زبان قرآن
فاطمه جعفری کمانگر؛ رمضانعلی تقی زاده چاری
چکیده
قرآن مجید به عنوان گنجینهای از روایات کهن با ویژگیهای روایی مختص به خود، دارای داستانهایی با ساختارهای مختلف است. برخی از داستانها از ساختاری منظمتر و متوالی برخوردارند و در یک سوره جمع آمدهاند و برخی دیگر ساختارهایی پیچیدهتر و پراکندهتر دارند و هر بخش آن در یک سوره روایت شده است. ساختارشناسان با بیان ویژگیهای مختلف ...
بیشتر
قرآن مجید به عنوان گنجینهای از روایات کهن با ویژگیهای روایی مختص به خود، دارای داستانهایی با ساختارهای مختلف است. برخی از داستانها از ساختاری منظمتر و متوالی برخوردارند و در یک سوره جمع آمدهاند و برخی دیگر ساختارهایی پیچیدهتر و پراکندهتر دارند و هر بخش آن در یک سوره روایت شده است. ساختارشناسان با بیان ویژگیهای مختلف ساختارهای روایت، در صدد کشف مختصات مشترک داستانها و روایات هستند. کلود برمون یکی از روایتشناسان ساختارگرا است که الگوی خاص خود را مبتنی بر توالی پیرفتها، برای شناخت ساختار روایت ارائه داده است. پژوهش حاضر به روش تحلیلی نگاشته شده است و به بررسی ساختارگرایانة داستان یوسف (ع) به عنوان بلندترین و منسجمترین داستان قرآن، بر اساس نظریة کلود برمون پرداخته است. نتایج این تحلیل نشان میدهد: این داستان از توالیای مرکب و پیچیده در ساختار برخوردار است؛ اما با وجود این که در کلیت خود برخوردار از نظم روایی مد نظر کلود برمون است، دارای پایان بندی متفاوتی است که از ساختار مد نظر کلود برمون و نظم ساختاری داستانهای کهن فراتر میرود و الگوی منحصر به فردی را ارائه میدهد.
تفسیر
محمد علی همتی؛ وفادار کشاورزی؛ مهدی عبداللهی پور
چکیده
یکی از واژگانی که مفسران و مترجمان فارسی و لاتین قرآن در معنای آن اختلاف نظر دارند، واژهی «سامدون» در آیهی «وَ أَنْتُمْ سامِدُون» است. غافل، آوازخوان، سرگرم بازی، متکبر، کسی که ایستاده منتظر آمدن امام جماعت است، سرگردان، مسخرهکننده و... از جمله معانی است که برای این واژه ذکر شده است. خاستگاه برخی از این معانی، روایات ...
بیشتر
یکی از واژگانی که مفسران و مترجمان فارسی و لاتین قرآن در معنای آن اختلاف نظر دارند، واژهی «سامدون» در آیهی «وَ أَنْتُمْ سامِدُون» است. غافل، آوازخوان، سرگرم بازی، متکبر، کسی که ایستاده منتظر آمدن امام جماعت است، سرگردان، مسخرهکننده و... از جمله معانی است که برای این واژه ذکر شده است. خاستگاه برخی از این معانی، روایات و برخی دیگر، منابع لغت است و معدودی مؤید روایی و لغوی ندارد. این پژوهش با هدف دستیابی به معنای دقیقتر این واژه با روش توصیفی تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانهای انجام پذیرفته است. بررسی منابع لغت در واکاوی معنای دقیق واژه، مطالعه سیر تاریخی آن در مهمترین تفاسیر فریقین و ارائه مهمترین ترجمههای فارسی و لاتین همراه با تحلیل دادهها، ساختار پژوهش حاضر را تشکیل داده است. نتایج نشان میدهد که روایات در این زمینه با توجه به فراوانی، تعارض داشته و هر دسته از مفسران در معنای مورد نظر خود به دستهای از روایات توسل جسته و مبنای برخی از معانی موجود در تفاسیر مشخص نیست. این اختلاف معنا در تفاسیر به ترجمهها نیز ورود یافته و موجب تعدد ترجمه گردیده است. معنای پیشنهادی این پژوهش با توجه به معنای لغت، روایات مرجح و استفاده از آیات دیگر قرآن حاصل گردیده است.
زبان قرآن
بهزاد مریدی
چکیده
مفاهیم درهر زبانی بازنمونی از نظام اندیشهای و همبسته به عناصر فرازبانی و بازتاب دهنده بافتار با سویههای ناهمسان اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است و نشان از همپیوندی و همکنشی نظام زبانی وغیرزبانی است. دراین میان مفاهیم آرمانی آزادی و عدالت اجتماعی با بهرهمندی ازجایگاه ویژه در زیست اجتماعی، دارای برداشتها ناهمسان در نظام گفتمانی ...
بیشتر
مفاهیم درهر زبانی بازنمونی از نظام اندیشهای و همبسته به عناصر فرازبانی و بازتاب دهنده بافتار با سویههای ناهمسان اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است و نشان از همپیوندی و همکنشی نظام زبانی وغیرزبانی است. دراین میان مفاهیم آرمانی آزادی و عدالت اجتماعی با بهرهمندی ازجایگاه ویژه در زیست اجتماعی، دارای برداشتها ناهمسان در نظام گفتمانی متعدد است. این پژوهه با روش تحلیل گفتمان انتقادی به عنوان یکی از نظریههای میان رشتهای در زبانشناسی، درپی صورت بندی چیستی و چگونگی رابطه عدالت اجتماعی و آزادی درگفتمان قرآن کریم و نظام لیبرالیسم و تبیین رویآوری این گفتمانها در امکان یا عدم تحقق توأمان این دو مفهوم در زیست اجتماعی است. ناهمسانی برداشت ها و رویآوری گفتمانها درباره پیوند میان آزادی و عدالت اجتماعی، از یافتههای جستار حاضر است. براین اساس گفتمان لیبرال رأی به اولویت آزادی به عدالت اجتماعی داده اما قرآن کریم همکنشی، با همآیی و همحضوری این مفاهیم را درعرصه اجتماعی روا دانسته است.
تفسیر
احمد بحرانی؛ سید مصطفی مناقب؛ رحمت الله عبدالله زاده آرانی
چکیده
احادیث امامان معصوم (علیهمالسلام) میراث ماندگار ایشان در طول قرنهای متمادی است. در این میان احادیث امام صادق (علیهالسلام) باتوجهبه گشایشی که پس از دوران خفقان امویان و در عهد عباسیان فراهم شد میزان بیشتری از این احادیث شیعه را به خود اختصاص داده است. گسترش جامعه اسلامی از یک سو و لزوم ارتباط با یاران و همراهان ایجاب میکرد که ...
بیشتر
احادیث امامان معصوم (علیهمالسلام) میراث ماندگار ایشان در طول قرنهای متمادی است. در این میان احادیث امام صادق (علیهالسلام) باتوجهبه گشایشی که پس از دوران خفقان امویان و در عهد عباسیان فراهم شد میزان بیشتری از این احادیث شیعه را به خود اختصاص داده است. گسترش جامعه اسلامی از یک سو و لزوم ارتباط با یاران و همراهان ایجاب میکرد که بخشی از این سخنان در قالب نامههایی به ایشان به رشته تحریر درآید. این نامهها که برخوردار از عمق آموزههای وحیانی در حوزههای گوناگون اعتقادی، اخلاقی و اجتماعی میباشد. بیانگر تعاملی آگاهانه از سوی آن حضرت با کلام الهی است. امام در این نامهها بدین شیوه با بهرهگیری از آیات قرآن کریم به سخنان خود عمق بخشیدهاند و از سوی دیگر تبیین و تفسیر امام علیهالسلام از آیات الهی در قالب این نامهها بروز نموده است. این پژوهش با روش تحلیل محتوا و با استفاده از تفاسیر فریقین ضمن تحلیل کلام امام در بعد حقوق اجتماعی به کیفیت و نحوه اثرپذیری نامههای امام از آیات قران میپردازد. از نتایج این بررسی و تحلیل بر میآید که این اثرپذیری در استناد به آیات قرآن در برخی موارد با ذکر کل آیه و در برخی دیگر با ذکر بخشی از آیه و در مواردی با تغییر در لایههای صرفی و نحوی و در اکثر موارد بهصورت بهرهگیری از مضمون آیات است؛ بنابراین میتوان گونههای مختلف این اثرپذیری را در قالب نظریه بینامتنیت یا تناص و بیشتر بهصورت نفی متوازی یافت. ضمن آنکه این نگاه میتواند در درک عمیق معناو اثرگذاری کلام
زبان قرآن
محمدرضا حاجی اسماعیلی حسین آبادی؛ داود اسماعیلی دهاقانی؛ مرضیه یزدیان پور
چکیده
دو واژه وحی و ندا درلغت و سیاق آیات قرآن، با کاربردهای متفاوت از ارزش انفرادی وترکیبی ویژه ای برخوردارند. لذا ترجمه و فهم درست آنها منوط به درک و آگاهی از همنشینی واژگان ، شرایط زمان نزول، و ترکیب بافت و ساختار جملات است. پژوهش حاضر پس از بررسی مفهوم لغوی واژگان "وحی و ندا" با روش تحلیل محتوا و تحلیل نمونه هایی از آیات قرآن، بررسی نموده ...
بیشتر
دو واژه وحی و ندا درلغت و سیاق آیات قرآن، با کاربردهای متفاوت از ارزش انفرادی وترکیبی ویژه ای برخوردارند. لذا ترجمه و فهم درست آنها منوط به درک و آگاهی از همنشینی واژگان ، شرایط زمان نزول، و ترکیب بافت و ساختار جملات است. پژوهش حاضر پس از بررسی مفهوم لغوی واژگان "وحی و ندا" با روش تحلیل محتوا و تحلیل نمونه هایی از آیات قرآن، بررسی نموده و باورمند گردیده که اشتراکات و افتراقاتی که در معنای لغوی این دو واژه وجود دارد، با توجه به سیاق و بر اساس قرائن درون متنی و برون متنی آیات قرآن از نوع ترادف جزئی و کلی است. در این مقاله توسعۀ واژگان مترادف که برگرفته از متن قرآن است، مورد بررسی قرار گرفته. بدیهی است در زمینۀ ترادف یا عدم ترادفِ واژگانی، ملاک و معیار سنجش و ارزیابی خودِ آیات قرآن است. نتیجه آن که پس از مقایسۀ این دو واژه دانسته می شود که در برخی از آیات قرآن، واژۀ "ندا" در مفهوم"وحی"به کار رفته است.
تفسیر
علی غضنفری؛ ریحانه پورخلیلی؛ مصطفی زارعی بلوطبنگان
چکیده
شناخت معانی و مفاهیم آیات قرآن کریم، نیازمند رعایت قواعد و قوانین خاص و ویژهای است که مفسر ملزم به معرفت نسبت به آنان بوده تا مصون از خطا و انحراف در تفسیر باشد. مفسران در امر تفسیر، دارای قواعد مختص رویکرد خود هستند. حال این پرسش مطرح میگردد، عایشه بنتالشاطی مفسر اهلسنت و ملافتحالله کاشانی به عنوان مفسر شیعی که هر دو دارای ...
بیشتر
شناخت معانی و مفاهیم آیات قرآن کریم، نیازمند رعایت قواعد و قوانین خاص و ویژهای است که مفسر ملزم به معرفت نسبت به آنان بوده تا مصون از خطا و انحراف در تفسیر باشد. مفسران در امر تفسیر، دارای قواعد مختص رویکرد خود هستند. حال این پرسش مطرح میگردد، عایشه بنتالشاطی مفسر اهلسنت و ملافتحالله کاشانی به عنوان مفسر شیعی که هر دو دارای تفسیر ادبی هستند در تفسیر البیانی للقرآن الکریم و منهج الصادقین فی الزام المخالفین چه قواعد تفسیری را مدنظر قرار دادهاند؟ تحقیق حاضر، به روش تحلیلی ـ تطبیقی، به بررسی قواعد تفسیری، تفسیر البیانی للقرآن الکریم و منهج الصادقین فی الزام المخالفین پرداخته و میزان همگرائی این دو مفسر را بررسی نموده است. به نظر میرسد هر چند هر دو مفسر گرایش ادبی در تفسیر دارند و از روایات، خاصه اخبار سبب نزول و نیز توجه به سیاق بهره جستهاتد، لیکن در تفسیر آنان تفاوتهایی در شیوه بهرهمندی از قواعد دستوری ادبیات عرب، توجه به اصول دستیابی به مفاد واژگان و در نظر گرفتن قرائات صحیح وجود دارد.
تفسیر
پدرام علی مرادی؛ محمود واعظی
چکیده
تفسیر «الجامع»، تألیف دکتر محمّد عبدالستار السیّد از کشور سوریه است که در بحبوحۀ تحوّلات سالیان اخیر این کشور به رشتۀ تحریر در آمده و یکی از مهمترین تفاسیر معاصر در سوریه بهشمار میرود.داعیۀ اندیشۀ تقریب گرایانۀ مؤلّف آن که در جای جای تفسیرِ خود به آن اشاره کرده است، اهمیت بررسی دیدگاههای تفسیری دکتر عبدالستار را به ویژه ...
بیشتر
تفسیر «الجامع»، تألیف دکتر محمّد عبدالستار السیّد از کشور سوریه است که در بحبوحۀ تحوّلات سالیان اخیر این کشور به رشتۀ تحریر در آمده و یکی از مهمترین تفاسیر معاصر در سوریه بهشمار میرود.داعیۀ اندیشۀ تقریب گرایانۀ مؤلّف آن که در جای جای تفسیرِ خود به آن اشاره کرده است، اهمیت بررسی دیدگاههای تفسیری دکتر عبدالستار را به ویژه دربارۀ آیات مرتبط با فضائل اهل بیت(ع) بیشتر میکند. پژوهش حاضر به شیوۀ توصیف و تحلیل محتوا، به بررسی این آراء و اختلاف آنها با دیدگاه دیگر مفسّران، به ویژه آیت الله جوادی آملی پرداخته است. یافتههای پژوهش نشان میدهد با وجود اینکه دکتر عبدالستار در تفسیر خود سعی نموده به ایجاد وحدت میان فرقههای مختلف بپردازد و در جای جای تفسیر خود بر اتحاد در برابر دشمن صهیونیست به خصوص در کشور سوریه تأکید نموده است، ولی برخورد وی با این دسته از آیات عمدتاً سکوت و گذر از تفسیر مبنایی و دقیق این آیات است. با بررسی موشکافانۀ این تفسیر میتوان گفت ایشان با وجود روایات شأن نزول که به طور صریح بر فضائل اهل بیت علیهم السّلام به ویژه امیر مؤمنان علی(ع) دلالت دارد، به آسانی از کنار آنها گذشته است و با وجود روایات معتبر در منابع حدیثی نزد عامّۀ در این زمینه که ایشان در موضوعات دیگر به کرّات به آنها ارجاع داده است هیچگونه استناد و اشارهای به این روایات در این تفسیر دیده نمیشود.
تفسیر
رضا ملازاده یامچی؛ میثم شعیب
چکیده
این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی واتخاذ رویکردی تطبیقی،به کالبدشکافی مناقشه تفسیری بنیادین پیرامون واژه «یَعْرِشُونَ»در آیه ۱۳۷ سوره اعراف میپردازد.این آیه که نقطه اوج رویارویی بنیاسرائیل و فرعونیان است، با این عبارت به پایان میرسد وتأثیری عمیق بر بازنمایی ماهیت تمدن فرعونی و فلسفه تدمیر الهی دارد.مسئله محوری تحقیق، فراتر ...
بیشتر
این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی واتخاذ رویکردی تطبیقی،به کالبدشکافی مناقشه تفسیری بنیادین پیرامون واژه «یَعْرِشُونَ»در آیه ۱۳۷ سوره اعراف میپردازد.این آیه که نقطه اوج رویارویی بنیاسرائیل و فرعونیان است، با این عبارت به پایان میرسد وتأثیری عمیق بر بازنمایی ماهیت تمدن فرعونی و فلسفه تدمیر الهی دارد.مسئله محوری تحقیق، فراتر از یک اختلاف لغوی، بر این پرسش استوار است که آیا «یَعْرِشُونَ» به «بناها و کاخهای رفیع»(عَرش) به مثابه نماد قدرت و استعلا، اشاره دارد یا ناظر بر «باغها وتاکستانهای داربستی»(عَریش) به عنوان مظهر رفاه و تجمل است.یافتهها نشان میدهد که هر دو معنا از ریشه لغوی مشترک «ارتفاع» منشعب شده ودر میراث تفسیری فریقین،به شکلگیری دو پارادایم تحلیلی متمایز انجامیده است.خوانش نخست،تمدن فرعونی را نماد«استکبار معماری» و «علوّ» سیاسی معرفی میکند که «تدمیر» الهی،نمادهای فیزیکی قدرت استیلاگر آن را هدف گرفته است. خوانش دوم، این تمدن را نماد«اتراف مادی» و رفاه مبتنی بر غفلت میداند که تدمیر،بنیانهای اقتصادی آن را نابود ساخته است.تحلیل تطبیقی تفاسیر،یک سیر تحول روششناختی را آشکار میسازد که از ترجیح یک معنا در آثار متقدم به سمت یک رویکرد ترکیبی و جامع در آثار متأخر حرکت کرده است. نتایج بیانگر آن است که ابهام موجود دراین واژه یک صنعت بلاغی هدفمند و ایجازی است که بر اساس آن،«تدمیر» الهی به صورتی کاملاً جامع، هر دو بُعد قدرت استکباری و رفاه مفسدهآمیز تمدن فرعونی را در بر میگیرد؛ یعنی هم «عرشِ» استیلا وهم «عریشِ» اتراف را شامل میشود و نشان میدهد که سقوط تمدنها از منظر قرآن، ریشه در پیوند این دو مؤلفه دارد.