اثرپذیری مارتین لوتر از ریکالدو در رویکرد انتقادی به قرآن کریم

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استاد گروه علوم قرآن و حدیث، دانشگاه قم

2 دانشجوی دکتری الهیات مسیحی، دانشگاه ادیان و مذاهب، پژوهشگر پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی

10.30473/quran.2019.6417

چکیده

هدف این پژوهش بررسی چگونگی تأثیرپذیری مارتین لوتر از ریکالدو دومنته کروچه در رویکرد انتقادی به قرآن کریم است. مارتین لوتر بنیان‌گذار نهضت پروتستان از معدود کسانی است که زمینه تغییر در تاریخ را فراهم نمود، اما او به همان میزان که تأثیرگذار بوده، تأثیرپذیر نیز بوده است. بسیاری از اندیشه‌های لوتر متأثر از اندیشمندان قرون وسطی است. او به‌طور خاص در مواجهه با قرآن، از ریکالدو دومنته کروچه کشیش دومینیکی و مبلغ مسیحی قرن سیزدهم اثر پذیرفته است. لوتر از طریق رساله ریکالدو با اسلام و قرآن آشنا شد و به انتقاد جدی از قرآن پرداخت؛ او که ابتدا مؤثرترین دفاع در برابر جاذبه اسلام را استقامت در باورهای مسیحی می‌دانست، با تغییر روش، تحت تأثیر ریکالدو بهترین رویکرد را نشان دادن خطاهای دین اسلام معرفی کرد. لوتر ضمن حمله به قرآن، آن را وحیانی و معتبر ندانست. با این‌ همه، تلاش کرد از قرآن به‌عنوان مبنای اثبات آموزه‌های اساسی مسیحیت مانند تثلیث و الوهیت مسیح استفاده کند. گرچه لوتر در ادعاها و موضع‌گیری علیه اسلام و قرآن دنباله‌رو ریکالدو است، اما رفتاری تهاجمی‌تر و تندتر از او دارد.

کلیدواژه‌ها


مارتین لوتر[1] کشیش آلمانی، شخصیتی مقتدر، دارای ابهت و تأثیرگذار در تاریخ مسیحیت است که زمینه را برای ظهور جنبش دین­پیرایی مسیحیت در اروپا هموار کرد. لوتر با جرأت به ستیز با مبانی مسیحیت پرداخت و آنچه را که هزار و پانصد سال نزد همگان معتبر بود به محک نقد کشید. او در زمینه­های الهیاتی دیدگاه­های مختلفی دارد که مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. لوتر نجات از طریق فیض الهی را مورد تأکید قرار داد، این تعلیم باعث ایجاد تضاد شدید با عقاید کلیسای کاتولیک روم در مورد ماهیت کلیسا و اقتدار داخلی آن گردید. وی ادعای برتری پاپ را رد کرد و مرجع نهایی را کتاب مقدس دانست. او به‌جای سلسله‌مراتب روحانیت کلیسا، کشیش بودن همه ایمان‌داران را مطرح کرد، مفهوم این تعلیم آن بود که هیچ ایمان‌داری احتیاج ندارد که یک کشیش نقش واسطه بین او و خدا را ایفا نماید و واسطه فقط مسیح است (هوردن، 1368: 23). لوتر هفت آیین مسیحیت را به دو آیین (تعمید و عشای ربانی) تقلیل داد؛ زیرا معتقد بود این آیین­ها را مسیح علیه‌السلام به وجود نیاورده است، بلکه محصول تاریخ است (Kung, 1995: 487).

بنیان­گذار نهضت پروتستان از معدود کسانی است که زمینه تغییر در تاریخ را فراهم نمود. در پی نهضت پروتستان، انشقاق بزرگ مسیحیت رخ داد؛ گرچه اصلاح پروتستانی دارای امتیازاتی بود، اما از نگاهی دیگر، برای کلیسای کاتولیک رومی، هزینه­بردار و مصیبت بود. در پایان دوره اصلاحات، چهار نوع متفاوت و گسترده از مسیحیت پروتستانی در درون پارادایم اصلاح به نام­ لوتری، انگلیکن، اصلاح شده و کلیسای آزاد تشکیل شده بود (Kung, 1995: 478).

لوتر فردی جسور و تندخو بود، گاه زبان به فحش و ناسزا می­گشود و از گفتن حرف­های رکیک، پروا نداشت. پطرس موزلانوس[2] که معاصر لوتر بوده و لوتر نسبت به وی نظر مساعد داشت، می­گوید: لوتر هرگز انکار نمی­کرد که زبانی نیش­دار دارد، میل مفرط او به بهره­گیری از چنین مهمات سنگین و ادوات جنگی، وجهه او را در محافل علمی شدیداً مخدوش می­ساخت (هیکو، 1393: 547). اراسموس، روحیه او را گستاخانه و جسورانه توصیف کرده است (همان). لوتر گذشته از روحیات خاص، درگیر امراض جسمانی بسیاری بود؛ او از بواسیر، یبوست، سردرد، گوش­درد، تنگی نفس، سنگ کلیه و نقرس در رنج و عذاب بود. بی­تردید این امراض نیز سهمی در تندخویی و درشت‌گویی داشته­اند.

نکته قابل توجه درباره لوتر این است که او به همان میزان که تأثیرگذار بوده، تأثیرپذیر نیز بوده است. بسیاری از اندیشه­های الهیاتی لوتر متأثر از اندیشمندان قرون وسطی است (Chia Hsia, 2004: 43). تأثیرپذیری لوتر از اندیشمندان و الهی‌دانان قرون وسطی به حدی است که برخی معتقدند هیچ ‌یک از دغدغه­های اصلاحی لوتر جدید و بی‌سابقه نبودند، اما تا پیش از او زمانشان فرا نرسیده بود. روزگار او زمان مناسبی بود و تنها نابغه­ای دینی لازم داشت تا آن دغدغه­ها را انسجام بخشد و شخصاً آنها را بیان کند و لوتر مرد آن زمان بود (کونگ،1390: 161). اساساً شخصیت لوتر ریشه در باورهای قرون وسطی داشت. این دوره از تاریخ مسیحیت دارای ویژگی­های خاصی است؛ از یک­سو سخت­ترین جنگ­های مسیحیت علیه اسلام در این دوره رخ داده است و به‌موازات آن، مواجهه فرهنگی و اعتقادی نیز در همین دوره بوده است؛ درنتیجه همزمان با جنگ­های صلیبی تلاش گسترده­ای برای شناخت اسلام و قرآن در این اتفاق افتاده است و مجموعه تلاش­ها و آثار این دوره مجموعه­ای از اندیشه­ها و افکار مسیحیت در مقابل اسلام را تشکیل داده است که برای اندیشمندان غربی در دوره­های بعد دارای اهمیت فراوان بوده است. شناخت مسیحیت از اسلام و موضع­گیری آنان در برابر اسلام، قرآن و پیامبر اسلام در فضای پر­حادثه و وهم‌‌آلود قرون‌وسطای متأخر شکل گرفت که بر آینده تاریخ مسیحیت اثر فراوان بر جای گذاشت؛ به‌گونه‌ای که بدون شناخت این دوره نمی­توان تاریخ مسیحیت را شناخت. شواهد نشان می­دهد حوادث و تحولات گوناگون دوره رنسانس نیز از قرون وسطی سرچشمه گرفته است و بدون بررسی و شناخت آن، نمی­توان به فهم صحیح و دقیقی از تحولات رنسانس دست یافت. مارتین لوتر که از شخصیت­های مهم و مطرح در دوره رنسانس است در شعارها و اندیشه­های خود از اندیشمندان قرون وسطی متأثر بوده است. بررسی اقدامات و موضع­گیری­های لوتر درباره قرآن نیز به‌خوبی نشان می­دهد که برخی شخصیت­های قرون وسطی و به‌طور خاص ریکالدو دومنته کروچه در نوع مواجهه وی با اسلام و قرآن تأثیر بسزایی داشتند.

هنگامی‌که خطر عثمانیان در آغاز قرن شانزدهم، برای اروپاییان به اوج خود رسید، بار دیگر در اروپا دوره‌ای از پندارها و تصورات رستاخیزی قرون‌وسطایی در روحیۀ آنان برانگیخته شد. سال 1542م عثمانی‌ها مجارستان را اشغال کردند و بدین­سان بعد از سقوط اسپانیا در سال 711م به دست مسلمانان، دومین سرزمین بزرگ اروپای غربی نیز سقوط می‌کند. در هنگامی‌که بسیاری منتظر بودند تا اروپا قوای خود را برای رویارویی با این حمله ترکان جمع نماید؛ پادشاه فرانسه با عثمانی‌ها هم‌پیمان شد. در چنین شرایطی اگر آلمان از طرف عثمانی­ها مورد هجوم قرار می­گرفت، زیر سمِ­ سواران ترک لگدکوب می­شد.درست در این زمان که رعب و وحشت کشورهای اروپایی به‌ویژه آلمان را فرا گرفته بود، لوتر که در آن زمان پیرمردی بود که از دست همه‌چیز عصبانی و برآشفته بود، به کتاب «رد قرآن» از آثار قرن سیزدهم و تألیف ریکالدو دومنته کروچه یکی از مخالفان اسلام، دست­یافت و آن را به آلمانی ترجمه کرد (ویلیام ساترن، 1392: 143). لوتر خود ابتدا در سال 1530 قصد داشت قرآن را نه از متن عربی، بلکه بر پایه ترجمه‌ای لاتینی به زبان آلمانی برگردانَد، اما در این‌ کـار مـوفق نشد (کریمی­نیا، 1381: 77). لوتر با توجه به حمله‌های مستمر مسلمانان به اروپای آن دوران، سعی کرد تا بعضی مطالب رساله ریکالدو را به­روز نماید؛ او پذیرفته بود که امکان ندارد مسلمانان به مسیحیت گردن نهند؛ زیرا به باور وی، قلب‌های آنان قفل شده و به متون مقدس با حقارت نگاه می‌کنند و به خطاها و اشتباهات قرآن، با قدرت و ایمان می‌نگرند؛ بنابراین تلاش وی معطوف به حمایت از ایمان مسیحیانی بود که در تحت سلطه اسلام قرار داشتند (ویلیام ساترن، 1392: 144ـ 145).

میزان آشنایی لوتر با قرآن

گویا لوتر قبل از دست­یافتن به رساله ریکالدو، شناختی از اسلام نداشته است، او در مقدمۀ ترجمه خود، به کمبود پژوهش‌های اسلامی آن دوران اشاره کرده است؛ وی می‌گوید مدتی قبل با کتاب ریکالدو آشنا شده بود؛ اما نمی‌توانست باور کند که مردمانی در این دنیا وجود دارند که این اندازه در اشتباه و گمراهی هستند؛ بنابراین گمان کرده متن ریکالدو علاوه بر اشتباهات پاپ­ها که در دنیا منتشر است، یک اشتباه خیالی دیگر می‌باشد. از این ­رو به‌دنبال آن بود به‌منظور شناخت حقیقی قرآن، خودش آن را بخواند اما تا سال 1542م نتوانست به ترجمۀ لاتینی قرآن دست پیدا کند؛ و زمانی که موفق به خواندن آن شد، به‌زعم خود فهمید که حق با ریکالدو بوده است و او خیال‌پردازی نکرده است؛ بنابراین تصمیم گرفت تا اثر ریکالدو را به آلمانی ترجمه نماید (ویلیام ساترن، 1392: 144). معلومات قرآنی لوتر تماماً بـرگرفته از مـتون درجه دوم و نوشته‌های جدلی مسیحیان قرون وسطی به زبان لاتینی بود. برخی از این متون عبارت‌اند از: علیه مذهب ساراسن‌ها، نوشته دومینیک ریکالدو دمونته‌ کروچه‌ (درگذشته 1320م)؛ نقد قـرآن، نـوشته نیکولاس کوزائی (1401-1464م)؛ و مکتوبی نوشته‌شده در 1408 میلادی، از یـک اسـیر گمنام که‌ مدت‌ها‌ در اسارت ترکان عثمانی بوده است با عنوان رساله‌ای در آداب‌ورسوم ترک‌ها (مسلمانان) (کریمی‌نیا، 1381: 78).

 

ادعاهای ریکالدو درباره قرآن

بیشترین اطلاعات غربی­ها از اسلام و قرآن تا دوره قرون وسطی، براساس ترجمه­های صورت گرفته بود؛ درعین‌حال افراد اندکی که به مطالعه قرآن می­پرداختند، در جهت فهم کامل متن قرآن به‌طور مستقیم به آثار تفسیری مسلمانان مراجعه می­کردند و با وجود اینکه زیربنای کار آنان تحقیق بود، ولی همواره نسبت به قرآن و اسلام موضع خصومت­آمیزی داشتند. در این دوره عالمان مسیحی همانند گذشته با هدف دفاع از مسیحیت، قرآن را بررسی می­کردند (معارف، 1394: 80-82). ریکالدو نیز که با هدف دفاع از مسیحیت به مطالعه قرآن پرداخته و علاوه بر استفاده از آثار پیشینیان، با مراجعه مستقیم به قرآن، مواضع خصم‌آلودی علیه قرآن را بیان کرده است.

ریکالدو[3] دومنته کروچه[4] (1243ـ1320م) کشیش دومینیکی و مبلغ مسیحی در حدود سال 1243 میلادی در فلورانس[5] به دنیا آمد و در 31 اکتبر 1320 در همان‌جا درگذشت. از 1272 تا 1228 در فلورانس و پراتو[6] مدرس بود. سپس پاپ نیکولای چهارم او را به شرق فرستاد. وی در فلسطین و ارمنستان و عراق به گردش پرداخت و یعقوبیان را در موصل و نسطوریان را در بغداد به پیوستن به کلیسای کاتولیک رُم دعوت می‌کرد. در حدود ده سال در موصل و بغداد به سر برد. سپس در سال 1301 به فلورانس بازگشت. در طول سفرهایش به کشورهای اسلامی به مجادلاتی با مسلمانان به زبان عربی پرداخت (بدوی، 1375: 183).

ریکالدو کتابی با عنوان «در برابر قانون مسلمانان»[7] به زبان لاتین و یا «مجادلاتی علیه اسلام و قرآن»[8] به زبان انگلیسی دارد که نمونه­ای از آثار تألیف شده مسیحیان با هدف دفاع از مسیحیت در قرون وسطی است. کتاب ریکالدو را می­توان خلاصه سامان‌یافته و سنتی تمامی مخالفت­های مسیحیان در برابر قرآن دانست (معارف، 1394: 81). «در برابر قانون مسلمانان» معروف‌ترین اثر ریکالدو است که در بغداد نوشته شده و به‌عنوان یک منبع جنجالی علیه اسلام شناخته می­شود. این کتاب اولین بار در شهر سویل به زبان لاتین چاپ شد (Herbermann, Volume 13: 137). این اثر با عنوان «جدال علیه مسلمانان و قرآن»[9] به‌صورت خطی در پاریس موجود است و یا به نام «علیه قرآن محمد صلی‌الله‌ علیه ‌و‌آله ‌و سلم)»،[10] که به‌صورت خطی در موزۀ بریتانیا وجود دارد یا «ردی بر قرآن»[11] ـ که عنوان ترجمه لاتین از ترجمه یونانی است که دیمتریوس کیدونس[12] در سال 1350 به انجام رسانده است[13] (بدوی، 1375: 183). متن لاتینی رساله ریکـالدو در طلیطله به سال ١٥٠٢ میلادی‌ و در‌ ونیز در ١٦٠٧ میلادی تـحت نام‌های مـتفاوتی‌ به چاپ‌ رسید (رحمتی، 1387). این کتاب از ردیه­های مهم و تأثیرگذار مسیحیان بر اسـلام قـبل از عصر رنسانس و یکی از پراقبال­ترین ردّیه­هـا بر ضد اسلام بوده است و از مهم­ترین متون جدلی در نقد اسلام به شمار‌ می‌­آمده‌ و در سنت ردیه­نـویسی مـسیحیت غربی بر اسلام، جایگاه خاصی داشته و پس از خود، موج جدیدی از ردیه‌نویسی بر اسلام ایجاد‌ کرده است (همان). این کتاب به چندین زبان و ازجمله توسط مارتین لوتر به آلمانی‌ ترجمه‌ شـده اسـت‌ (همان) و امروزه با نام «ردی بر قرآن»[14] به زبان انگلیسی در دسترس است.

ریکالدو در نگارش رساله خود از تـرجمه رابرت کتونی و ترجمه لاتینی رساله­ای جدلی از مستعربی اندلسی بهره برده است؛ این رساله جدلی که یکی از منابع مهم ریکالدو دومنته کروچه است در اصل به زبان عربی تألیف شده و نویسنده آن با قرآن و حدیث آشنایی داشته و تلاش نموده بی­اعتباری نص قرآن را اثبات نماید. ریکالدو به‌رغم توان کافی­اش در استفاده از متون اسلامی، بیشتر از این رساله بهره برده و روایت تدوین قرآن را به نقل از او آورده است (رحمتی، 1387) به‌طورکلی می­توان گفت اظهارنظرهای ریکالدو درباره قرآن عالمانه و دقیق نیست و وی براساس برداشت­های سطحی و مغرضانه در فضای مسموم جنگ‌های صلیبی، تلاش نموده قرآن را کتابی غیر وحیانی و بی‌اعتبار معرفی نماید.

ادعاها و شبهات ریکالدو درباره قرآن را می‌توان به

 دو دسته تقسیم کرد:

 

1. نفی وحیانیت قرآن

ریکالدو دلایل متعددی را مطرح نموده تا به‌زعم خود بی­اعتباری و وحیانی نبودن قرآن را ثابت نماید؛ ادعای وی برای اثبات وحیانی نبودن قرآن را می­توان به شرح زیر خلاصه کرد:

 الف) ادعاهای برون­قرآنی: برخی از ادعای ریکالدو متوجه نبی مکرم اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم به‌عنوان آورنده قرآن می­شود؛ او با اشاره به این نکته که وحی الهی در طول تاریخ مانند زنجیری است که پیامبران به‌وسیله آن، به یکدیگر متصل شده­اند و از طریق آن آمدن پیامبران بعدی را پیش‌بینی کرده است، ادعا می­کند که چون کتاب مقدس ظهور پیامبر اسلام صلی‌الله‌‌علیه ‌‌و‌آله‌و‌سلم را پیش‌بینی نکرده و هیچ پیامبری به آمدن پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم شهادت نداده است. ادعای نبوت و وحی بودن قرآن کذب است. علاوه بر آن، او معتقد است مطابق با وحی‌های پیشین، معجزات مطمئن­ترین راه تصدیق ادعای پیامبری بودند. از آنجا که پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم برای اثبات نبوت خود، معجزه­ای نداشته است، پس نمی‌تواند از جانب خدا باشد؛ بنابراین وثاقت قرآن نیز با معجزات به اثبات نرسیده است. ریکالدو بر این باور است هیچ‌یک از عهد جدید و قدیم به اعتبار قرآن گواهی نداده است. همچنین سبک قرآن با سبک عهدین متفاوت است؛ از این رو نمی­تواند وحی الهی باشد.

ب) ادعاهای درون­قرآنی: ریکالدو پس از طرح شبهات و ادعاهای پیرامون قرآن، در ادامه محتوای قرآن را هدف قرار داده است و با استناد به برخی از آیات قرآن تلاش نموده به‌زعم خود بی‌اعتباری و عدم وحیانیت قرآن را ثابت نماید؛ او برای اثبات این ادعا، اتهام­های زیر را دست­آویز قرار داده است: قرآن خطاهای متعددی دارد؛ مشحون از تناقضات درونى است؛ کتابى بی‌نظم است؛ خلاف عقل است؛ پر از دروغ است؛ ترویج کننده خشونت است؛ قوانین آن ظالمانه است؛ حاوی افسانه­های خیالی است.

2. تلاش برای اثبات حقانیت مسیحیت با استفاده از قرآن

ریکالدو در گام دوم، از حمله به دفاع، تغییر روش داده است و در فصل­های پایانی کتاب خود، به‌دنبال دفاع از آموزه­های مسیحیت، با هدف اثبات برتری آیین مسیح بر دین اسلام و نیز حقانیت مسیحیت است. او که در ابتدا تمام تلاش خویش را به کار بست تا بی­اعتباری قرآن را نشان دهد، در ادامه برای اثبات تثلیث، الوهیت مسیح، عدم تحریف انجیل و برتری آن بر قرآن و نیز برتری حضرت عیسی علیه‌السلام بر پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم به آیات قرآن استناد نموده است.

ریکالدو که موضع­گیری و نگرشش نسبت به قرآن، مورد توجه و استناد مسیحیان و مستشرقانِ پس از وی قرار گرفته است، با تأثیر­پذیری از اندیشه­ها و فضای حاکم بر قرون‌وسطای متأخر به سراغ قرآن آمده و نسبت­های ناروایی به اسلام و قرآن داده­ است. روشن است که بحث علمی باید از هرگونه طعنه و تشویشی به دور باشد، حال آنکه ریکالدو به‌قصد طعن و اثبات ضعف قرآن، به‌دنبال اثبات اهداف از پیش تعیین‌شده خویش است. تعصب خاص ریکالدو نسبت به مسیحیت و عدم رویکرد علمی به قرآن­پژوهی، عمده عوامل مؤثر در جهت­گیری آرای ریکالدو است که موجب انحراف وی از بحث علمی و تکیه بر اهداف و نتایج از پیش تعیین شده گردیده است.

 

رویکرد انتقادی لوتر در برابر قرآن کریم

با گسترش تهاجم عثمانیان در اروپا، لوتر مخاطبان خود را به دعا توصیه می­کرد و تا زمانی که مرزهای امپراطوری آلمان از سوی ارتش عثمانی تهدید نشده بود، لوتر نیازی به مخاطب قرار دادن دین اسلام ندید؛ اما با اوج گرفتن خطر عثمانی­ها در اروپا، وی علاوه بر تشویق به دعا علیه ترکان مسلمان، این دغدغه برایش به وجود آمد که چگونه یک مسیحی می‌تواند به اسلام پاسخ عملی دهد؛ بنابراین او به‌دنبال مجهز نمودن مسیحیان به استدلال و دلایل بود تا هم ایمان مسیحیان را تقویت نماید و هم آیین مسلمانان را یک دروغ شیطانی و فریبنده معرفی نماید؛ از این­رو تصمیم گرفت به‌جای طراحی یک حمله علیه قرآن، آن را طبق نظر و عقیده خود ترجمه کند، او این کار را بهترین دفاع جدلی ممکن برای آشکار ساختن حقایق اسلام برای عوام آلمانی می­دانست. لوتر همواره به خوانندگانش اصرار داشت که بر ایمان مسیحی خود استوار بمانند، از نگاه او، مؤثرترین دفاع در برابر جاذبه اسلام، به دست آوردن یک عقیده محکم از آموزه‌های مسیحی در مورد انسان و کار مسیح بود. او می­گوید:

این دفاعیات باورهایی درباره مسیح هستند، برای مثال، اینکه مسیح پسر خداست، اینکه او به خاطر گناهان ما مرد، اینکه او به خاطر زندگی ما پرورش یافت، اینکه گناهان ما به خاطر ایمان به او بخشیده شده است و ما در امان هستیم و غیره. اینها صاعقه‌هایی هستند که نه‌تنها محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم بلکه دروازه‌های جهنم را نیز نابود می‌کنند؛ زیرا محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم پسر خدا­ بودن مسیح را انکار می‌کند، اینکه او به خاطر گناهان ما مرد را رد می‌کند، اینکه او به‌خاطر زندگی ما به وجود آمده است را انکار می‌کند، او انکار می‌کند که گناهان ما به‌خاطر ایمان به او بخشیده شده است و ما تصدیق شده‌ایم، اینکه او خواهد آمد تا در مورد زنده و مرده قضاوت کند، او روح‌القدس و هدایای روح را تکذیب می‌کند. با این باورها و باورهای مشابه باید باطن ایمان در مقابل آیین محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم مستحکم شود (Adam S, 2007: 177).

چنین توصیه‌ای نشان‌دهنده رویکرد اولیه لوتر نسبت به اسلام بود. او تحت تأثیر ریکالدو معتقد بود هدایت پیروان محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم امکان‌پذیر نیست. به باور لوتر امکان نداشت مسلمانان به مسیحیت گردن نهند؛ زیرا به‌زعم وی قلب‌های آنان قفل شده بود و به کتاب مقدس با حقارت نگاه می‌کردند و به خطاها و اشتباهات قرآن خود، با قدرت و ایمان می‌نگریستند؛ بنابراین وی ابتدا مسلمانان را مخاطب خویش قرار نداد و تلاش خود را تنها در جهت تثبیت و تقویت ایمان مسیحیان به کار برد. لوتر معتقد بود تا زمانی که مسیحیان در گناهان و گمراهی خود کوشا بوده و در آن زیاده‌روی کنند، جنگ صلیبی نیز به اسلام پایان نخواهد بخشید. او با نپذیرفتن جنگ به‌عنوان روشی برای رویارویی با اسلام، با راجر بیکن، ویکلیف، یوحنا سیگوویایی و نیز سایر متفکران اروپایی قرن سیزدهم هم­عقیده، بلکه متأثر از آنان بود. جان ویکلیف یکی از مصلحان مسیحی قرون وسطی، هرچند مسلمانان را کافر می­دانست، اما معتقد بود موضوع اسلام راه حل نظامی ندارد، بلکه مسیحیان باید خود را اصلاح نمایند. او می­گوید:

اسلام هرچند فرقه کفر است، اما از لحاظ عقیده و فکر که بنگریم کفر نیست، از این لحاظ کفر است که اخلاق و کردار پیروان آن کافرانه است و از این لحاظ ما عیسویان نیز در میان خود همان اندازه بلکه بیشتر کافریم و کافرانه عمل می­کنیم. ما به‌جای اینکه بر ضد مسلمانان لشکرکشی نماییم یا با وعظ و تبلیغ آنان را به دین خویش درآوریم، باید عیوب خود را رفع نماییم و عیسوی درست باشیم (مینوی، 1369: 77).

 اما برخی از نویسندگان مسیحی بر این باورند گرچه لوتر در مخالفت با جنگ­های صلیبی و راه حل نظامی در برابر اسلام، با این متفکران مسیحی هم­عقیده بود، اما برخلاف تمامی آنان، از شکار شدن مسیحیت غربی معاصر خودش توسط اسلام، رضایت مغرضانه‌ای داشت (ویلیام ساترن، 1392: 144). ممکن است این نوع برداشت از برخی سخنان و مواضع لوتر نسبت به مسیحیانی که تحت تسلط و حاکمیت مسلمانان بودند، به دست آید. او ترک­ها (مسلمانان) را خشم خدا معرفی کرده (Hazlitt, Esp, 2004: 483) و به اسیرشدگانِ در دست ترکان مسلمان، توصیه می­کند که با بردباری و تحمل، به خاطر مسیح، این رنج را بپذیرند و نا­امید نباشند. او به مخاطبان خویش اصرار می­ورزید که بر ایمان مسیحی خود استوار بمانند و در همین حال در زمان اسارت، برای ترکان مسلمان خدمتکاران وظیفه‌شناسی باشند (Adam S, 2007: 177).

به هر روی، لوتر تلاش خود را برای حفظ ایمان مسیحیان به کار برد و معتقد بود پیروزی‌های مستمر عثمانی‌ها و مسلمانان در چندین قرن به این معنی نیست که آنان از رضایت خداوند بهره‌مندند، چرا که آنان فقط وسیله‌ای برای اجرای کلام خداوند هستند، از این ­رو بر مسیحیان لازم است که در برابر خواستۀ خداوند تسلیم باشند و مسلمانان و پیروزی‌های آنان را به حال خود رها نمایند (ویلیام ساترن، 1392: 144).

این رویکرد در برابر اسلام چندان ادامه نیافت؛ زیرا او امیدوار بود که روزی پاسخ کامل‌تری به اسلام بدهد. چند وقت بعد در سال 1541م یا اوایل 1542م هنگامی که هیجانات در پیش‌بینی یک حمله دیگر به وین بالا گرفته بود، لوتر به یک نسخه خطی از قرآن (با ترجمه لاتین) کتابخانه دانشگاه ویتنبرگ دست یافت و با خواندن قرآن از روی این ترجمه، اسلام را منفور و کفر دانست. وی با هدف دفاع از آیین مسیحیت به ترجمه «رد قرآن» اثر ریکالدو دو مونته دی کروچه پرداخت.

لوتر تحت تأثیر رساله ریکالدو، بهترین رویکرد را نشان دادن خطاهای دین اسلام می­دانست. او معتقد بود مسیحیان، به­ویژه کسانی که ممکن است از تردید نسبت به‌درستی اعتقادات خود رنج ببرند و یا دچار وسوسه شوند، با این کار اعتقادات مذهبی­شان تقویت خواهد شد. او می­گوید: «لازم دیدم که این کتاب کوچک را به زبان آلمانی ترجمه کنم تا ما آلمانی‌ها بفهمیم که دین محمد، چه دین شرم‌آوری است ]و[ بر دین مسیحی خود استوار شویم» (Adam S, 2007: 179).

لوتر در این رویکرد از ریکالدو تأثیر پذیرفت. روش ریکالدو در مواجهه با اسلام، بر پایه سنت‌های دفاعی دومینیکی است. توماس آکوئیناس (1274م-1225م)، بزرگ‌ترین کشیش و خداشناس دومینیکی، اساس سیستم این دفاعی را در کتاب «استدلال در مورد ایمان علیه مسلمانان»[15] بنیان‌گذاری کرد؛ او در یک فصل مختصر با عنوان «چگونه با کافران بحث کنیم»[16] اصول اساسی رویکرد خود را این­گونه به‌اختصار بیان کرد:

شما در مناظره با کافران، درباره باورهای مذهبی، نباید سعی کنید که با دلایل ضروری، ‌ایمان را ثابت کنید. این کار ارزش والای ایمان را کوچک می‌شمرد...؛ با این ‌حال هر آنچه از حقیقت اعلی برمی‌آید، نمی‌تواند غلط باشد و چیزی که غلط نیست نمی‌تواند با هیچ دلیل ضروری ‌رد شود...؛ بنابراین هر مسیحی که درباره باورهای مذهبی مناظره می‌کند، نباید سعی کند که ایمان را اثبات کند، بلکه باید از آن دفاع کند. از این رو، پطرس مقدس (رساله اول پطرس3: 15) نگفت «همیشه برهان داشته باشید». بلکه گفت «همیشه پاسخی آماده داشته باشید» (Adam S, 2007: 182).

طبق نظر توماس، آموزه­هایی چون تثلیث، تجسم عیسی مسیح، آیین­های کلیسایی و رستاخیز بدن در ورای ادراک عقل قرار دارند، اما متضاد با عقل نیستند (لین، 1390: 209). با این ‌حال در پاسخ به ایرادات مسلمانان به آیین مسیحیت، ابتدا باید رابطه میان آموزه­هایی چون تثلیث و الوهیت مسیح را ثابت کرد. در مقایسه، لوتر، آن‌قدر مطمئن نبود که استدلال بتواند یک انسجام منطقی در تعالیمی همچون الوهیت مسیح و تثلیث را نشان دهد. طبق نظر لوتر، عقاید مسیحیت، غیرمنطقی نبودند، اما فراتر از عقل بشری قرار داشتند (Adam S, 2007: 182).

ریکالدو، کشیش و مبلّغ دومینیکی، رساله خود را بر پایه سیستم دفاعی که توماس بنا نهاده بود قرار داد؛ وی با روش دومینیکی، ابتدا تلاش می­کند خطاهای قرآن را نشان دهد سپس با استناد به آیات قرآن از آیین مسیح دفاع نماید. لوتر نیز از همین روش که از آن افشا و تخریب گمراهی نام برده است، پیروی ‌کرد، او این موضوع را مطرح نمود که مسلمانان به‌شدت معتقدند که قرآن کلام خداست، بنابر­این باید با حمله به قرآن کار را آغاز کرد. «در آغاز نباید با آنان از طریق ]اثبات و یا دفاع[ از باورهای بزرگ دین ما ارتباط برقرار کرد... بلکه باید قرآن آنان را گرفت و با پشتکار روی آن کار کرد، غلط و بی‎‎فایده بودن قانونشان را به آنها نشان دهیم». بعد از انجام این کار، باید آئین مسیحیت را شرح داد و درنتیجه حقیقت را جایگزین ضلالت کرد (Ibid: 183).

لوتر معتقد بود نقطه مناسب برای شروع بحث دینی مسیحی- مسلمان، در گام اول این است که با افشای خطاهای آیین مسلمانان، پایه و اساس اسلام را ویران کنیم؛ زیرا این کار همه موانع را از سر راه آئین مسیحیت برمی‌دارد و به این وسیله راه را برای درک بهتر انجیل هموار می‌کند؛ بر این اساس لوتر پس از حمله به قرآن نتیجه می­گیرد که قرآن وحیانی نیست، نه قرآن و نه پیامبری محمد صلی‌الله‌‌علیه‌‌و‌آله‌و‌سلم در وحی‌های پیشین پیش‌گویی نشده است، محتوای قرآن متناقض است، قرآن با معجزات تأییدنشده، غیر­معقول و پر از دروغ، ظالمانه، بی‌نظم و شرم‌آور و الهام شیطان است (Ibid: 209). بااین‌همه، عجیب است که لوتر قرآن را مبنای شرح عقاید مسیحی قرار داده است؛ او با پیروی از ریکالدو و حتی تقویت نظر او، تلاش کرد که از قرآن به‌عنوان مبنای اثبات آموزه‌های اساسی مسیحیت مانند تثلیث و الوهیت مسیح استفاده کند. همچنین تلاش کرد با استفاده از قرآن مسلمانان را به خواندن کتاب مقدس تشویق نماید. این روش برای تفسیر و حمایت از دین مسیحیان در برابر یک مخاطب مسلمان، نسبت به روش لوتر در بیست سال قبل (سال 1521م) کاملاً متفاوت است؛ زیرا وی در آن زمان این‌گونه نوشت:

اگر یک ترک [مسلمان] از ما بخواهد که دلایلی برای آئینمان ارائه دهیم، چگونه رفتار می‌کنیم؟ برای او مهم نیست که چند وقت است که ما به یک راه مطمئن ایمان آورده‌ایم، یا مردمی ‌که به آن ایمان آورده‌اند چه تعداد هستند و یا از افراد مشهور و مهم هستند. ما باید در برابر همه اینها سکوت کنیم و او را به کتاب مقدس به‌عنوان اساس دین خود سوق دهیم (Ibid: 207).

اقتباس لوتر از روش ویژه ریکالدو در ارائه دلیل برای آئین مسیحیان، تغییر مهمی را در افکار جدلی لوتر نشان می‌دهد. به نظر می‌رسد لوتر مبنای خویش را در مورد قاعده «فقط کتاب مقدس» که همواره به آن پایبند بود، رها می­کند و با تأثیرپذیری از ریکالدو، روش دیگری برای دفاع از آیین مسیحیت در برابر اسلام برمی­گزیند.

به‌رغم آنکه شناخت لوتر از اسلام و قرآن، نسبت به ریکالدو، بسیار اندک بوده و وی سخنان و ادعاهای ریکالدو را تکرار می­کند، اما رفتاری تهاجمی‌تر و تندتر از او دارد. به‌طور مثال ریکالدو ادعا می­نماید که روش قرآن در آشکار کردن خدا با روش سایر کتب آسمانی متفاوت است. وی روش بیان قرآن را که با ماهیت آهنگین زبان عربی آمیخته است رد می­کند؛ اما لوتر که هیچ شناختی از زبان عربی نداشت، با اعتماد به ریکالدو ادعا کرد روش قرآن در بیان، نه‌تنها علیه کتاب مقدس، بلکه علیه تمام نوشته‌های فلسفی و حقوقی می‌جنگد. او ادعا می­کند ریتم و وزن، فقط برای سرگرم‌کنندگان و دلقک‌ها مناسب است نه برای تبلیغ، تعلیم و یا شرح مسائل حقوقی. لوتر حتی با اطمینان افزود: «هرگز پیامبر، فقیه یا فیلسوفی وجود نداشته است که به شیوه­ای آهنگین یا شعرگونه سخن بگوید» (Ibid: 185).

 

تفاوت­های ترجمه لوتر با رساله ریکالدو

لوتر به‌شدت تحت تأثیر مطالب رساله ریکالدو قرار گرفته و با توجه به اینکه شناخت درستی از اسلام نداشته، محتوای آن را چشم­بسته پذیرفته است؛ اما با تغییرات محسوسی که لوتر در ترجمه کتاب ریکالدو انجام داد، تفاوت­های مهمی ایجاد کرد. برخی از تفاوت­های ترجمه لوتر با رساله ریکالدو به شرح زیر است:

 

الف) هدف

کتاب ریکالدو براى استفاده متکلمان نوشته شده است و هدف او این بود که آنچه وى بر ضد اسلام می‌نگارد، براى خدمت به کلیساى مسیحیت باشد؛ اما لوتر دو دشمن داشت؛ اسلام به‌عنوان یک تهدید جدى در هیأت سپاهیان ترک عثمانى و نیز کلیساى پاپ. لوتر از مسلمانان و پاپ به‌عنوان دوسر دجال یاد کرده است و به‌این‌ترتیب مجادله ضد اسلامى و ضد کاتولیک را به هم ربط داده بود(بوبتسین، 1385: 138). لوتر با هدف توانمندنمودن مسیحیان تحت سلطه ترک‌ها (مسلمانان) به‌منظور حفاظت از عقایدشان در برابر دین اسلام، این دفاعیه قرون‌وسطایی ریکالدو را به زبان بومی ترجمه کرد و برای دلپذیر کردن آن برای مخاطبانی که تمایل به استدلال‌های دینی رسمی نداشتند، ضمن حذف برخی مباحث استدلالی، مطالبی به آن افزود (Adam S, 2007: 209).

ب) تلخیص هدفمند

بهره­گیرى لوتر از متن لاتینى در ترجمه متن، دلبخواهانه بود؛ وی برخى عبارات را که به نظر او بسیار کلامى بود، تلخیص کرد و عباراتى از خود بر متن افزود تا بر اهمیت برخى مطالب تأکید کند (بوبتسین، 1385: 138). متن­های حذف‌شده در ترجمه لوتر بیشتر جنبه استدلالی دارد و او بخش­هایی از کتاب ریکالدو را که مضحک­تر است ترجیح داده است (Adam S, 2007: 199). ریکالدو فهم درستی از برخی مسائل اسلام نداشته و حتی در برخی موارد میان قرآن و احادیث تفکیک ننموده است (رحمتی، 1387). وی در فهم آیات قرآن نیز در برخی موارد مرتکب اشتباهات فاحشی شده است؛ به‌عنوان‌مثال در داستان حضرت سلیمان و مورچگان عبارت ﴿فَتَبَسَّمَ ضاحِکاً﴾ (نمل/18) را به «مورچه خندید» ترجمه کرده است؛ در حالی‌ که ترجمه صحیح عبارت، «سلیمان خندید» است. به‌سبب این اشتباه فاحش، طبیعى است که ریکالدو معناى اصلى داستان به‌علاوه چیزهاى دیگر یعنى فهم سلیمان به زبان همه حیوانات را درنیابد (بوبتسین، 1385: 139).

کیدونس در ترجمه یونانى کتاب ریکالدو، نمل[17] (مورچه) را به مگس ترجمه کرده است. افزون بر آن، در این داستان، به‌جای هدهد نیز مگس به کار رفته است؛ بر این اساس، خواننده مطالب، در ترجمه آیات قرآن، با این عبارت مواجه می­شود: مگس از سپاه سلیمان غایب بود و سلیمان به سربریدن مگس دستور داده است! بعد از این، مگس، خبر خود درباره ملکه سبا را به سلیمان علیه‌السلام داده است. در این شکل خبر، مگس حیوانى است که با ملکه و مردمانش که به پرستش خورشید به‌جای خداوند مشغول بوده­اند، مواجه شده است. این عبارات کاملاً بى­معنا بدون تغییر خاصى از صورت تحریف یافته آن در متن یونانى، بار دیگر به لاتینی ترجمه شده است. لوتر که با این گزارش از داستان سلیمان علیه‌السلام مواجه می­شود، ضمن تأکید بر بی­معنا بودن داستان، سخن گفتن سلیمان علیه‌السلام با پرندگان و نیز خندیدن پرندگان برای وی قابل‌فهم نبوده است(بوبتسین، 1385: 139). وی در حقیقت با انتخاب این‌گونه مطالب از کتاب ریکالدو تلاش نموده محتوای قرآن را مضحک معرفی نماید.

 

ج) لحن تند

گرچه رساله ریکالدو حاوی مطالب اهانت­آمیزی است و خالى از تندى نیست، اما نسبت به ترجمه لوتر، لحنى ملایم دارد، درحالی‌که ترجمه لوتر مشحون از عبارات درشت، فحاشی و سخنان غیراخلاقی است که ویژگى آثار آخر عمر لوتر است (کتاب تنها چهار سال قبل از مرگ لوتر در 1546م ترجمه شده است) (همان). مارتین لوتر نه‌تنها زمینه را برای ظهور جنبش دین­پیرایی مسیحیت در اروپا هموار کرد، بلکه بر شراره­های آتش هتاکی و ناسزاگویی نسبت به اسلام و قرآن دامن زد. این­چنین بود که اسطوره­های قرون­وسطایی «محمد صلی‌الله ‌علیه‌وآله‌وسلم به‌عنوان ضد مسیح» (دجال) در این دوره دوباره زنده شد (صمیمی، 1384: 234). علاوه بر لوتر، مصلحانی چون ملانشتون، مسلمانان ترک را همراه با کلیسای روم به‌منزله ضد مسیح (دجال) تلقی می­کردند (سی مارتین، 1377: 22).

 

د) دگرگونی در متن

لوتر ترجمه­ای آزاد بلکه فراتر از آن ارائه داده است؛ تغییرات ایجادشده در متنِ ترجمه لوتر در مقایسه با متن اصلی به‌اندازه‌ای است که در برخی موارد متن اساساً دگرگون شده و نمی­توان آن را ترجمه نامید، به‌گونه‌ای که محتوای آن را تنها می‌توان به لوتر نسبت داد. به‌ طور مثال: ریکالدو در استدلال خود علیه قرآن می­گوید یک دین علاوه بر تأیید شدن با معجزات، باید اثبات کند که عقلانی است: «اگر دین محمد [صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم] با عقل مطابقت داشت، دنیا حتی بدون معجزه هم آن را می­پذیرفت» (MonteCroceOp, 2010: 39). لوتر جمله ساده ریکالدو «چرا دین محمد [صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم] غیر‌عقلانی است» را به «چرا دین محمد [صلی‌الله‌علیه ‌وآله‌وسلم] حیوانی و کفرآمیز است» (Adam S, 2007: 190). تغییر داد. وی در ادامه دین اسلام را به‌طورکلی غیر‌عقلانی دانسته و از تعالیم قرآن را به بدترین شکل سخن می­گوید.

 

هـ) خاتمه

لوتر در انتهاى ترجمه کتابچه ریکالدو، ردیه خود را افزود و در آنجا مهم‌ترین انتقادات خود علیه قرآن را آورده است: هیچ‌چیز از آنچه در قرآن است، صحیح نیست و مى­توان نتیجه گرفت که قرآن کتابى در خور اعتماد نیست. اساس این عقیده لوتر در خلط میان قرآن و حدیث است. پیشتر ریکالدو نیز تمایز چندانى میان این دو دسته متون نگذاشته بود. لوتر این نتیجه را گرفته است که اگر بخشى از یک کتاب مقدس (قرآن) غیر صحیح باشد، بخش دیگر خودبه‌خود وثاقت خود را از دست می‌دهد.

 

بحث و نتیجه­گیری

مارتین لوتر همانند ریکالدو دومنته کروچه، به اسلام و قرآن از دریچه جنگ و خشونت نگریسته است؛ همان‌گونه که ریکالدو در فضای مسموم و وهم­آلود قرون وسطی و همزمان با جنگ­های صلیبی به انتقاد از قرآن پرداخت، لوتر نیز همزمان با حملات ترکان عثمانی، به انتقاد از قرآن روی آورد. رفتار تهاجمی لوتر علیه اسلام و قرآن در زمانی بود که وی از پاپ عصبانی و درگیر مبارزه با کلیسای روم بود و از سوی دیگر از بیماری­های مختلف رنج می‌برد، از این رو می‌توان گفت این عوامل را در تندخویی و روحیه هتاکانه وی مؤثر بوده است. لوتر که ابتدا مؤثرترین دفاع در برابر جاذبه اسلام را استقامت در باورهای مسیحی می­دانست؛ با تغییر روش، تحت تأثیر ریکالدو بهترین رویکرد را نشان دادن خطاهای قرآن معرفی کرد. گرچه لوتر در رویکرد انتقادی به قرآن متأثر از ریکالدو است، اما رفتاری تهاجمی­تر و تندتر از ریکالدو دارد، سخنان لوتر مشحون از عبارات زشت، فحاشی و سخنان غیراخلاقی است. از جمله خطاهای آشکار لوتر این است که او همواره ترکان عثمانی را نماد اسلام دانسته و به این بهانه به اسلام، قرآن و ساحت مقدس پیامبر اسلام صلی ‌الله‌ علیه‌وآله‌وسلم اهانت نموده است. بی­تردید مواضع و ادعاهای لوتر در برابر اسلام و بسیاری از اتهامات و اهانت­هایی که به‌منظور وارونه جلوه دادن چهره حقیقی اسلام مطرح نموده، بازتاب اندیشه­های قرون‌وسطایی ریکالدو و نیز احساسات خصمانه لوتر در فضای خشونت و جنگ ترکان عثمانی است که در سخنان وی آشکار شده است.

 

منابع

-  اُبرمان، هیکو (1393ش). لوتر مردی میان خدا و شیطان. ترجمه سهراب ابوتراب و فریدالدین رادمهر. تهران: نشر چشمه، چاپ سوم.

-  بدوی، عبدالرحمان (1375ش). فرهنگ کامل خاورشناسان. ترجمه شکرالله خاکرند. قم: بوستان کتاب. چاپ اول.

-  بوبتسین، هارتموت (1385ش). «متکلمان مسیحی و قرآن» ترجمه محمدکاظم رحمتی؛ آیینه پژوهش. شماره 98 و 99. 2 -150.

-  رحمتی، محمدکاظم (1387). «ردیه نویسی مسیحیان اندلس بر اسلام و تأثیر آن بر این سنت در اروپای غربی». تاریخ و تمدن اسلامی. شماره 8. 81 ـ 98.

-  سی مارتین، ریچارد (1377). «پیشینه مطالعات اسلامی در غرب» ترجمه سیدحسن اسلامی. آینه پژوهش. شماره 54. 19-24.

-  صمیمی، مینو (1384 ش). محمد در اروپا. ترجمه عباس مهرپویا. تهران: اطلاعات. چاپ دوم.

کتاب مقدس (ترجمه قدیم با رسم‌الخط جدید) (2002م). چاپ سوم. انگلستان: ایلام.

-  کریمی نیا، مرتضی (1381 ش). «قرآن در عصر اصلاح‌طلبی و نواندیشی (مروری بر کتاب هارتموت بوبتسین)». ترجمان وحى. شماره 11. 74 ـ 79.

-  کونگ، هانس (1390ش). متفکران بزرگ مسیحی. ترجمه گروه مترجمان. قم: دانشگاه ادیان و مذاهب. چاپ دوم.

-  لین، تونی (1390ش). تاریخ تفکر مسیحی. ترجمه روبرت آسریان. تهران: فرزان. چاپ چهارم.

-  معارف، مجید (1394ش). شناخت قرآن (دفتر اول). به کوشش محمد نعمتی. تهران: انتشارات نبأ. چاپ اول.

-  مینوی، مجتبی (1369ش). تاریخ و فرهنگ. تهران: خوارزمی. چاپ سوم.

-  میشل، توماس (1387ش). کلام مسیحی. ترجمه حسین توفیقی. قم: دانشگاه ادیان و مذاهب. چاپ سوم.

-  ویلیام ساترن، ریچارد (1392ش). چهره اسلام در اروپای قرون میانی. ترجمه دکتر عبدالله ناصری طاهری و فاطمه کیا دربندسری. تهران: کویر. چاپ اول.

هوردن، ویلیام (1368ش). راهنمای الهیات پروتستان. ترجمه طاوس میکائیلیان. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی. چاپ اول.



[1]. Martin Luther

[2]. Petrus Mosellaus

[3]. Ricoldo da Monte Croce

[4]. کروچه نام محلى نزدیک فلورانس است.

[5] Florence

[6]. Prato

[7]. Contra Legem Sarreacenorum.

[8]. Disputation against the Saracens and Quran.

[9]. Disputatio Contru Saracenos et Alchoranem

[10]. “Antlacoran maehometi”

[11]. “Confutation (ou improbatio) alchorani”

[12]. Demetrius cydones

[13]. فرهنگ خاورشناسان، ص 183.

[14]. Refutation of the Koran

[15]. De rationibus fidei contra saracenos

[16]. How to arque with unbelievers.

[17]. ﴿حَتَّى إِذا أَتَوا عَلى‏ وادِ النَّملِ قالَت نَملَةٌ یا أَیُّهَا النَّملُ ادخُلُوا مَساکِنَکُم لا یَحطِمَنَّکُم سُلَیمانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُم لا یَشعُرُونَ﴾ (نمل/18).

اُبرمان، هیکو (1393ش). لوتر مردی میان خدا و شیطان. ترجمه سهراب ابوتراب و فریدالدین رادمهر. تهران: نشر چشمه، چاپ سوم.

بدوی، عبدالرحمان (1375ش). فرهنگ کامل خاورشناسان. ترجمه شکرالله خاکرند. قم: بوستان کتاب. چاپ اول.

بوبتسین، هارتموت (1385ش). «متکلمان مسیحی و قرآن» ترجمه محمدکاظم رحمتی؛ آیینه پژوهش. شماره 98 و 99. 2 -150.

رحمتی، محمدکاظم (1387). «ردیه نویسی مسیحیان اندلس بر اسلام و تأثیر آن بر این سنت در اروپای غربی». تاریخ و تمدن اسلامی. شماره 8. 81 ـ 98.

سی مارتین، ریچارد (1377). «پیشینه مطالعات اسلامی در غرب» ترجمه سیدحسن اسلامی. آینه پژوهش. شماره 54. 19-24.

صمیمی، مینو (1384 ش). محمد در اروپا. ترجمه عباس مهرپویا. تهران: اطلاعات. چاپ دوم.

کتاب مقدس (ترجمه قدیم با رسم‌الخط جدید) (2002م). چاپ سوم. انگلستان: ایلام.

کریمی نیا، مرتضی (1381 ش). «قرآن در عصر اصلاح‌طلبی و نواندیشی (مروری بر کتاب هارتموت بوبتسین)». ترجمان وحى. شماره 11. 74 ـ 79.

کونگ، هانس (1390ش). متفکران بزرگ مسیحی. ترجمه گروه مترجمان. قم: دانشگاه ادیان و مذاهب. چاپ دوم.

لین، تونی (1390ش). تاریخ تفکر مسیحی. ترجمه روبرت آسریان. تهران: فرزان. چاپ چهارم.

معارف، مجید (1394ش). شناخت قرآن (دفتر اول). به کوشش محمد نعمتی. تهران: انتشارات نبأ. چاپ اول.

مینوی، مجتبی (1369ش). تاریخ و فرهنگ. تهران: خوارزمی. چاپ سوم.

میشل، توماس (1387ش). کلام مسیحی. ترجمه حسین توفیقی. قم: دانشگاه ادیان و مذاهب. چاپ سوم.

ویلیام ساترن، ریچارد (1392ش). چهره اسلام در اروپای قرون میانی. ترجمه دکتر عبدالله ناصری طاهری و فاطمه کیا دربندسری. تهران: کویر. چاپ اول.

هوردن، ویلیام (1368ش). راهنمای الهیات پروتستان. ترجمه طاوس میکائیلیان. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی. چاپ اول.

 

Francisco Adam S (2007). Martin Luther and Islam. Leiden: brill.

Herbermann, Charles George. The Catholic Encyclopedia. New York: Robert Appleton Company. available at: http://www.ccel.org/ccel/herbermann/cathen13.html (5/9/2018)

Kung, Hans (1995). Christianity: essence, history and future. New York: Continuum.

Monte Croce Op, Riccoldo (2010). Refutation of the quran. London: Londini Ensis.

R. Po- Chia Hsia (2004) A Companion to the Reformation World. London: Blackwell.

Hazlitt, William. (2004). Table Talk of Martin Luther. Alachua. Florida: Bridge-Logos.