زبان قرآن
مریم نظربیگی؛ جواد خانلری؛ ابراهیم نامداری؛ فاطمه گودرزی؛ فاطمه سبزعلی
چکیده
وجود آدمی در طول تاریخ گرایش به زیباییها و تنفر از زشتیها دارد و همواره مفید و مضر بودن زیباییها به عنوان یک دغدغه فردی و اجتماعی شایان توجه است؛ از جمله واژگان قرآنی که چون حقیقتی در کالبد کلمات زبان عربی آمده، واژه «زینت» با معانی متعدد است که وجه اشتراک همه آنها، زیبایی و آراستگی در امور مختلف است. به نظر میرسد «زینت» ...
بیشتر
وجود آدمی در طول تاریخ گرایش به زیباییها و تنفر از زشتیها دارد و همواره مفید و مضر بودن زیباییها به عنوان یک دغدغه فردی و اجتماعی شایان توجه است؛ از جمله واژگان قرآنی که چون حقیقتی در کالبد کلمات زبان عربی آمده، واژه «زینت» با معانی متعدد است که وجه اشتراک همه آنها، زیبایی و آراستگی در امور مختلف است. به نظر میرسد «زینت» دارای مفهوم گستردهتری نسبت به معنای لغوی است. مقاله حاضر در تلاش است با روش توصیفی- تحلیلی ماده «زین» را براساس رویکرد معناشناسی و بر پایه رابطه همنشینی و جانشینی مورد واکاوی قرار دهد تا به این سؤال پاسخ گوید که روابط همنشینی و جانشینی واژگان چگونه به فهم دقیق واژگان میانجامد؟ دستاورد پژوهش نشان میدهد که «زینت»، همراه ذکر رابطههای همنشینی و جانشینی، با افزایش گسترهی معنایی رو به رو است، بدین معنا که در اثر همنشینی زینت با کلماتی چون: اعمال سوء، سماء، ایمان، قلب و... ما را به سوی دو نوع زیبایی حقیقی و مجازی رهنمون میسازد و در رابطه جانشینی کلماتی مانند: حلیة، جمال، ریش، تسویل و...، جایگزین زینت شده است که هر کدام مصادیقی از زینت را در بر میگیرد.
قربان ابراهیمی
چکیده
علامه طباطبایی، مفسر المیزان، بهرغم آنکه آثار همگون در زن و مرد را دلیل بر اشتراک زن و مرد در گوهر انسانی میداند؛ اما مانند مفسران قبل از خود به ضعف عقل زن در قیاس با مرد معتقد است. ایشان با استناد به آیه 18 سوره زخرف حیات زن را حیات عاطفی و حیات مرد را حیات عقلانی دانسته و قائل به ضعف نیروی تعقل و قوه استدلال زن در مقایسه با مرد است ...
بیشتر
علامه طباطبایی، مفسر المیزان، بهرغم آنکه آثار همگون در زن و مرد را دلیل بر اشتراک زن و مرد در گوهر انسانی میداند؛ اما مانند مفسران قبل از خود به ضعف عقل زن در قیاس با مرد معتقد است. ایشان با استناد به آیه 18 سوره زخرف حیات زن را حیات عاطفی و حیات مرد را حیات عقلانی دانسته و قائل به ضعف نیروی تعقل و قوه استدلال زن در مقایسه با مرد است و بر این بنیاد تفاوتهای حقوقی بین زن و مرد را در فقه اسلامی توجیه میکند. در این نوشته برای فهم هرچه دقیقتر، تفسیر ایشان در چهار دلیل تنظیم گردید و پس از بررسیهای لازم و با استفاده از دیگر تفاسیر به این نتیجه انجامید که برخلاف نظر المیزان، پرورش زن در لابهلای زینتها و ناتوانی وی از جدال پردازی، وصفی ذاتی و تغییرناپذیر زن نیست و بیشتر ریشه در نگرش عصر جاهلیت به زن و نظامهای تربیتی غیر اسلامی دارد. زن مانند مرد میتواند با فراگیری حکمتهای علمی و عملی، هم قوه تعقل خویش را تازگی و طراوت بخشد، هم قوای طبیعی خود را تحت زعامت عقل درآورد. همچنین بین علاقهمندی زن به زینت و زیور و عطوفت ورزی او ملازمهای نیست و تفاوت زن با مرد در موضوع ارث، گواهی دادن و موضوع قوّام بودن مرد هیچیک نمیتوانند نشئتگرفته از ضعف عقلی زن و مبیّن آن باشند.