نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 عضو هیات علمی دانشگاه پیام نور تبریز
2 دانشیار دانشگاه حضرت معصومه(سلام الله علیها)
چکیده
مسألهی وجوه و نظایر در قرآنکریم از دیرباز مورد توجه اندیشمندان علوم قرآنی بوده و هر عالمی براساس مبانی فکری و فراخور توانایی خویش، گامهای مهمی را در تبیین مفهومی و مصداقی آن برداشتهاست. کهنترین اثر موجود در این زمینه، کتاب «الاشباه و النظائر» تصنیف مقاتلبنسلیمان بلخی(م. 150ق) است. در این جستار تلاش شده تا با بازخوانی و واکاوی روش مقاتلبنسلیمان در کتاب «الاشباه و النظائر» به شیوهی استقرایی، تحلیل دقیقی از روش تفسیری واژگان قرآنی در قرن دوم هجری ارائه گردد تا زمینه را برای پژوهشهایی بعدی در معناشناسی واژگان قرآنی فراهم آورد. در پایان مقاله این نتیجه به دست آمد که؛ مقاتل برای پی بردن به وجوه گوناگون واژگان قرآنی، از دو شیوهی درون قرآنی و برون قرآنی بهره گرفتهاست. وی در شیوهی درون قرآنی از روشهایی چون تفسیر قرآن به قرآن، وحدت سیاق، شأن نزول آیات استفاده مینماید، لکن در شیوهی برون قرآنی از قواعد زبانشناختی مانند اشتراک لفظی، مجاز، استعاره، مفهوم مخالف بهره میبرد. مسلم است کهاستفاده از شیوه درون قرآنی در این کتاب مانند استفاده از سیاق آیات، بر شیوه برون قرآنی غلبه دارد.
کلیدواژهها
موضوعات