد، بنا را بر عدم تخـصیص می­گذارد. به عنوان نمونه ذیل آیه­ )لا یَحْزُنْکَ الَّذِینَ یُسارِعُونَ فِی الْکُفْرِ مِنَ الَّذِینَ قالُوا آمَنَّا بِأَفْواهِهِمْ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ( (مائده/41)، نظرات مختلف که سبب نـزول آیه را نـفاق ابن صوریا یا ابولبابه و غـیر آن می­دانند، بیان می­دارد و تصریح دارد که بحث آیه درباره­ منافقان است و سبب نزول آیه می­تواند تمامیِ موارد مرتبط باشد و دلیلی برای تخصیص وجود ندارد (طبری، 1412: 6/151).

 استفاده از حدیث نبوی(صلی­الله­علیه­واله­وسلم) از دیگر معیارهای وی در تشخیص رأی صحیح پیرامون اسباب النزول آیات است. به عنوان نمونه ذیل آیه شریفه (کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصَاصُ...)(بقره/178) چهار رأی متعارض در سبب نزول آیه را بدین ترتیب بیان می‌کند: 1- آیه در شأن قومی نازل شده که اگر بنده‌ای از آنان انسان آزادی را می‌کشت، اولیای مقتول در مقام قصاص تنها به کشتن قاتل راضی نمی‌شدند، بلکه مصمم بودند انسان آزادی را از اولیای قاتل به قصاص بکشند و اگر زنی، مردی را می‌کشت، اولیای مقتول همچنان به قصاص آن زن راضی نمی‌شدند، بلکه به جای او مردی را به قصاص می‌کشتند. 2- آیه درباره دو قبیله اوس و خزرج نازل شده که در زمان پیامبر(صلی­الله­علیه­واله وسلم) میان آنان جنگ سختی جریان داشت و هر کدام از دیگری، زنان و مردان زیادی را کشتند و پیامبر(صلی­الله­علیه­واله­وسلم) مأمور به برقرار کردن صلح میان آن دو گردید و مأمور شد که دیه هر یک از مرد، زن و برده را از دو قبیله همانند قرار دهد. 3- این فرمانی است از سوی خدا مبنی بر قصاص در مورد هر یک از آزاد، بنده، مرد و زن از شخص قاتل. 4- آیه در حالی نازل شد که مردم در مقابل مردان و زنان و بنده و آزاد، قصاص عادلانه و متقابل نمی‌کردند. خداوند حکم قصاص را به شیوه عادلانه اعلام فرمود. آنگاه طبری قول چهارم را ترجیح داده و و اخبار فراوان با نقل متواتر از پیامبر(صلی­الله­علیه­واله­وسلم) را علت این انتخاب اعلام می­نماید طبری، 1412: 2/60-62)

 اما نکته­ای که ذکر آن جالب توجه است، برخورد طبری با اسباب النزول برخی از آیاتی است که پیرامون فضایل اهل بیت: نازل شده است. به عنوان نمونه ذیل آیه اکمال دین (مائده/3) به ذکر اقوال مختلف پیرامون سبب نزول «الیوم اکملت لکم دینکم» پرداخته و جالب آن است که به هیچ عنوان اشاره­ای به واقعه غدیر خم ندارد و در انتها نیز نظر عمر بن خطاب (مبنی بر نزول آیه­ مذکور در روز عرفه و پس از فتح مکه و بیرون راندن مشرکان) را برمی­گزیند (طبری، 1412: 6/54). در حالی که در کتب تاریخی (بغدادی، 1417: 8/274) و تفسیری (سیوطی، 1404: 2/259) معتبر اهل سنت، حداقل به ارتباط واقعه­ غدیرخم به آیه­ مذکور اشاره­ای شده است.

 همچنین ذیل آیه)إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاه وَ یُؤْتُونَ الزَّکاه وَ هُمْ راکِعُون‏( (مائده/55) به رغم تصریح منابع تفسیری اهل سنت (حتی معاصران طبری (ابن ابی حاتم، 1419: 4/1162)) به آنکه آیه به سبب انفاق حضرت علی(علیه­السلام) در هنگامی که در رکوع نماز بود، نازل شده است، سبب نزول آیه را در سه قول مختلف «عباده بن الصامت‏»، «تمامیِ مؤمنان» و «حضرت علی(علیه­السلام)» بیان کرده و از بیان نظر برگزیده، خودداری کرده است. و نیز ذیـل آیـه­ ) وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْکیناً وَ یَتیماً وَ أَسیراً( (انسان/8) و به­رغم تصریح اکثریت قریب به اتفاق مسلمانان مبنی بر آنکه در شأن حضرت علی علیه­السلام و حضرت فاطمه(سلام­الله­علیها) در جریان نذر برای شفای حسنین علیهما­السلام و اعطای غذای افطاریشان بر یتیم و فقیر و مسکین به مدّت سه شب پیاپی، نازل شد (آلوسی، 1415: 15/173)، هیچ اشاره­ای به این واقعه ننموده است.

 

 قرائت

 از جمله زمینه­هایی که طبری در موارد متعددی پیرامون آن به اظهار نظر و گزینش قول صحیح از نظر خود پرداخته، بحث قرائت است که در اکـثر موارد به دو یا سه معیـار استناد جسته است. کیفیت استفـــاده از معیارهـای اجتهاد در زمینه مذکور بدین صورت است:

 

 

 

 

 

نمودار6. کیفیت استفاده از معیارها در زمینه قرائت

 

 

 

همان­گونه که در نمودار نیز مشخص است، طبری در زمینه قرائات، عنایت ویژه­ای به دو معیار «شهرت و اجماع» قرائت­ها و معنای لغوی آنها براساس «کلام عرب» داشته و این امر تا بدانجاست در 238 مورد، هر دو قرائت (طبری، 1412: 3/169، 5/65، 12/17، 18/11، 27/118) یا سه قرائت (طبری، 1412: 16/55، 16/18، 28/41، 29/144، 30/116) مورد اختلاف را به دلیل شهرت و معنای صحیح آنها پذیرفته و تاکید کرده است که قرائت به هر یک از آنها صحیح و صواب است، البته در موارد معدودی نیز با عباراتی چون «فبأیتهما قرأ القارئ فمصیب غیر أنی مع ذلک أختار القراءه»(طبری، 1412: 18/19)، «فبأیتهما قرأ القارئ فمصیب غیر أن أعجب القراءتین إلی‏»(طبری، 1412: 19/35) و «فبأیتهما قرأ القارئ فمصیب و إن کان التشدید فی السین أتم عندنا فی ذلک»‏ (طبری، 1412: 23/113) بر یکی از آراء، تاکید بیشتری می­کند.

 نقش سیاق و ظاهر آیات نیز از دیگر معیارهای پرکاربرد که در 111 مورد به کار رفته است. یکی از معیارهای طبری که تنها در بخش قـرائت مورد استفاده­ وی قرار گرفته است، رسم المصحف است؛ بدین معنا که طبری در 19 مورد، آنچه که به عنوان رسم الخط در مصحف قرآنی که در اختیار تمامیِ مسلمانان است و مورد پذیرش آنان قرار دارد را به عنوان معیار در ترجیح آراء متفاوت پیرامون قرائت قرار داده است.

 استفاده از روایات پیامبر(صلی­الله­علیه­واله وسلم) در نحوه­ قرائت نیز از دیگر معیارهایی است که توسط طبری در موارد معدودی به کار گرفته شده است. به عنوان نمونه، طبری پیرامون آیه )هَلْ یَنْظُرُونَ إِلاَّ أَنْ یَأْتِیَهُمُ اللَّهُ فی‏ ظُلَلٍ مِنَ الْغَمامِ وَ الْمَلائِکَه...( (بقره/210) گزارشی از اختلاف در قرائت «ظلل» می­دهد که برخی «فِی ظُلَلٍ» و برخی دیگر «فی ظلال» قرائت کرده­اند. سپس با ذکر روایتی از رسول خدا(صلی­الله­علیه­واله وسلم)‏ (إن من الغمام طاقات یأتی الله فیها محفوفا) قرائت نخست را می­پذیرد و تطابق آن با رسم المصحف را از دیگر دلایل خود ذکر می­کند. همچنین درباره­ قرائت «الملائکه» به دو قرائت مختلف (به رفع و کسر) اشاره می­کند و قرائت رفع (به دلیل عطف بودن «الملائکه» به «الله») را برگزیده و برای اثبات صحت قرائت انتخابـی، آیات 22 سوره­ مبــارکه­ فجر و 158 سوره مبـارکه­ انعام را ذکر می­کنـد که در آن دو، واژه­ «ملائکه» به همین ترتیب قرائت شده است، حتی وی اشکال احتمالی بر آیه­22 سوره­ مبارکه فجر که در آن «ملک»- نه ملائکه- به کار رفته است را مطرح کرده و تصریح دارد که در کلام عرب، گاه کلمات به صورت مفرد به کار می­رود اما معنای جمع مورد نظر است (طبری، 1412: 2/90-91).

همان­طور که مشاهده گردید، طـبری در بررسی قرائت کلمات آیه­ مذکور (که مورد اختلاف واقع شده­اند) از چهار معیار «روایت صحیح از پیامبر صلی­الله­علیه­واله­وسلم»، «رسم المصحف قرآن»، «سیاق و ظاهر آیات» و «کلام عرب» بهره برده است.

 

عبارات قرآنی

 طبری در زمینه­ عبارات قرآنی (که بیشترین حجم از اجتهادهای وی در ترجیح آراء تفسیری را به خود اختصاص داده است) از قریب به اتفاق معیارها استفاده کرده که نمودار مربوطه بدین ترتیب است:

 

 

 

 

نمودار7. کیفیت استفاده از معیارها در زمینه عبارات قرآنی

 

 

 همان­گونه که از نمودار به دست می­آید، وجه اهتمام طبری در ترجیح آراء تفسیری در زمینه عبارات قرآنی، در بیش از نیمی از موارد (51درصد) بر تطبیق براساس معیار «سیاق و ظاهر آیات» است و پس از آن، معیارهای اصالت تعمیم (17درصد) و کلام عرب (16درصد) قرار دارد. توجه به چهار نکته در این زمینه قابل توجه است که در ادامه مورد بررسی قرار می گیرد:

1. از نکات قابل توجه، استفاده از چهار معیار کم کاربرد «نظر صحابه»، «عقل»، «احکام فقهی» و «تاریخ» در این زمینه است که به نمونه­ای از بهره­گیری از آنها اشاره می­گردد:

- طبری ذیل آیه­ ) وَ إِذا رَأَوْا تِجارَه أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَیْها وَ تَرَکُوکَ قائِماً قُلْ ما عِنْدَ اللَّهِ خَیْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَ مِنَ التِّجارَه وَ اللَّهُ خَیْرُ الرَّازِقینَ( (جمعه/11) پس از ذکر آراء گوناگون، نظر جابر بن عبدالله انصاری (آیه خطابی از سوی خداوند به پیامبرش است مبنی بر آنکه در نزد خداوند، نشستن در نماز جمعه و استماع خطبه­های رسول خدا(صلی­الله­علیه­واله­وسلم) از ترک آن حضرت و اشتغال به کسب و کار، نیکوتر است و در واقع اشاره به واقعه­ ترک نماز جمعه به منظور داد و ستد با کاروان تجاری دارد) را پذیرفته و علاوه بر تأکید بر صحت سند روایت از جابر، علت آن را حضور جابر در میان مسلمانان صدر اسلام و مشاهده­ مستقیم اعمال آنها می­داند (طبری، 1412: 28/68).

- وی در ذیل آیـه )ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْه‏...( (الانبیاء/87) پس از ذکر آراء گوناگون، نظر خود را بیان می­دارد که از توضیح طبری به دست می­آید که پذیرفتن نظر افرادی که آیه را به گونه­ای تأویل می­کنند که گویا حضرت یونس(علیه السلام) اعتقاد داشته که خداوند قدرت احاطه و بازخواست از او را ندارد، بر خلاف عقل است، زیرا چگونه ممکن است که خداوند، فردی را به عنوان پیامبر برگزیند ولی آن فرد نسبت به خداوند کافر باشد (طبری، 1412: 17/63).

 - طبری در ذیل آیــه )وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّک‏( (طور/48) پس از ذکر دو رأی تفسیری، یکی را برگزیده و در نقد دیگری می­نویسد، براساس اجماع مسلمانان در احکام نماز، به هیچ عنوان واجب نیست تا در آن ذکر «سبحانک و بحمدک‏» گفته شود تا آیه را بدین ترتیب تفسیر کرد که خداوند گفتن آن ذکر را براساس این آیه واجب گردانیده است (طبری، 1412: 27/23). همچنین در ذیل آیــه ) لا یُؤاخِذُکُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فی‏ أَیْمانِکُمْ وَ لکِنْ یُؤاخِذُکُمْ بِما عَقَّدْتُمُ الْأَیْمانَ فَکَفَّارَتُهُ إِطْعامُ عَشَرَه مَساکینَ مِنْ أَوْسَطِ ما تُطْعِمُونَ أَهْلیکُمْ أَوْ کِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْریرُ رَقَبَه...( (مائده/89) که پیرامون کفاره­ سوگند دروغ است، نظرات اختلافی پیرامون قید « مِنْ أَوْسَطِ ما تُطْعِمُونَ أَهْلیکُمْ...» را ذکر کرده و نظر خود (مبنی بر رعایت میانگین طعامی که در هنگام فراوانی و یا عدم فراوانی برای خانواده­ خود فراهم می­کنید) را با استناد به احکام فقهی که پیامبر خدا(صلی­الله­علیه­واله­وسلم) فرموده و خود به آن عمل نموده است، مستند می­سازد (طبری، 1412: 7/16).

- وی در ذیـل آیه­ )وَ لِکُلٍّ جَعَلْنا مَوالِیَ مِمَّا تَرَکَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ وَ الَّذینَ عَقَدَتْ أَیْمانُکُمْ فَآتُوهُمْ نَصیبَهُم‏...( (النساء/33) درباره اختلاف مفسران پیرامون «الَّذینَ عَقَدَتْ أَیْمانُکُمْ فَآتُوهُمْ نَصیبَهُم» گزارش می­دهد که عده­ای مراد از آن را هم­پیمانانی دانسته­اند کـه از راه قـسم (نه قرابت و خویشاوندی) بـه هـم می­پیوستند و از یکدیگر ارث می­بردند­؛ عده­ای آن را بیانگر همان عقد اخوت میان انـصار و مهاجران دانسته­اند که موجب شده بود تا آنها از یکدیگر ارث برند که البته بعدا حکم آن تغییر یافت؛ عده­ای دیگر هم آیه را در خصوص افرادی دانسته که در دوران جاهلی فرزندان دیگران را به فرزندی خویش پذیرفته و آنها را در گرفتن میراث شرکت داده بودند. طبری نظر اول را می­پذیرد و در مقام بیان علت این انتخاب تصریح دارد که همه آگاهان به تاریخ عرب می­دانند که شیوه­ متداول عرب بر آن بوده تا هم پیمانانی که با قسم به هم پیوسته­اند از یکدیگر ارث می­بردند (طبری، 1412: 5/35).

2. طبری در اکثر موارد به بیان مفهوم و مصداق عبارات قرآنی پرداخته است اما در مواردی نیز به بیان اختلاف آراء پیرامون اعراب عبارات نیز نظر می­دهد که معیار وی در آن عرصه، کلام عرب به همراه سیاق و ظاهر آیات است. به عنوان در ذیل آیه­ )یأَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا شَهادَه بَیْنِکُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْت‏ ...( (مائده/106) نظرات مختلف پیرامون علت رفع عبارت «شَهادَه بَیْنِکُم‏» را بیان داشته و در انتها نظر برگزیده­ خود را چنین بیان می­دارد که واژه «الشهاده» مصدری است که براساس کلام بعد از خود («إِذا حَضَرَ») مرفوع شده و علت این انتخاب را تطابق آن با قوانین کلام عرب می­داند (طبری، 1412: 7/67).

3. همچنین طبری براساس تتبع نگارنده در بالغ بر 30 مورد به ذکر اقوال مختلف پیرامون منسوخ بودن یا نبودن عبارات قرآنی پرداخته است. وی معتقد به نسخ در دو جنبه­ نسخ در حکم (تغییر و تبدیل حکم اول به حکم دوم) و نسخ در تلاوت (آیه­ای که بیانگر حکمی بوده، فراموش شود) است (طبری، 1412: 1/378). وی در این زمینه در موارد متعددی بر پایه­ معیار «سیاق و ظاهر آیات» به انتخاب نظر برگزیده پرداخته و در اکثر موارد به علت آنکه دلیلی برای نفی کامل حکم در آیه اول مشاهده نمی­کند، رأی به عدم نسخ آیات می­دهد. وی در موارد معدودی، نسخ آیات را می­پذیرد، به عنوان نمونه تصریح دارد که براساس سیاق و ظاهر آیات و اجماع مسلمانان، حکم آیه­ )وَ عَلَى الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ فِدْیَه طَعامُ مِسْکِینٍ( (بقره/184) با آیـه­ )فَمَنْ شَهِدَ مِنْکُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ( (بقره/185) منسوخ شده است؛ زیرا از یک سو، ضمیر «ه» در «عَلَى الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ» به ذکر روزه (صیام) بر می­گردد و از سوی دیگر، اجماع مسلمانان برآن است که برای فرد غیربیماری که مسافر نیز نباشد اما روزه برای او طاقت فرساست، جایز نخواهد بود که روزه خود را افطار کند و به جای آن، افراد نیازمند را اطعام دهد (طبری، 1412: 2/82).

4. نکته­ دیگر آن است که به­رغم صبغه­ روایی تفسیر جامع البیان، طبری در برخی از موارد از ظاهر سایر آیات برای ترجیح یکی از آراء تفسیری بر سایر آراء استفاده می­کند که در واقع روش تفسیر قرآن به قرآن خواهد بود. به عنوان نمونه در تبیین آیه­ )تُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَ تُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَی‏( (آل عمران/27) از آیه )کَیْفَ تَکْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ کُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْیاکُمْ ثُمَّ یُمِیتُکُمْ ثُمَّ یُحْیِیکُمْ ثُمَّ إِلَیْهِ تُرْجَعُون‏( (بقره/28) استفاده می­کند که براساس آن، انسان از نیستی، به وسیـله نطفه­ای خلق می­شود و حیـات می­یابد و دوباره با جدایی روح از جسمش، حیات خود را از دست می­دهد (طبری، 1412: 3/151). همچنین در ترجیح اقوال تفسیری ذیل آیه ) فَلَوْ لا إِنْ کُنْتُمْ غَیْرَ مَدِینِین‏( (واقعه/86) با استناد به ظاهر آیه­ )مالِکِ یَوْمِ الدِّین‏( (الفاتحه/4) و در نظر گرفتن سیاق و آیه­ بعدی )تَرْجِعُونَها إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ( (واقعه/87) نظر برگزیده­ خود را بدین ترتیب بیان می­دارد که اگر برخلاف واقعیت، خود را فارغ از جزای الهی می­دانید، آرزوی مرگ کنید تا مشخص شوید آیا جزای خود را خواهید دید یا خیر (طبری، 1412: 27/121).

مفردات قرآنی

 کیفیت استفاده­ طبری از معیارهای اجتهاد در زمینه­ مفردات قرآنی بدین ترتیب است:


 

 

نمودار8. کیفیت استفاده از معیارها در زمینه مفردات قرآنی

 

 

 براساس داده­های پژوهش در این زمینه، بیشترین وجه اهتمام طبری در تبیین مفهوم مفردات قرآنی و ترجیح آراء تفسیری بر معیار «کلام عرب» قرار دارد. به عنوان نمونه در بیان معنای «ترائب» آراء مختـلف شامل بر «موضـعی که گردنـبند زن قـرار می­گیرد»، «میان شانه و سینه»، «اطراف دست­ها، پاها و چشم­ها»، «عصاره­ قلب»، «پایین دنده­های کمر»، «میان کمر و بالای سینه» را ذکر می­کند و در تنها با استناد به کلام عرب و ذکر اشعاری، مفهوم آن را «موضعی که گردنبند زن قرار می­گیرد» دانسته است (طبری، 1412: 30/92-93).

 پس از کلام عرب، سیاق و ظاهر آیات از دیگر معیارهای پرکارد طبری در ترجیح آراء تفسیری است. به عنوان نمونه در بیان معنای واژه «امشاج» در ذیل آیه )إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَه أَمْشاج‏...( (انسان/2) اقوال مختلف را بدین ترتیب نقل می­کند: 1- مخلوط شدن منی مرد و زن؛ 2- تغییر رنگ و حالت نطفه به علقه، مضعه و ...؛3- عروقی که در نطفه قرار دارند. سپس با توجه به ظاهر آیه، نظر اول را می­­پذیرد، زیرا «امشاج» به عنوان صفتی برای «نطفه» آورده شده است، بدین ترتیب که چنانچه نطفه به شکل دیگری درآید، دیگر به عنوان نطفه شناخته نخواهد شد تا تغییر رنگ و حالت آن مورد توجه قرار گیرد (طبری، 1412: 29/126-127). همچنین در بیان علت رفع واژه «جزاء» در آیه­ ) وَ الَّذِینَ کَسَبُوا السَّیِّئاتِ جَزاءُ سَیِّئَه بِمِثْلِها وَ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّه( (یونس/27)، با توجه به سیاق آیه و تأکید بر آنکه در پیش از آیه مذکور، خداوند از آنچه برای اولیای خود مهیا کرده خبر می­دهد و در این آیه از آنچه برای گناهکاران مهیا کرده خبر می­دهد، واژه­ «جزا» بر اثر اضمار، به صورت مرفوع ذکر شده است (طبری، 1412: 11/87).

 وی همچنین در 58 مورد بر معیار «اصالت تعمیم» نیز عنایت داشته و به عنوان نمونه، از ذکر مصداق خــاص برای واژه­ اسیر در آیــه­ ) وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْکیناً وَ یَتیماً وَ أَسیراً( (انسان/8) احراز می­کند (طبری، 1412: 29/130) از دیگر معیارهای طبری برای ترجیح آراء تفسیری در ذیل مفردات قرآنی، معیار «شهرت و اجماع» است که در 16 مورد، مورد عنایت وی قرار گرفته است. به عنوان نمونه پس از ذکر اقوال مختلف در بیان معنای «الفافا» در آیـه­) وَ جَنَّاتٍ أَلْفافا((نبأ/16)، تاکید دارد که براساس اجماع مفسران، معنای واژه­ مذکور، «پیچیده» خواهد بود (طبری، 1412: 30/6).

 

بحث و نتیجه­گیری

 برآیند مباحث مطرح شده در این پژوهش را می­توان در سه نکته ارائه کرد:

1- می­توان از «اسباب نزول»، «قرائت»، «عبارات قرآنی» و «مفردات قرآنی» به عنوان زمینه­­های اصلی­ اجتهادهای طبری و از «سیاق و ظاهر آیات»، «شهرت و اجماع»، «کلام عرب (نحوی، بلاغی و لغوی)»، «اصالت تعمیم»، «روایت صحیح از پیامبر(صلی­الله­علیه واله­وسلم)» و «رسم المصحف قرآن»، «عقل»، «نظر صحابه»، «احکام فقهی» و «تاریخ» به عنوان معیارهای اجتهادهای طبری در ترجیح میان اقوال تفسیری نام برد.

2- طبری در 1952 مورد از تفسیر خود به ذکر آراء مختلف تفسیری پرداخته که در زمینه­ «اسباب النزول» بر معیار «سیاق و ظاهر آیات» در زمینه­ «قرائت» بر «شهرت و اجماع»، در زمینه­ «عبارات قرآنی» بر «سیاق و ظاهر آیات» و در زمینه «مفردات قرآنی» بر «کلام عرب» عنایت بیشتری داشته است.

3- بررسی روش طبری در ترجیح آراء تفسیری بیانگر دو نکته­ قابل تأمل است: 1- وی اصالت را به «ظاهر و سیاق آیات» داده و پس از آن، «کلام عرب» و «شهرت و اجماع» از دیگر معیارهایی است که وی، استفاده­ فراوانـی از آنها داشته است؛2- نگرش وی بیشتر معطوف به جنبه­ هدایتیِ قرآن است و با توجه به عقیده­ وی به بحث اصالت تعمیم، از محدود کردن آیات قرآن به افراد، گروه­ها و حوادث خاص پرهیز می­کند.



1. Content Analysis

[2] . Thematic content analysis.

قرآن کریم

آلوسى، سید محمود (1415). روح المعانى فى تفسیر القرآن العظیم‏، به تحقیق على عبدالبارى عطیه، بیروت: دارالکتب العلمیه‏.

ابن ابى حاتم، عبدالرحمن بن محمد (1419ق). تفسیر القرآن العظیم، به تحقیق اسعد محمد الطیب، عربستان سعودى: مکتبه نزار مصطفى الباز ‏.

ابن اثیر، عزالدین (1385). الکامل فی تاریخ، بیروت: دار صادر.

ابن جوزی، ابی الفرج عبدالرحمن بن محمد (1992). المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم، به تحقیق محمد عبدالقادر عطا، مصطفی عبدالقادر عطاء، بیروت: دار الکتب العلمیه.

ابن خلکان، شمس الدین (1971). وفیات الأعیان وأنباء أبناء الزمان، به تحقیق إحسان عباس، بیروت: دار صادر.

ابن قتیبه الدینوری، أبو محمد عبد الله بن مسلم (1412). الاختلاف فی اللفظ والرد على الجهمیه والمشبهه، به تحقیق عمر بن محمود أبو عمر، بی­جا: دار الرایه الطبعه.

ابن کثیر، ابی الحافظ اسماعیل (1408). البدایه و النهایه، تحقیق علی شیری، بیروت: دار احیا التراث العربی.

ابن ندیم، ابوالفرج محمد بن ابی یعقوب (1391ق). فهرست، به تحقیق رضا تجدد، تهران: محقق.

الأدنه­وی، أحمدبن محمد (1417). طبقات المفسرین، به تحقیق سلیمان بن صالح الخزی الناشر، عربستان: بی نا.

استادی، رضا (1368). «اهل بیت رسالت در تفسیر طبری»، کیهان اندیشه، شماره 25، تهران: انتشارات کیهان.

بابایی، علی اکبر (1389). مکاتب تفسیری(ج1)، قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.

بابایی، علی اکبر  (1391). مکاتب تفسیری(ج 3)، قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.

بغدادی، ابی­بکر احمد بن علی (1417). تاریخ بغدادی، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، بیروت: دارالکتب العلمیه.

تهانوی، محمد على (1996). موسوعه کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم‏، بیروت: مکتبه لبنان ناشرون‏.

جعفر، ضیر (1420). الشیخ الطوسی مفسراً، قم: دفتر تبلیغات اسلامی.

جعفریان، رسول (1368). «شخصیت علمی و فرهنگی طبری»، کیهان اندیشه، شماره 25، صص4-21.

جلالیان، حبیب الله (1387). تاریخ تفسیر قرآن کریم، تهران: انتشرات اسوه.

حموی، یاقوت (1393). معجم الأدباء إرشاد الأریب إلى معرفه الأدیب، به تحقیق إحسان عباس، بی­جا: دار الغرب الإسلامی.

ذهبی، شمس الدین (1419). تذکره الحفاظ، بیروت، دارالکتب العلمیه.

ذهبی، شمس الدین (2000). التفسیر والمفسرون، قاهره: مکتبه وهبه .

ستوده نیا، محمدرضا، قاسم نژاد، زهرا (1392). «تأثیر سیاق در ترجیح قرائات در تفسیر طبری»، دو فصلنامه علمی پژوهشی مطالعات قرآن حدیث، شماره 12، صص127-150، تهران: دانشگاه امام صادق.

سیوطى، جلال الدین (1404). الدر المنثور فى التفسیر المأثور، قم: کتابخانه آیت الله مرعشى نجفى‏.

سیوطی، جلال الدین (1396). طبقات المفسرین العشرین، به تحقیق علی­محمد عمر، قاهره: مکتبه وهبه .

شاکری، سیمین دخت (1383). «مبانی تفسیر نگاری طبری»، دوفصلنامه علمی پژوهشی مقالات و بررسیها، شماره 76، صص81-102، تهران: دانشگاه تهران.

طباطبایى، سید محمد حسین (1417). المیزان فى تفسیر القرآن، قم: دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسین حوزه علمیه قم.

طبرى، ابو جعفر محمد بن جریر (1412). جامع البیان فى تفسیر القرآن‏، بیروت: دار المعرفه.

طوسى، محمد بن حسن‏ (بی­تا). التبیان فى تفسیر القرآن‏، تحقیق احمد قصیرعاملى، ‏بیرت: دار احیاء التراث العربى‏.

عسقلانی، علی بن محمد بن حجر(1390). لسان المیزان، بیروت: موسسه الاعلمیه للمطبوعات.

فاضلی، محمد (1368). «تفسیر طبری در نقد و بررسی»، مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی، شماره دوم، صص190-143، مشهد: دانشگاه فردوسی.

مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی (1367). دائره المعارف بزرگ اسلامی، تهران: مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی.

نجاشی، احمد بن على (1365). ‏رجال النجاشی،‏ قم: مؤسسه النشر الاسلامی التابعه لجامعه المدرسین‏.

GAS, Gilliot, C. (1990). Exégèse, langue et théologie en Islam: l'Exégèse coranique de Tabari, Paris: vrin.

Goldziher, Ignas (­1920). Die Richtungen der islamischen Koranauslegung, Leiden: brill.

Guest, Greg; MacQueen, Namey (2012). Applied Thematic Analysis, london: kingdom.

Stemler, Steve (2001). “An overview of content analysis”, Practical Assessment, Research & Evaluation, (17).

Weber, R. Philiph (1990). Basic Content Analysis, Newbury Park.