بررسی تطبیقی ترجمه‌های انگلیسی قرآن آربری، شاکر و قرایی از آیات منتخب سوره رعد

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث دانشگاه مازندران

2 دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه مازندران

چکیده

قرآن کتابی است با زیبایی ظاهری و عمق معنایی تکرار‌ناشدنی و هر ترجمه تلاشی است بشری جهت انتقال این اثر الهی به مخاطبان و از آنجایی که این فرآیند خالی از کاستی نیست، پالایش ترجمه‌های قرآن جهت هر چه روزآمدتر کردن آنها امری لازم و ضروری می‌نماید تا پیام قرآن با کمترین خلل به گوش جهانیان برسد. این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی به مقایسه سه ترجمه انگلیسی قرآن کریم توسط آربری، شاکر و قرایی از آیات 2، 4 و 16 سوره مبارکه رعد، از جهت واژگان و ساختار می‌پردازد. نتایج این تطبیق موردی نشان می‌دهد که آربری با پایبندی به صورت الفاظ متن اصلی کوشیده تا بار ادبی و زبان کهن و موجز قرآن را در ترجمه منتقل کند. اما این مبدأگرایی ضمن کاستن از قابلیت ارتباطی ترجمه‌اش، سبب شده وی بدون در نظر گرفتن بطون قرآن و تطورات واژگان و تنها بر مبنای ظاهر آنها قضاوت کند. قضاوتی که منجر به دخل و تصرّف در حقیقت کلام الهی شده است. در مقابل، شاکر با گرایش به سمت خواننده، انتقال معنا را به تقیّد به ظاهر الفاظ ترجیح داده است. این رویکرد باطن‌گرایانه، گاه به عدم تبعیت از اصل مطابقت در ترجمه انجامیده است. در این میان قرایی ضمن پایبندی به صورت متن اصلی، در ترجمه‌ای عبارت به عبارت، حقایق قرآن را در قالب ادبیاتی امروزین به مخاطب عرضه کرده است و حاصل تلاشش ترجمه‌ای است روان، با کمترین میزان اختلاف نسبت به متن اصلی.

کلیدواژه‌ها


مقدمه

اسلام دینی است با پیامی جهانی برای همه بشریت و این مهم در آیات بسیاری مورد تأکید قرار گرفته، چنان که فرمود: «تَبارَکَ الَّذی نَزَّلَ الْفُرْقانَ عَلى‏ عَبْدِهِ لِیَکُونَ لِلْعالَمینَ نَذیراً» (فرقان/1) و برای رساندن این پیام الهی به گوش جهانیان، لزوم برگردان قرآن به زبان­های غیر‌عربی کاملاً احساس می­شود.

البته مسأله در خور توجه این است که قطعاً ترجمه قرآن با خود قرآن برابر نیست و حکم معجزه الهی را ندارد؛ چرا که ترجمه، تلاشی است بشری و لاجرم مختلف و ناقص، به طوری که گاهی حتی سبب تغییر و یا ابهام معنای قرآن کریم شده است و اینجا است که ضرورت تحلیل و بررسی ترجمه­های صورت گرفته و کشف لغزش­های احتمالی مترجمان با هدف دست­یابی به ترجمه­ای دقیق­تر و روان­تر نمایان می­شود تا علاوه بر کمک به خوانندگان جهت فهم بهتر قرآن کریم، مسیر برای مترجمان آینده نیز روشن ­گردد.

طبق آخرین آمار رسمی که کتاب‌شناسى جهانى ترجمه­هاى قرآن مجید، منتشر کرده، تعداد ترجمه‏­هاى کامل قرآن به انگلیسى تا سال1980میلادی، 295 مورد و ترجمه‌هاى غیرکامل 131 مورد است (اسعدی، 1365: 49). از جمله مترجمان قرآن به زبان انگلیسی می­توان به آرتور جان آربری[1]، محمد شاکر[2] و سید علی‌قلی قرایی اشاره کرد.

آرتور جان آربری، اسلام‌شناس و خاورشناس انگلیسی، در 12 می 1905 میلادی متولد شد (خرمشاهی، 1381: 1/31). او که به زبان­های یونانی، لاتین، عربی و فارسی مسلط بود به کشورهای اسلامی چون مصر، ترکیه، فلسطین، لبنان و سوریه سفر کرد و در زمینه ادبیات عربی و فارسی تحقیقات بسیاری انجام داد (اردستانی 1380: 15/85). وی به عنوان رئیس گروه ادبیات یونان و روم باستان دانشگاه قاهره و بعدها به عنوان استاد زبان فارسی در دانشگاه لندن و استاد زبان عربی در دانشگاه­های لندن و کمبریج انجام وظیفه کرد و دانش کامل و دقیقی در زمینه اسلام و فرهنگ اسلامی داشت (قدوایی، 1377: 9/23-24). وی ترجمه قرآن خود را با نام «قرآن مفسَّر» در سال 1955میلادی در لندن به چاپ رساند.

محمد‌شاکر پاکستانی (خرمشاهی، 1373: 2/108) ترجمه خود را در سال 1968 در کراچی به چاپ رساند (واعظی، 1388: 18/139). گرچه 90 درصد ترجمه او لفظ به لفظ از قرآن محمدعلی لاهوری نسخه برداری شده اما به علت دقت در ترجمه و فهرست­های موضوعی مناسب، بارها و بارها در کشورهای مختلف تجدید چاپ شده است (همان: 139-141).

سیدعلى‌قلى ‏قرایى، متولد 1947میلادی در شهر حیدرآباد هند و دانش‌آموخته ایرانی‌تبار در دانشگاه‌های «عثمانیه» حیدر آباد و «ویسکانس» آمریکا است (قرایی، 1383: 5/201). وی که سال­ها است در ایران اقامت گزیده، به مدت 14 سال (از 1362 تا 1376) سردبیری مجله انگلیسی زبان التوحید را برعهده داشته و از آن پس تا کنون به عنوان مشاور با مرکز ترجمه قرآن در قم، همکاری نزدیک دارد (خرمشاهی، 1382: 14/66-65). ترجمه قرآن وی در سال 2004 در قم به چاپ رسید.

این پژوهش با مقایسه ترجمه این سه مترجم از آیات منتخب سوره رعد از لحاظ واژگانی و ساختاری به بیان کاستی­های موجود و ارائه ترجمه برتر می­پردازد و رویکرد کلی این سه مترجم را در ترجمه‌شان، برجسته می‌نماید.

روش کار به این صورت است که در هر بخش، پس از طرح آیه و ترجمه­ها، ابتدا معادل­های واژگانی و سپس ساختار گرامری ترجمه­ها در جداولی تطبیق گردیده و برای سهولت در جمع‌بندی، زیرِ معادل­های درست خط تیره کشیده شده است. سپس به صورت تشریحی علت ترجیح ترجمه­ای بر دیگر ترجمه­ها توضیح داده شده است. برای این منظور از کتب لغت عربی و انگلیسی (مانند المفردات فی غریب القرآن و Longman American Dictionary)، تفاسیر (مانند مجمع البیان و المیزان) و کتب قواعد عربی و انگلیسی (مانند الجدول فى اعراب القرآن و A Practical English Grammar) استفاده شده­ است. ضمناً برای جلوگیری از اطناب، از ذکر تفاوت­هایی که اختلاف بارزی در معنا ایجاد نمی­کنند خودداری گردیده (برای مثال در آیه دوم، برای واژه «سَخَّرَ» سه معادل متفاوت ارائه شده است؛ که گرچه معادل­یابی قرایی از همه دقیق­­تر است اما از آنجایی که هر سه معادل، قابل قبول بوده و معنا را می‌رسانند؛ از بررسی این واژه صرف‌نظر شده است). سپس در پایان هر آیه، در بخش جمع‌بندی، نقاط چشم‌گیر ترجمه­ها برجسته گردیده است.

در زمینه تطبیق ترجمه­های انگلیسی آثاری در گذشته تألیف شده است که از آن جمله می­توان به دو پایان‌نامه در مقطع کارشناسی ارشد، از دانشگاه آزاد ساری در رابطه با سوره­های نور و اعراف اشاره کرد[3]؛ همچنین چندین مقاله خارجی و داخلی در این زمینه به چاپ رسیده که برخی تمرکز را بر سوره یا بخشی از سوره­­ای خاص قرار داده­اند[4]، برخی دیگر، روش مترجم یا مترجمان را به طور کلی بازگو کرده­اند[5] و برخی دیگر لغزشگاه­ها را عنوان کرده و ذیل هر یک مصادیقی از ترجمه­های مترجمان مختلف را از سوره­ای خاص و یا از قسمت­های مختلف قرآن ارائه کرده­اند[6]. اما در زمینه سوره رعد، تاکنون هیچ کار تحقیقاتی صورت نگرفته، ضمن این که پژوهش حاضر، چندین تفاوت عمده با پژوهش­های قبلی دارد؛ و آن اینکه اولاً این پژوهش در پی کشف رویکرد کلی مترجمان در ترجمه قرآن است؛ حال آن که در پژوهش­های پیشین تنها به تذکر ایرادات و احیاناً اصلاح آنها بسنده شده است؛ بدون این که به مبنای این اشکالات، که همانا رویکرد مترجم است توجهی شود؛ ثانیاً این پژوهش، ترجمه­ها را در دو سطح تعادل واژگانی و دستوری بررسی می‌نماید؛ در حالی که قریب به اتفاق پژوهش‌های قبلی (به‌ویژه پایان‌نامه­ها)، تنها تعادل واژگانی را مدّ نظر قرار داده­اند و ثالثاً این پژوهش، به بررسی یکی از ترجمه­های جدید قرآن (چاپ 2004) توسط استاد قرایی، در کنار ترجمه­های قدیمی­تر می‌پردازد؛ ترجمه‌ای که تاکنون کار تحقیقاتی خاصی روی آن انجام نشده است. اما قبل از تطبیق ترجمه­ها، لازم است در بخشی مجزا، انواع ترجمه معرفی گردد:

 

1. انواع ترجمه

نگرش­های مختلف انواعی از ترجمه را برای هر متن می­نمایاند؛ در این بخش نگرش دو زبان‌شناس معروف، کت فورد[7] (1965) و نیومارک[8] (1981) بررسی می‌گردد:

 

 انواع ترجمه از دیدگاه کت فورد

کت فورد ترجمه را جایگزینی عناصر متنی زبان مبدأ به وسیله عناصر متنی زبان مقصد می­داند و آن را به سه نوعِ «ترجمه کامل در مقابل ترجمه ناقص»، «ترجمه کلی در مقابل ترجمه محدود» و «ترجمه آزاد در مفابل ترجمه وابسته» تقسیم می­کند (لطفی پورساعدی، 1374: 70). که با توجه به متداول بودن تقسیم بندی آخر، در ادامه شرح مختصری از آن ارائه می­گردد:

ترجمه آزاد در مقابل ترجمه وابسته: معیاری که کت فورد برای این تقسیم‌بندی برگزیده «مرتبه» واحد ساختمانی زبان می­باشد؛ که آن را از دستور سیستمیک هالیدی گرفته است. در این دستور مراتب معینی برای واحدهای ساختمان زبان در نظر گرفته شده است؛ که عبارت­اند از: متن، جمله غیرساده، جمله ساده، عبارت و کلمه. که واحدهای هر مرتبه از عناصر، مرتبه مادون خود تشکیل می­شود. حال اگر فرایند جایگزینی عناصر متنی زبان مبدأ با توجه به کل محتوا و پیام و بدون در نظر گرفتن مراتب واحدهای ساختمانی زبان مبدأ انجام گیرد، ترجمه آزاد نامیده می­شود. ولی اگر مترجم سعی کند مراتب مختلف زبان مبدأ را بدون تغییر به زبان مقصد منتقل کند، ترجمه وابسته نامیده می­شود. اصطلاحات متداولی از قبیل «ترجمه آزاد»[9]، «ترجمه تحت‌اللفظی»[10] و «ترجمه لفظ به لفظ»[11]، تا حدودی با تقسیم‌بندی مذکور رابطه دارد. به این ترتیب که ترجمه لفظ به لفظ همان ترجمه وابسته در مرتبه کلمه است، ترجمه آزاد ترجمه­ای است غیروابسته که در انتخاب معادل هیچ‌گونه محدودیت مرتبه­ای برای آن وجود ندارد و ترجمه تحت‌اللفظی که حد واسط این دو نوع ترجمه است و در آن ترجمه کلمه به کلمه با تغییرات مختصری بر حسب دستور زبان مقصد اجرا می­گردد؛ مثال: برای ترجمه متن فارسی «خداحافظ» به انگلیسی، سه نوع معادل می­توان داد: الف) ترجمه لفظ به لفظ: God protector ب) ترجمه تحت‌اللفظی: God protect you ج) ترجمه آزاد Good bye (همان: 72).

 

انواع ترجمه از دیدگاه نیومارک

نیومارک ترجمه را با توجه به نوع متن و این که هدف ترجمه، وفاداری به نویسنده اصلی است یا خواننده، به دو نوعِ «ترجمه معنایی»[12] و «ترجمه ارتباطی (پیامی)»[13] تقسیم کرد و خاطرنشان ساخت که ویژگی برخی متون اقتضا می­کند، بخشی از متن به صورت معنایی و بخش دیگر به صورت ارتباطی ترجمه شود.

 

ترجمه معنایی و ترجمه ارتباطی (پیامی)

ترجمه معنایی به متن وفادار است و ویژگی­های ترجمه تحت‌اللفظی را دارد و به زبان مبدأ متمایل است و ترجمه ارتباطی به خواننده توجه دارد و از زبانی روان و طبیعی برخوردار بوده، متمایل به زبان مقصد است (ناظمیان، 1386: 24). ترجمه پیامی می­کوشد تا بر خوانندگان تأثیری هر چه بیشتر مشابه با تأثیر وارده بر خوانندگان متن اصلی بگذارد. ترجمه معنایی سعی می‌کند تا آنجایی که ساختارهای معنایی و نحوی زبان مقصد اجازه می­دهد، عین معنای بافتی متن اصلی را ارائه کند. به طور کلی، ترجمه پیامی احتمالاً آسان­تر، ساده­تر، روشن­تر، مستقیم­تر و قراردادی­تر است و با سیاق ویژه زبان مطابقت دارد و ترجمه معنایی تا حدودی پیچیده­تر، ناهموار­تر و دقیق­تر است (نیومارک، 1981: 39 به نقل از لطفی‌پور ساعدی، 1374: 74).

 

2. ارزیابی تطبیقی

با توجه به این که اصولاً «جایگزینی کامل یک متن در زبان، توسط متنی از زبان دیگر از دیدگاه نظری غیرممکن است» (سلطانا، 1984: 7 به نقل از همان: 88)، لذا ملاک برتری ترجمه­ها، برقراری بیشترین «تعادل» بین دو متن است و از آنجایی که از مهم­ترین اجزاء برقراری «تعادل ترجمه­ای» بین دو متن، «واژگان» و «ساختار»[14] است (همان: 80 و 95)، این بخش، ترجمه انگلیسی سه آیه منتخب از سوره رعد را از آربری، شاکر و قرایی در کنار هم و براساس چگونگی معادل­یابی واژگانی و ساختاری، مقایسه می‌نماید. برای این منظور، سعی شده آیاتی گزینش شود که ابعاد مختلف ترجمه­ها را هر چه آشکارتر به نمایش می­گذارد.

 

طرح آیه دوم و ترجمه­ها

اللَّهُ الَّذِی رَفَعَ السَّماواتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ یَجْرِی لِأَجَلٍ مُسَمًّى یُدَبِّرُ الْأَمْرَ یُفَصِّلُ الْآیاتِ لَعَلَّکُمْ بِلِقاءِ رَبِّکُمْ تُوقِنُونَ (2).

آربری:

 God is He who raised up the heavens without pillars you can see then He sat Himself upon the Throne He subjected the sun and the moon each one running to a term stated He directs the affair; He distinguishes the signs; haply you will have faith in the encounter with your Lord.

شاکر:

 Allah is He Who raise the heavens without any pillars that you see And He is firm in power And He made the sun and the moon subservient (to you) Each one pursues its course to an appointed time He regulates the affair, making clear the signs that you may be certain of meeting your Lord.

قرایی:

 It is Allah who raised the heavens without any pillars that you see, and then presided over the Throne. He disposed the sun and the moon, each moving for a specified term. He directs the command, [and] elaborates the signs that you may be certain of encountering your Lord.

جدول1. تطبیق واژگانی ترجمه­های آیه دوم

مترجمان

واژگان

آربری

شاکر

قرایی

اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ

He sat himself upon the throne

He is firm in power

presided over the throne

یَجْرِی

running

pursues its course

moving

یُدَبِّرُ

directs

regulates

directs

الأمرَ

the affair

the affair

the command

یُفَصِّلُ

distinguishes

making clear

elaborates

تُوقِنُونَ

you will have faith

you may be certain

you may be certain

 

اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ: این عبارت از متشابهات قرآن می‌باشد که برای یافتن معنای آن باید آن را به محکماتی چون «لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْ‏ء» (شوری/11) ارجاع دهیم و نباید بر مبنای ظاهر الفاظ حکم کنیم، چرا که بر طبق نظر عدلیه (شیعه و معتزله) خداوند دارای جسم نیست تا بتوان افعال بشری همچون ایستادن، نشستن و مانند آن را به او نسبت داد (حلی، بی­تا: 301). علامه طباطبایی می­فرماید: «استواء» به معناى تسلط و استقرار بر چیزى است و «عرش» به معناى تختى است که پادشاه بر آن مى‏نشیند و کنایه از مقام سلطنت می­باشد» (طباطبائی، 1417: 8/148). بنابراین عرش استعاره­ای است از کل جهان هستی، و «اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ» یعنی در دست گرفتن فرمانروایی کل جهان هستی. راغب نیز می­گوید: «هرگاه اسْتَوى با حرف «على» متعدّى شود، در معنى استیلاء و اقتدار است.‏ یعنى مستولى شد» (راغب، 1412: 439) و می‌گوید: «مراد از عرش الهی را گروهی همان فلک أعلى‏و مراد از کرسى را، فلک ستارگان می­دانند. و در این زمینه به‏ روایتی از رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌واله‌وسلم استناد می­کنند که فرمود: آسمان­ها و زمین در کنار کرسی خداوند مانند حلقه­ای هستند که در صحرایی وسیع افتاده است. کرسی هم در برابر عرش این‌چنین است» (همان: 558).

آربری، در ترجمه‌ای تحت‌اللفظی (خداوند بر بالای تخت شاهی نشست) و بدون دریافت مفهوم استعاری آیه، مطابق دیدگاه مسیحیت (تورات، سفر پیدایش، باب 32/31-24؛ همان، 3/9-8؛ انجیل یوحنا، باب20/28) برای خداوند جسم قائل شده، تختی در نظر گرفته و فعل بشری «sit» را به وی نسبت داده است[15]. در دیگر سوی، شاکر با نادیده گرفتن ظاهر الفاظ، در ترجمه­ای کاملاً آزاد، به بیان برداشت نهایی خود از این استعاره قرآنی پرداخته، آن را «استواری خداوند در قدرت» معنا کرده است. اما قرایی، سعی کرده تا حد ممکن به متن مبدأ پایبند باشد و تنها تفاوتی که در ترجمه­اش نسبت به ترجمه آربری وجود دارد، استفاده از فعلی مناسب شأن الهی (preside over) به معنی «کرسی‌ ریاست‌ را اشغال‌ کردن‌، سرپرستی را به عهده گرفتن» (Summers, 2003: under preside)، به جای «sit» است؛ که با توجه به معنای «اسْتَوى‏ عَلَى» در بیان راغب، ترجمه قرایی مناسب­تر از دو ترجمه دیگر است؛ چرا که ترجمه وی در عین پایبندی به متن مبدأ، موجب گمراهی خواننده نمی‌شود.

یَجْرِی: «جَرْی یعنی عبور سریع، و اصل آن در مورد آب است و برای هر چیزی که مانند آب سیّار بوده و جریان دارد به کار می­رود» (راغب اصفهانی، 1412: 194)، لذا می‌گویند: «جرَى الماء، جرَى النجم، جرَت العین، جرَت السفینه، جرَت الشمس، جرَت الریح» (مصطفوی، 1430: 2/91)‏. طبرسی می­گوید: «کُلٌّ یَجْرِی لِأَجَلٍ مُسَمًّى» یعنی هر یک از آنها، تا وقتى معین، در حرکت خواهند بود» (1372: 6/421).

معادل­های ارائه شده، «یَجْرِی» را به ترتیب به: «running» به معنای «در جریان بودن»؛ «pursue ones course» به معنای «مدار خود را دنبال کردن»؛ و «moving» به معنای «در حرکت بودن» برگردانده­اند. لذا به نظر می­رسد آربری و قرایی با گرایش به گزیده گویی متن مبدأ، ترجمه­ای ارائه کرده اند که از نظر معنا نیز با متن اصلی هم­پوشانی می­کند. اما ترجمه تفسیری شاکر فراتر از معنای متن اصلی رفته و کلماتی را بدون وجود معادلی در متن مبدأ به متن مقصد افزوده است.

یُدَبِّرُ: «تدبیر در نظر گرفتن عواقب امور است» (فراهیدی، 1409: 8/33) و نیز «به معناى این است که چیزى را دنبال چیزى بیاورى، و مقصود از آن این است که اشیاء متعدد و مختلف را طورى تنظیم شود و ترتیب داده شود که هر کدام در جاى خاص خود قرار بگیرد، به طورى که به محض تنظیم، غرض مورد نظر از هر کدام آنها حاصل گردد» (طباطبایی، 1417: 11/290-289) و «معنى تدبیر نسبت به خداوند متعال، عبارت است از تنظیم و ترتیب امور عالم و قرار دادن امور بر زیباترین نظام و استوارترین ساخت» (مصطفوی، 1430: 3/194).

با توجه به معانی ذکر شده، معادل «regulate» به معنی «تنظیم‌ کردن‌، اداره کردن» در ترجمه شاکر، مناسب­تر از معادل «direct» به معنی «هدایت‌ کردن‌، نظارت‌ کردن‌، اداره‌ کردن‌» در ترجمه آربری و قرایی می­باشد.

الْأَمْرُ: قرشی می­گوید: «أمر دو معنى دارد یکى کار و چیز، که جمع آن امور است، مثل:‏ «وَ شاوِرْهُمْ فِی‏ الْأَمْرِ» (آل­عمران/159) و «إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ‏ الْأُمُورُ» (بقره/210)؛ دیگرى: دستور و فرمان، «الامر ضدّ النهى»؛ مثل‏: «قُلْ‏ أَمَرَ رَبِّی بِالْقِسْطِ» (اعراف/29)‏؛ که أمر به معناى اوّل اسم مصدر، و به معناى دوم، مصدر و اسم مصدر است» (قرشی، 1371: 1/109). علامه در توضیح «یُدَبِّرُ الْأَمْرَ» می‌فرماید: «وقتى مى‏گویند: «دبَّر أمر البیت»، معنایش این است که امور خانه و تصرفاتى را که مربوط به آن است منظم نمود» (طباطبائی، 1417: 11/290). پس در اینجا مراد از «أمر» معنای اول آن است.

 بنابراین معادل «the affair» (امور) در ترجمه آربری و شاکر، مناسب­تر از معادل­ «the command» (دستورات) در ترجمه قرایی است.

یُفَصِّلُ: «تفصیل یعنی متمایزکردن و تفصیل کلام، روشن کردن آن است، بر خلاف اجمال» (قرشی، 1371: 5/180؛ موسی، 1410: 1/379) و نیز «تفصیل کلام یعنی به تفصیل و درازا سخن گفتن» (بستانی، 1375: 665). «یُفَصِّلُ الْآیاتِ» یعنی «آیات را به تفصیل و به دنبال یکدیگر، براى مردم بیان مى‏کند، تا بهتر بتوانند در باره آنها بیندیشند» (طبرسی، 1372: 6/421).

بنابراین معادل­های «making clear» و «elaborate» در ترجمه شاکر و قرایی، که به ترتیب به معنی «روشن کردن» و «با جزئیات شرح دادن» است، مناسب­تر از معادل «distinguish» به معنی «تمیز دادن»‌ و «جدا کردن» در ترجمه آربری است. چرا که آربری تنها با در نظر گرفتن سه حرف اصلی (فصل) اقدام به ترجمه کرده و به ورود (فَصَلَ) به باب تفعیل و معنای ثانویه واژه دقت نکرده است. این در حالی است که مترجم باید علاوه بر تسلط به زبان مقصد و در نظر گرفتن سیاق متن مبدأ، در کتب مختلف لغت و معانی اولیه و ثانویه واژه غور کند و تنها براساس درک ابتدایی خود و یا معنای اولیه کلمه عمل نکند. چرا که از نظر متخصصین «علت اصلی پیدایش ترجمه تحت‌اللفظی عبارت است از انتخاب اولین و رایج­ترین معنی کلمه، که مترجم در فرهنگ لغت یافته و یا در ابتدایی­ترین مراحل آموزش زبان فرا گرفته است» (صفارزاده، 1384: 37).

تُوقِنُونَ: مصطفوی می­گوید: «یقین علم استوار و مطمئن است» (مصطفوی، 1430: 14/52) و «لَعَلَّکُمْ بِلِقاءِ رَبِّکُمْ تُوقِنُونَ» یعنی: «تا شما مطمئن شوید به آمدن روز قیامت و زنده شدن مجدد» (طبرسی، 1372: 6/421).

 لذا ترجمه شاکر و قرایی مناسب­تر از ترجمه آربری است، چرا که «certainty» به معنی «اطمینان کامل، یقین» (Summers, 2003: under certainty) است. اما کلمه «faith» به معنای «یقین استوار، ایمان»  (Ibid: under faith1) است که اخصّ از معنای «یقین» می­باشد.

 

جدول2. تطبیق ساختاری ترجمه­های آیه دوم

          مترجمان

ساختار

آربری

شاکر

قرایی

رَفَعَ (ماضی)

 raised up (ماضی)

raise (مضارع)

raised (ماضی)

 

رَفَعَ: «رَفَعَ» فعل ماضی است؛ به معنای «بر افراشت، بالا برد». اما شاکر در ترجمه­ای مقصدگرا، خود را مقید به ساختار ظاهری آیه نکرده و کل آیه را به زمان حال برگردانده و با این کار معنای قرآن را تغییر داده است؛ چرا­ که آیه اشاره دارد به عمل بر افراشتن آسمان­ها که در گذشته و هم­زمان با خلقت آنها صورت گرفته است. ضمناً او به این نکته توجه نکرده که حتی در این صورت نیز باید فعل «raise» در جمله «Allah is He Who raise the heavens… » همراه با «s» سوم­شخص و به صورت «raises» می­آمد (Thomson, A. J. & Martinet, A. V., 1986: 159).

 

جمعبندی آیه دوم

گرچه در رعایت مبانی کلامی در ترجمه آیات متشابه قرآن دو دیدگاه وجود دارد و عده­ای معتقد هستند به برطرف کردن مشکل آیات متشابه و ترجمه آن بر مبنای اصول مسلم دین اسلام و در غیر این صورت ترجمه را بد­آموز می­دانند (خرمشاهی، 1374: پیوست 4 الف؛ نقی‌پور، 1372: 203، 218؛ جعفری، 1376: 75؛ طالقانی، 1377: 39 و 47؛ کریمی، 1383: 36 به نقل از رضایی‌اصفهانی، 1385: 63) و عده­ای دیگر قائل به حفظ اصل قرآن با همه چگونگی‌هایش در ترجمه‌اند؛ چرا که معتقدند خواننده باید از طریق ترجمه، نخست با اصل قرآن کریم ارتباط برقرار کند، نه با تفسیر و برداشت مترجم (کریمی نیا، 1376: 8؛ سروش، 1372: 36 به نقل از همان)؛ اما به نظر می­رسد مترجم باید تنها در حد ضرورت و برای جلوگیری از سوء برداشت خواننده، مقصود باطنی قرآن را روشن کند و تا حد امکان تغییری در متن اصلی ایجاد نکند و این البته به هنر و توانایی مترجم وابسته است. چنان ‌که ملاحظه گردید، در ترجمه «اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ» از آیه دوم سوره رعد، معادل­گزینی معنایی آربری گمراه­کننده است، برگردان شاکر نیز به جای اصل قرآن کریم، تفسیر و برداشت وی را بیان می­کند. اما قرایی سعی نموده تا حد ممکن با نزدیک‌ترین الفاظ به متن مبدأ، آیه را به همان شکل استعاری، اما قابل درک برای خواننده انگلیسی زبان، منتقل کند.

 

طرح آیه چهارم و ترجمه­ها

وَ فِی الْأَرْضِ قِطَعٌ مُتَجاوِراتٌ وَ جَنَّاتٌ مِنْ أَعْنابٍ وَ زَرْعٌ وَ نَخِیلٌ صِنْوانٌ وَ غَیْرُ صِنْوانٍ یُسْقى‏ بِماءٍ واحِدٍ وَ نُفَضِّلُ بَعْضَها عَلى‏ بَعْضٍ فِی الْأُکُلِ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ (4).

 

آربری:

 And on the earth are tracts neighbouring each to each) yet different), and gardens of vines, and fields sown, and palms in pairs, and palms single, watered with one water; and some of them We prefer in produce above others Surely in that are signs for a people who understand.

                شاکر:

And in the earth there are tracts side by side (yet different) and gardens of grapes and corn and palm trees having one root and (others) having distinct roots they are watered with one water, and We make some of them excel others in fruit Most surely there are signs in this for a people who understand.

 

قرایی:

 In the earth are neighbouring terrains [of diverse kinds] and vineyards, farms, and date palms growing from the same root and from diverse roots, [all] irrigated by the same water, and We give some of them an advantage over others in flavour. There are indeed signs in that for a people who apply reason.

 

جدول3. تطبیق واژگانی ترجمه­های آیه چهارم

       مترجمان

  واژگان

آربری

شاکر

قرایی

جَنَّاتٌ مِنْ أَعْنابٍ

gardens of vines

gardens of grapes

vineyards

زَرْعٌ

fields sown

corn

farms

صِنْوانٌ وَ غَیْرُ صِنْوانٍ

in pairs, and single

having one root and (others) having distinct roots

growing from the same root and from diverse roots

نُفَضِّلُ

prefer

make … excel

give an advantage

الْأُکُل

produce

fruit

flavour

یَعقِلون

understand

understand

apply reason

 

جَنَّاتٌ مِنْ أَعْنابٍ: قرشی می­گوید: «در این آیه چون اعناب در ردیف نخل و نخیل آمده، به قرینه آن دو، مراد، درخت انگور است. زیرا نخل و نخیل فقط به درخت خرما اطلاق می­شود نه به خرما؛ ولى در آیه‏ «فَأَنْبَتْنا فِیها حَبًّا. وَ عِنَباً وَ قَضْباً» (عبس/28-27) ظهور واژه عِنَب، در انگور است» (قرشی، 1371: 5/55).

با توجه به این مطلب، معادل­گزینی آربری که عبارت است از: «gardens of vines» (باغ­هایی از درختان انگور)، دقیق­تر از معادل «gardens of grapes» (باغ‌هایی از انگور) در ترجمه شاکر است؛ چرا که «vine» به معنای «تاک، درخت انگور» است اما «grape» به معنای «انگور» است. و اما واژه «vineyards» در ترجمه قرایی به معنی «زمینی که در آن تاک می­کارند جهت تولید شراب»  (Hornby, 1989: under vineyard) تناسبی با آیات کتاب الهی ندارد.

زَرْعٌ: «زَرْع» به معنای افکندن بذر در زمین» (جوهری، 1376: 4/1582)، «در اصل مصدری است که گاهی از آن به مَزْرُوع (اسم مفعول) تعبیر می­شود؛ مانند آیات «فَنُخْرِجُ بِهِ زَرْعاً» (سجده/27) و «وَ زُرُوعٍ وَ مَقامٍ کَرِیمٍ‏» (دخان/26) (راغب اصفهانی، 1412: 379).

بنابراین ترجمه تحت‌اللفظی اما موزون آربری به معنای «زمین کشت­شده» (fields sown) و معادل‌یابی امروزین و سلیس قرایی به معنی «کشت زار، مزرعه» (farms) از لحاظ معنایی، قابل قبول­اند. اما در مورد معادل‌یابی عجیب شاکر که «زَرْع» را به «corn» (دانه، غلات) برگردانده، باید گفت که علت این برداشت ناصحیح، به اشتباه نحوی مترجم برمی­گردد؛ چرا که شاکر در عبارت «جَنَّاتٌ مِنْ أَعْنابٍ وَ زَرْعٌ وَ نَخِیلٌ»، «زَرْعٌ» و «نَخِیلٌ» را عطف به «أَعْنابٍ» و مجرور تلقی کرده و عبارت را چنین ترجمه کرده است: «و باغ­هایی از انگورها و غلات و نخل­­ها...» « and gardens of grapes and corn and palm trees» و حال آن که این کلمات عطف به «قِطَعٌ» و «جَنَّاتٌ» بوده؛ مبتدا و مرفوع هستند و خبر، «موجودٌ» محذوف است (صافی، 1418: 13/89). پس ترجمه آیه چنین می­شود: «و در زمین... باغ­هایی از درختان انگور و مزارع و درختان خرما... وجود دارد».

درواقع اختلاف ترجمه شاکر، ریشه در اختلاف در قرائت­های قرآن دارد. طبرسی می­گوید: «زرع و نخیل و صنوان و غیر صنوان را ابن­کثیر، یعقوب و حفص به رفع و دیگران به جرّ، قرائت کرده‏اند» (طبرسی، 1372: 6/422). اما باید دانست که «مبنای ترجمه قرآن، همان قرائت متواتر مسلمانان یعنی قرائت حفص از عاصم است و قرائت­‌های دیگر خبر آحاد بوده، معتبر نیست و نمی‌تواند مبنا باشد» (خویی، بی­تا: 149). بنابراین ترجمه شاکر قابل قبول نیست.

صِنْوانٌ وَ غَیْرُ صِنْوانٍ: راغب در مفردات مى‏گوید: «کلمه «صنو» به معناى شاخه و جوانه‏­ای است که از بیخ تنه درخت روییده باشد. مثلاً گفته مى‏شود: «هما صنوا نخله» «این دو، دو شاخه از یک درخت خرما است که از ریشه آن جوانه زده»، و «فلان صنو ابیه» «فلانى شاخه و جوانه پدر خویش است» و تثنیه صنو، صنوان است» (راغب، 1412: 494). علامه می‌فرماید: «صنوان یعنی جوانه‌زده از یک ریشه مشترک و غیرصنوان یعنی از ریشه های جدا»  (طباطبائی، 1417: 11/293).

لذا، برگردان­های شاکر و قرایی که به ترتیب به معنی «دارای یک ریشه و (برخی دیگر) دارای ریشه‌های مجزا» و «رشد یافته از یک ریشه مشترک و از ریشه­های مختلف» می­باشند، تطابق بیشتری با متن مبدأ دارند تا ترجمه ادبی، موجز اما مبهم «نخل­های دوتایی و نخل­های تکی» آربری. چرا که آربری با تأکید بیش از حد بر ایجاز و زبان ادبی متن اصلی، ویژگی­ها و بار معنایی واژه را به خواننده نمی­رساند و با حذف لایه­هایی از معنا، تاثیری معادل با متن مبدأ بر او نمی­گذارد بلکه موجب ایجاد ابهام در ضمیر خواننده می­شود. در مقابل شاکر و به‌ویژه قرایی (با دقتی فراتر)، با بیان مقصود متن اصلی، متنی روان و قابل فهم برای خواننده انگلیسی‌زبان فراهم می­آورند.

نُفَضِّلُ: جوهری می­گوید: «فَضّلْتُهُ‏ على غیره‏ تَفْضِیلًا، إذا حکمتَ له بذلک، أى صیّرتَه کذلک» (جوهری، 1376: 5/1791) یعنی حکم به برتری چیزی بر چیز دیگر کردن یا ایجاد برتری در چیزی نسبت به دیگری[16]، این معنا در سخن علامه نیز هویدا است؛ آنجا که می‌فرمایند: «خداوند با ضمیر متکلم مع‌الغیر فرموده «ما برترى دادیم بعضى را بر بعضى در اکل» بعید نیست نکته­اش این باشد که سبب حقیقى را معرفى کند، گویا کسى گفته است بعضى از آنها نسبت به بعضى دیگر برترى دارند، اما خداوند می­فرماید سبب این برترى جز خداى سبحان کسى نیست» (طباطبائی، 1417: 11/293).

شاکر و قرایی با موشکافی و دقت در معنی واژه عربی، با معادل­های make some of them excel others و give some of them an advantage over others به خوبی معنای «ایجاد برتری» را رسانده­اند. اما آربری تنها براساس سه حرف اصلی فعل و بدون در نظر گرفتن تطورات معنوی افعال عربی در باب­های مختلف، و بدون تتبع در کتب لغت و تفاسیر موثق، واژه «prefer»، به معنای «ترجیح دادن چیزی بر دیگری» را برگزیده و با این کار، فعلی بشری (خوردن و ترجیح میوه­ای بر میوه دیگر) را به خداوند سبحان نسبت داده و موجب انحراف معنای قرآن شده است.

الْأُکُل: «أُکُل‏ الشجره» یعنی میوه درخت، چنان که خداوند متعال می­فرماید: تُؤْتِی‏ أُکُلَها کُلَ‏ حِینٍ بِإِذْنِ رَبِّها» (ابن‌فارس، 1404: 1/124). در تفسیر المیزان نیز آمده: «اکل» به معناى چیز خوردنى است» (طباطبایی، 1417: 11/293) که در مورد درخت، آن چیز خوردنی همان میوه آن است. بنابراین ترجمه شاکر (fruit) برگردان دقیقی برای «أُکُل» است. اما تعابیر«produce» (محصول) و «flavour» (مزه، طعم) در ترجمه آربری و قرایی، به ترتیب کلی­تر و جزئی­تر از مفهوم «میوه» هستند؛ لذا تعادل معنایی را با متن مبدأ برقرار نمی­کنند.

یَعْقِلُونَ: ابن‌فارس می­گوید: «کاربرد عَقَل‏ یعقِل‏ عَقْلا هنگامی است که انسان چیزی را که قبلاً نمی‌دانسته، بفهمد...» (ابن­فارس، 1404: 4/69). بنابراین معادل آسان­یاب و روان «understand» در ترجمه آربری و شاکر به معنای «فهمیدن، دریافتن» مناسب­تر است تا معادل ناآشنا و ناهموار apply reason در ترجمه قرایی، به معنای «به کار بستن خرد»، که در زبان انگلیسی کاربردی ندارد و به نظر می­رسد از ابداعات مترجم است.

 

تطبیق ساختاری ترجمه­های آیه چهارم:

در ترجمه­های انگلیسی این آیه مشکل گرامری خاصی دیده نشد.

 

جمع بندی آیه چهارم

از میان مترجمان قرآن به انگلیسی، آربری به خاطر اهمیتی که نسبت به سبک قرآن قائل است، نقشی بی‌بدیل و ستودنی دارد. چرا که این عنصر یکی از مولفه­های اساسی تقلیدناپذیری قرآن است. او در ترجمه­اش نکاتی را رعایت کرده که مترجمان بعدی به راحتی از کنار آن گذشته­اند؛ او فضایی را ایجاد کرده که موجب می­شود ترجمه انگلیسی مانند خود قرآن، تا حدودی موزون و آهنگین بنماید و از همین رو است که بلّاطه و دیگران درباره ترجمه وی گفته­اند: آربرى به ویژگی­هاى زیبایى‌‏شناختى و بلاغى قرآن توجه یکسان نشان داده است (لارنس، 1387: 58). در آیه چهارم سوره رعد، خصوصاً در ترجمه ابتدای آیه تا «یُسْقى‏ بِماءٍ واحِدٍ» این طنین آهنگین به گوش می­رسد؛ که همراه با واج‌آرایی حرف «p» در کلمات “palms, pairs, prefer, produce, people” به اوج خود می­رسد. اما چنان که مشاهده شد، توجه آربری به آرایه­های ادبی او را از انتقال پیام آیه باز داشته است و موجب ایجاد ابهام یا انحراف در معنای آیه شده است.

 

طرح آیه شانزدهم و ترجمه­ها

قُلْ مَنْ رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ قُلِ اللَّهُ قُلْ أَ فَاتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِهِ أَوْلِیاءَ لا یَمْلِکُونَ لِأَنْفُسِهِمْ نَفْعاً وَ لا ضَرًّا قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الْأَعْمى‏ وَ الْبَصیرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِی الظُّلُماتُ وَ النُّورُ أَمْ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَکاءَ خَلَقُوا کَخَلْقِهِ فَتَشابَهَ الْخَلْقُ عَلَیْهِمْ قُلِ اللَّهُ خالِقُ کُلِّ شَیْ‏ءٍ وَ هُوَ الْواحِدُ الْقَهَّارُ (16).

 آربری:

 Say: Who is the Lord of the heavens and of the earth? Say: God Say: Then have you taken unto you others beside Him to be your protectors, even such as have no power to profit or hurt themselves? Say: Are the blind and the seeing man equal, or are the shadows and the light equal? Or have they ascribed to God associates who created as He created, so that creation is all alike to them? Say: God is the Creator of everything, and He is the One, the Omnipotent

 شاکر:

 Say: Who is the Lord of the heavens and the earth? Say: Allah Say: Do you take then besides Him guardians who do not control any profit or harm for themselves? Say: Are the blind and the seeing alike? Or can the darkness and the light be equal? Or have they set up with Allah associates who have created creation like His, so that what is created became confused to them? Say: Allah is the Creator of all things, and He is the One, the Supreme.

 قرایی:

 Say," Who is the Lord of the heavens and the earth?" Say," Allah!" Say," Have you then taken others besides Him for guardians, who have no control over their own benefit or harm?" Say," Are the blind one and the seer equal? Or are the darkness and the light equal?" Have they set up for Allah partners who have created like His creation, so that the creations seemed confusable to them? Say," Allah is the creator of all things, and He is the One, the All-paramount.

 

 

جدول4. تطبیق واژگانی ترجمه­های آیه شانزدهم

  مترجمان

واژگان    

آربری

شاکر

قرایی

الظُّلُماتُ

the shadows

the darkness

the darkness

جَعَلُوا

ascribed

set up

set up

تَشابَهَ

Is all alike

became confused

seemed confusable

الْقَهَّارُ

Omnipotent

Supreme

All- paramount

الظُّلُماتُ: راغب می­گوید: «الظُّلْمَه: عدمُ النّور، و جمعها: ظُلُمَاتٌ‏» (راغب، 1412: 537). بنابراین معنای ظلمت «تاریکی» است (نه سایه­ها!).

در نتیجه ترجمه شاکر و قرایی دارای هم‌پوشانی با متن اصلی است. اما تلاش آربری در آفریدن جمله‌هایی با بار ادبی، سبب شده او تعادل معنایی دو متن را نادیده گرفته، برگردانی نابرابر ارائه دهد.

جَعَلُوا: مصطفوی می­گوید: «معنای اصلی این ماده همان تقدیرکردن و تدبیرکردن است که عبارت است از قرار دادن شیء بر حالتی بعد از خلق و تکوین. و دیگر معانی که برای آن ذکر شده از قبیل: خلق کردن، ساختن، نام­گذاری کردن، گردانیدن و اعطا­کردن، تفسیری به مناسبت ورود آن است» (مصطفوی، 1430: 2/105).

به نظر می­رسد این آیه به ساختن بت­ها اشاره ندارد، بلکه ناظر به شریک قرار دادن آنها با خدا است؛ چرا که در تفسیر آمده: «أَمْ جَعَلُوا» استفهامی انکاری است: أَ جَعَلُوا» (طبرسی، 1377: 2/223). «زیرا مشرکین خود اعتراف داشتند به این که خالق یکی است و الله است (توحید الوهیت)[17]و مشکل آنان در قبول یکی­بودن ربّ بود (توحید ربوبیت)» (طباطبایی، 1417: 11/325-324). درواقع آنها گمان می­کردند الله تنها عالم را خلق کرده و سپس تدبیر امور به ربّ­ها سپرده شده است.

«ascribed to» در ترجمه آربری به معنای «نسبت دادن به» می­باشد که به خوبی معنای «جعل شریک برای خدا» را می­رساند. اما شاکر و قرایی برای «جعل شریک» از لفظ «set up» به معنای «ساختن، برپا کردن» استفاده کرده­اند. لذا ترجمه آربری در برقراری تعادل ترجمه­ای بین دو متن موفق­تر است.

تَشابَهَ: راغب می­گوید: «الشِّبْه‏ و الشَّبَه‏ و الشَّبِیه‏: همسانى و مشابهت از جهت کیفیّت است و الشُبْهَه: آن است که چیزى از دیگرى که میانشان همسانى و شباهت است، تمیز داده نشود» (راغب، 1412: 443). ابن­منظور می­گوید: «تَشابَه‏ الشیئانِ یعنی اشْتَبَها» (ابن‌منظور، 1414: 13/ 503). در تفسیر نیز آمده: «فَتَشابَهَ الْخَلْقُ عَلَیْهِم» یعنی امر بر آنها مشتبه شده و ندانسته‏اند که چه چیز مخلوق خداوند و چه چیز مخلوق بت­ها است (طبرسی، 1372: 6/439).

 بنابراین ترجمه شاکر و قرایی که به ترتیب عبارت­اند از: «became confused» و «seemed confusable» کاملاً این معنا را منتقل می­کند. اما آربری بدون جستجو در کتب لغت، براساس ظاهر حکم کرده و تشابَهَ را به معنی «be alike» (مشابه بودن) گرفته است.

الْقَهَّارُ: «الْقَهْرُ: کلمه صحیحه تدلُّ على غَلَبه و عُلُوّ» (ابن­فارس، 1404: 5/ 35).

معادل­های انگلیسی ارائه شده توسط آربری، شاکر و قرایی به ترتیب عبارت­اند از: «Omnipotent» به معنی «قادر مطلق‌، قادر متعال»، «Supreme» به معنی «عالى، اعلى، بزرگترین» و «Paramount» به معنی «فائق‌، حاکم‌، عالی مقام‌، برتر، برترین»

بنابراین، معادل­گزینی قرایی مناسب­تر از بقیه است چرا که هم­زمان دو مؤلفه چیرگی و تفوّق را در بر می­گیرد. به ویژه این ­که قرایی با آوردن لفظ «All» بر سر آن، به مطلق بودن این صفت در ذات باری تعالی اشاره کرده است. در حالی­ که در مورد معادل آربری باید گفت گرچه داشتن قدرت لازمه غلبه است ولی با آن برابر نیست و صفت «اعلی» در ترجمه شاکر نیز به بالاتر بودن خداوند در همه جهات اشاره دارد که یکی از این جهات می­تواند در غلبه و چیرگی باشد. لذا این دو معادل به ترتیب جزئی­تر و کلی­تر از مفهوم کلمه اصلی بوده و تعادل ترجمه­ای را برقرار نمی­کنند.

 

جدول5. تطبیق ساختاری ترجمه­های آیه شانزدهم

       مترجمان

ساختار      

آربری

شاکر

قرایی

إتَّخَذتُم

(ماضی)

have taken (ماضی)

take

(مضارع)

have taken (ماضی)

تَشَابَهَ

(ماضی)

is alike

(مضارع)

became confused (ماضی)

seemed confusable (ماضی)

 

إتَّخَذتُم: ترجمه آربری و قرایی به دلیل مبدأ‌گرایی و پایبندی به طرح‌بندی­های متن اصلی، از نابرابری زمانی افعال دو متن مبدأ و مقصد در امان مانده است. حال آن که ترجمه شاکر با فاصله گرفتن از متن مبدأ، «إتَّخَذتُم» را که فعل ماضی از باب افتعال است به «take» مضارع برگردانده است. این در حالی است که وی افعال «جَعَلوا» و «خَلَقوا» را به ماضی برگردانده است. در واقع در ترجمه شاکر پرش زمانی رخ داده است.

تَشابَهَ: «تَشَابَهَ» فعل ماضی ساده از باب تفاعل است. اما آربری آن را به مضارع برگردانده است. با توجه به تقیّد آربری به زمان بندی متن مبدأ به نظر می‌‌رسد وی «تَشَابَهَ» را مضارع از باب مفاعله تلقی کرده است؛ چرا که در انتخاب معنا هم آن را به معنی «یُشابِهُ» (is alike) گرفته است؛ نه به معنی «تَشابَه» (became confused). و به هر روی، این فهم نادرست او از زبان عربی، موجب تغییر معنا و پرش زمانی در ترجمه او گردیده است.

 

جمعبندی آیه شانزدهم

چنان‌ که ملاحظه گردید در ترجمه آیه شانزدهم سوره رعد، از میان موارد اختلافی مطرح شده، آربری تنها در یک مورد (جعل شریک برای خداوند) ترجمه مناسب­ را ارائه کرده است. و در بقیه موارد یا به دلیل تبعیّت از سبکی ادبی (در مورد الظُلُمات) و یا به سبب صورت‌گرایی مفرط و عدم مراجعه به کتب لغت (در مورد مفهوم تَشابَهَ) و یا عدم آشنایی کامل با زبان عربی (در مورد ساختار تَشابَهَ)، گرفتار برداشتی سطحی و ترجمه­ای تحت‌اللفظی و منحرف شده است.

در مقابل شاکر و قرایی به علت ارتباط با منابع موثق، توفیق بیشتری در درک و انتقال صحیح متن داشته­اند؛ و می­توان گفت قرایی نیز به دو دلیل در این آیه موفق­تر از شاکر عمل کرده است: یکی به سبب استفاده از تجربیات گذشتگانی چون شاکر و آربری (در مورد القَهَّار) و دیگری به دلیل رویکرد مبدأگرای وی (در مورد ساختار إتَّخَذتُم) که موجب حفظ امانت و برابری دو متن مبدأ و مقصد گردیده است.

 

بحث و نتیجه‌گیری

قرابت ترجمه آربری به متن مبدأ و نیز سبک کهن و ادبی متفاوت وی، مولفه­های ارزشمندی در ترجمه قرآن به شمار می­روند. اما زمانی که این دو باعث ایجاد ابهام یا انحراف در معنا گردند، فاصله گرفتن از ظاهر متن مبدأ و کنار نهادن محدودیت­های زیبایی­های ادبی، امری ضروری است. التزام بیش از حدّ آربری به صورت متن اصلی، عدم غور در کتب لغت و تفسیر و تأثیرپذیری از آموزه­های مسیحیت، در مواردی موجب دست نیافتن به معنای حقیقی قرآن و تحریف کلام الهی شده است. از طرف دیگر سبک ادبی وی گاهی اصل اساسی انتقال پیام را تابعی از خود قرار داده است. به این معنا که حفظ سبکی موزون و آهنگین منجر به پیدایش واژگان و عباراتی شده که در ایجاد تعادل معنایی با متن اصلی توفیقی حاصل نکرده‌اند.

در مقابل، شاکر براساس نظریه­های مقصد­گرایانه ترجمه و با کمک گرفتن از منابع اسلامی ـ شیعی، تفهیم مطلب را به پایبندی به الفاظ و جمله‌بندی­های متن اصلی، ترجیح می­دهد و از این رو ترجمه وی برای عموم مردم قابل استفاده است. اما گزینش معادل­هایی مطابق مشرب کلامی مترجم، تصریح بر اموری که آشکار بودن آن در متن اصلی بنا نبوده، بسط کلام و ترجمه اضافی به دور از ضرورت و مواردی از این دست، این تصور را به همراه دارد که گویا شاکر در مواردی تفسیر خاصّ خود را به مخاطب ارائه داده است.

قرایی اما، با پیمودن راه وسط، از طرفی با مبنا قرار دادن متن مبدأ و با رویکرد ترجمه عبارت به عبارت، خود را از افتادن به مهلکه ترجمه آزاد رهانده و از دیگر سو، با گرایش به سمت مخاطب و استفاده از نثری امروزین، روان و به دور از هرگونه تکلّف، کوشیده متن مبدأ را در قالب الفاظ، اصطلاحات و ساخت­های دستوری نزدیک­تر به قلمرو زبان کاربردی روز در پیش روی مخاطب قرار دهد و درنتیجه خود را از خطر سقوط در وادی ترجمه تحت‌اللفظی نجات داده است.

 او ضمن تتبع در کتب لغت و تفاسیر مأثور، کوشیده در هر مورد علاوه بر حفظ بیشترین شباهت به صورت متن اصلی، حتی الامکان مفهوم حقیقی قرآن را نیز پوشش دهد و برآیند تلاشش ترجمه­ای است عمیق، متین و فراگیر، با کمترین میزان اختلاف نسبت به متن اصلی.



1. Arthur John Arberry

2. Mohammad Shaker

3. پایان‌نامه الهام سیدالنگی، با عنوان: «مطالعه تطبیقی ترجمه‌های انگلیسی سوره نور (پیکتال، آربری، شاکر، صفارزاده، یوسف‌علی)» و پایان­‌نامه سیده‌ام‌البنین تائبی، با عنوان: «بررسی تطبیقی ترجمه‌های انگلیسی سوره اعراف با تأکید بر ترجمه­های انگلیسی شاکر، آربری، صفارزاده».

4. مانند مقاله «نقد و ارزیابی ترجمه­های انگلیسی سوره انسان» نوشته محمود واعظی، در نشریه پژوهش دینی، بهار و تابستان 1388، شماره 18.

5. مانند مقاله «عبدالله یوسف علی و محمد اسد؛ دو رویکرد به ترجمه انگلیسی قرآن»، نوشته مظفر اقبال، ترجمه محمدحسن محمدی‌مظفر، در نشریه ترجمان وحی، پاییز و زمستان 1385، شماره 20.

[6]. مانند مقاله «بررسی و مقایسه ترجمه فارسی و انگلیسی قرآن کریم از طاهره صفارزاده»، نوشته شاهرخ محمدبیگی و سمیه رضایی، در نشریه پژوهشنامه قرآن و حدیث، بهار و تابستان 1391، شماره 10.

1. Catford

2. Newark

[9]. free translation

[10]. literal translation

[11]. word-for-word translation

12. semantic translation

13. communicative translation

14. ساختار تنها منحصر به روابط بین واژه­ها نیست بلکه یک خصیصه جامع زبان است که در تمام سطوح، بر زبان حاکم است. ولی در این نوشتار، مراد ما از ساختار، تنها منحصر است به روابط بین کلمات در درون سازه­های درون‌جمله­ای، روابطی که معمولا تحت عنوان «نحو» یا «گرامر» مورد مطالعه قرار می­گیرد.

15. آربری در ترجمه دیگر آیات متشابه قرآن نیز از رویکردی معنایی تبعیت کرده است؛ برای مثال او در آیه 22 سوره رعد نیز عبارت «وَجْهِ رَبّ» را به Face of Lord (صورت خدا) برگردانده است؛ حال آنکه می­بایست آن را به the pleasure of Lord (خشنودی خدا) برمی­گرداند. 

[16]. توجه شود برتری بخشیدن و ترجیح دادن دو مفهوم متفاوت هستند.

[17]. همان طور که در قرآن تکرار شده: «وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ» (لقمان/25، زمر/38) (طباطبایی، 1417: 11/325).

منابع

قرآن کریم، ترجمه خرمشاهی، بهاء‌الدین (1374). تهران: دوستان، چاپ اول.

کتاب مقدس ترجمه تفسیری: شامل عهد عتیق و عهد جدید (بی تا). بی جا: بی نا.

-  ابن‌فارس، احمد بن فارس (1404). معجم مقاییس اللغه، محقق عبدالسلام محمد هارون، قم: مکتب الاعلام الاسلامی‏، چاپ اول.

-  ابن‌منظور، محمدبن‌مکرم (1414). لسان العرب، بیروت: دار صادر، چاپ سوم.

- اردستانی، مریم (1380). «آشنایی با مصححان و محققان: آربری و فهرست‌نگاری نسخه­های خطی اسلامی»، آینه میراث، شماره 15، زمستان، صص58 تا 88.

-  ازهرى، محمد بن احمد (1421). تهذیب اللغه، بیروت: دار احیاء التراث العربی، چاپ اول‏.

-  اسعدی، مرتضی (1365). «کتابشناسی جهانی ترجمه­های قرآن مجید»، نشر دانش، سال ششم، شماره 6، مهر و آبان، صص 48 تا 51.

-  بستانی، فواد افرام (1375). فرهنگ ابجدی، تهران: اسلامی، چاپ دوم.

-  جعفری، یعقوب (1376). «لزوم رعایت مبانی کلامی در ترجمه قرآن مجید»، ترجمان وحی، شماره 1، بهار و تابستان، صص 74 تا 82.

-  جوهری، اسماعیل بن حماد (1376 ق). الصحاح، تحقیق احمد عبدالغفور عطار، بیروت: دار العلم للملایین، چاپ اول.

-  حلی، جمال­الدین (بی­تا). کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، تصحیح حسن حسن زاده آملی، قم: موسسه النشر الاسلامی التابعه لجماعه المدرسین.

-  خرمشاهی بهاء‌الدین (1373). «ترجمه انگلیسی جدید از قرآن کریم (به قلم شاکر)»، بینات، شماره 2، تابستان، صص 108 تا 112.

-   (1382). «ترجمه ای متین و ماندگار از قرآن مجید به قلم استاد قرایی»، ترجمان وحی، شماره 14، پاییز و زمستان، صص 59 تا 77.

-   (1381). قرآن پژوهی، جلد اول، تهران: دوستان، چاپ دوم.

-  خوئى، سید ابوالقاسم (بى­تا). البیان فی تفسیر القرآن، قم: موسسه احیاء آثار الامام الخوئى.

-  راغب اصفهانى، حسین بن محمد (1412 ق). مفردات ألفاظ القرآن، بیروت: دار القلم، چاپ اول.

-  رضایی اصفهانی، محمدعلی (1385). «مبانی ترجمه قرآن»، مجله بینات، شماره 49 و 50، بهار و تابستان، صص 53 تا 77.

-  زمخشرى، محمودبن‌عمر (1979). أساس البلاغه، بیروت: دار صادر، چاپ اول.

-  سروش، عبدالکریم (1372). «ترجمه قرآن، مشکلات و دیدگاه­ها»، مجله مترجم، شماره 10، تابستان، صص 32 تا 62.

-  صافى، محمود بن عبد الرحیم (1418). الجدول فى اعراب القرآن، دمشق‏، بیروت: دار الرشید، مؤسسه الإیمان، چاپ چهارم.

-  صفار زاده، طاهره (1384). اصول و مبانی ترجمه، تهران: پارس کتاب، چاپ هشتم.

-  طالقانی، سید عبدالوهاب (1377). «راه دست­یابی به ترجمه مطلوب از قرآن کریم»، ترجمان وحی، شماره 3، شهریور، صص 29 تا 47.

-  طباطبایی، سیدمحمدحسین (1417). المیزان فی تفسیر القرآن، قم: دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ پنجم.

-  طبرسى، فضل بن حسن (1377). تفسیر جوامع الجامع، تهران: انتشارات دانشگاه تهران و مدیریت حوزه علمیه قم، چاپ اول.

-   (1372). مجمع البیان فى تفسیر القرآن، تهران: انتشارات ناصر خسرو، چاپ سوم.

-  الفراهیدی، الخلیل بن احمد (1409)، کتاب العین، قم: نشر هجرت، چاپ دوم.

-  قدوایی، ا.ر. (1377). «نگاهی به قرآن مفسًّر آربری»، ترجمه علیرضا انوشیروانی، مجله وقف میراث جاویدان، شماره 23 و24، پاییز و زمستان، صص 6 تا 16.

-  قرشى، على اکبر (1371). قاموس قرآن، تهران: دار الکتب الاسلامیه، چاپ ششم.

-  قریشی، سیدمحمدحسین؛ جهانجویان، طاهر (1391). «بررسی نمونه­هایی از انعکاس ایدئولوژی مترجمان در ترجمه قرآن»، مجله پژوهش­های اسلامی، شماره هشتم، پاییز و زمستان، صص 127 تا 156.

-  کریمی، محمد (1383). «ضرورت به‌کار‌گیری باورهای صحیح در ترجمه قرآن»، مجله معرفت، شماره 83، آبان‌ماه، صص 127 تا 156.

-  کریمی‌نیا، مرتضی (1376). «یکسانی و هماهنگی ترجمه قرآن»، ترجمان وحی، شماره 1، بهار و تابستان، صص 7 تا 24.

-  لارنس، بروس ب. (1387). «بازآفرینی سجع در ترجمه­های انگلیسی قرآن: قرائت دقیق سوره الضحی و آیه بسم الله»، ترجمه ابوالفضل حری، ترجمان وحى، شماره 24، پاییز و زمستان، صص 46 تا 69.

-  لطفی‌پور ساعدی، کاظم (1374). درآمدی به اصول و روش ترجمه، تهران: مرکز نشر دانشگاهی، چاپ دوم.

-  مصطفوى، حسن (1430). التحقیق فى کلمات القرآن الکریم، بیروت: دار الکتب العلمیه مرکز نشر آثار علامه مصطفوی،‏ چاپ سوم.

-  موسى، حسین یوسف (1410). الإفصاح، قم: مکتب الاعلام الاسلامی، چاپ چهارم.

-  ناظمیان، رضا (1386). روش­هایی در ترجمه از عربی به فارسی، تهران: سمت، چاپ سوم.

-  نقی‌‌پور، ولی‌الله (1372). «اصول ترجمه قرآن»، مجله مترجم، شماره10، صص 201-204.

-  واعظی، محمود (1388). «نقد ارزیابی ترجمه­های انگلیسی سوره انسان»، مجله پژوهش دینی، شماره 18 بهار و تابستان، صص 133 تا 162.

-   Arberry, A.J. (1955). The Koran Interpreted, New York: Macmillan Publishing Company.

-   Hornby, A.S. (1989). Oxford Advanced Learner’ Dictionary, Oxford.

-   Karoubi, B. (2003). “Ideology and Translation with a Concluding Point on Translation Teaching”, Retrieved Nov.2, 2010, from http://www. translationdictionary.com.

-   Newmark, Peter (1981). Approaches to translation, Oxford.

-   Qaraei, Ali Quli (2004). The Quran with a Phrase-by-Phrase English Translation, Qum: Quran Translation Center.

 

-   Shaker, M.H. (2003). The Holy Quran, Qum: Ansaryan Publication.

-   Sultana, N (1984). “The Translation of Literary Texts: A

-   Paradox in Theory” a paper presented at the 1st International Conference on “Literature in Translation”, New Delhi: March 1984.

-   Summers, Della (2003). Longman Dictionary of Contemporary English, London: Cambridge University Press.

-   Thomson, A.J. (1986). A Practical English Grammar, Hong Kong, Oxford University